دعای صحت‌افزا

هادی دریابی

حالا به برکت تاریخ یا به برکت خودمان، ما معمولاً خیلی کم فرصت می‌کنیم که بخندیم. نه این‌که وقت ما تنگ باشد و یک عالم کار و برنامه داشته باشیم و نتوانیم بخندیم، بلکه از این جهت که دلیلی برای خندیدن پیدا نمی‌کنیم. این قحطی نیست، این‌گونه نیست که ما هیچ دلیلی برای خندیدن نداشته باشیم. هستند آدم‌هایی که هرازگاهی، کارهایی می‌کنند یا حرف‌هایی می‌زنند که باعث می‌شود آدم لحظه‌‌ای بخندد.

یکی از این آدم‌های خوب، آدم‌های رسیده و شدیداً مرطوب‌ که ما اجازه داریم به آن‌ها بگوییم یا مقلب‌القلوب چرا تقلب(؟)، وزیر محترم صحت جمهوری اسلامی افغانستان است. طوری‌ که دیده می‌شود، ایشان قبل از این‌که آدم باشد، د‌کتر است و این خود سند بزرگی‌ست برای تمایز او از بقیه‌ی دولت‌مردان که معمولاً فاسد و متحجر هستند. وزیر صحت که چند هفته‌‌ از آغاز کارش در وزارت صحت عامه می‌گذرد، به یک‌بار‌‌گی و بدون اطلاع قبلی، متوجه می‌شود که وای وای در تمام این سال‌ها چه ظلمی که در حق مردم بامیان نشده؟ ای خدای بزرگ ای چه آل است؟ چرا وزیر سابق این‌قدر نسبت به بامیان بی‌توجه بوده و از آن‌همه بودجه، حتا حق بامیان را به بامیان تخصیص نداده؟

همین سوال‌های بدون جواب را از خودش پرسیده می‌رود تا این‌که کدام وارنینگ از طرف مقام عالی، یعنی سر خود دریافت می‌کند. فوراً دستور می‌دهد که بامیان باید در مرکز توجهات این وزارت قرار بگیرد. از بس از کارهای وزیر قبلی می‌شرمد، هیچ فکری به ذهنش نمی‌رسد. طبیعی است، فشار آدم بالا می‌رود. آن روز که اعصابش خراب شده بود، هیچ کاری نکرده. یکی از خصوصیات دکترها این است که موقع عصبانیت، هیچ کاری نمی‌کنند؛ چون مطمئن هستند که گند می‌زنند. کوشش می‌کنند بر اعصاب خویش مسلط شوند. وقتی هم مطمئن شدند که حالا الحمدالله بر اعصاب خویش مسلط اند، شروع می‌کنند به کار.

وزیر عزیز صحت عامه‌ی ما هم همین کار را کرده است؛ اعصابش را فتح کرده و وقتی کنترول کامل بر آن را به دست آورده، شروع کرده به جبران آن‌همه حق‌تلفی‌ای‌ که از سوی وزیر قبلی در حق بامیان و بعضی ولایت‌های دیگر شده است. مشاورانش را احضار کرده، دستور داده که خیلی زود راه جبران تمام بی‌توجهی‌های سیستماتیکی که قبلاً در حق بامیان شده را پیدا کند. مشاوران را که می‌شناسید؟! تا بگوییم این‌جا یک مشکل وجود دارد و مشکل هم مربوط به وزیر قبلی می‌شود، در ظرف چند ثانیه بهترین راه‌حل را پیدا می‌کنند. این خاصیت مشاوران است. از این خاصیت‌شان خوشم نمی‌آید. بابا یک کم نشان بدهید که زحمت می‌کشید. این‌قدر زود زود راه حل ندهید، وطن ما تاب این همه پیشرفت را ندارد. مردم یک دفعه اعصاب‌شان خراب می‌شود و سر کوه بالا شده، تمام پیشرفت‌های شما را در پای کوه خراب می‌کنند.

مشاوران خیلی زود راه‌حل تمام بی‌توجهی‌ها به بامیان را پیدا می‌کنند. یکی از آن‌ها که رابطه‌ی نزدیکی با نبوغ دارد، شروع می‌کند به قرائت راه‌حل. به وزیر می‌گوید که بامیان یک ولایت هموار است، اگر تلسکوپ مخصوص ناسا را هم بیاریم، در بامیان کوه یافت نمی‌شود. سرک‌های بامیان قیر شده و چون ما مردم عادت داریم که در هنگام سیری دیوانگی کنیم، حالا بامیانی‌ها از بس سرک‌های‌شان قیر شده، شروع کرده‌اند به کاه‌گل نمودن سرک‌های خود. طوری‌ که هیئت حقیقت‌یاب ما گزارش داده، آن‌ها حتا راه خانه تا تشناب خود را که دورتر از خانه قرار دارد، قیر کرده‌اند. بناءً خدمت شما که عقل کل بشر هستید، عرض می‌کنیم که به این ولایت آمبولانس بدهید. نه از آن امبولانس‌هایی که به ولایت‌های دیگر می‌فرستیم. بامیان شفاخانه زیاد دارد؛ هر خانواده، پیش خانه‌ی خود یک دانه شفاخانه آباد کرده که در آن صدها داکتر فوق متخصص کار می‌کنند. بناءً پیش‌نهاد می‌کنیم آمبولانس مخصوص به این ولایت بفرستید.

وزیر که سرشار از عاطفه و مزین به پایه‌های محکم منطق است، تصمیم می‌گیرد چندین عراده سه‌چرخه را به عنوان آمبولانس به این ولایت بفرستد. سه‌چرخه‌هایی که برای خدمات صحی به جامعه اند. رییس صحت عامه‌ی بامیان وقتی با این لطف کم‌نظیر روبه‌رو می‌شود، یک نامه‌ به وزیر می‌نویسد و می‌گوید: جناب وزیر صاحب! الهی صحتت خراب نشود. بعد از عرض دعا، این سه‌چرخه‌ها اصلاً ضرور نبودند. به ناحق از دهن بچه‌ی خود گرفتید و انداختید در کام گرگان. برای ما اگر بایسکل هم می‌فرستادید، راضی بودیم. ما این‌جا از خود پلان داریم. اولاً که کسی حق ندارد مریض شود. اگر مریض شد، جبراً مثل عسکری دوره‌ی ظاهرشاه، باید بایسکل‌رانی را یاد بگیرد. خیر باشد.

حالا که فرستادی، خدا در جوانی‌ات برکت بدهد. یک خواهش کوچک دیگر هم دارم؛ اگر تصمیم گرفتی که برای دایکندی از این آمبولانس‌ها بفرستی، یک کم از عقلت کار بگیر! آن‌جا کراچی بفرست. مردم دایکندی اگر مریض شدند، اول باید یک کمپل روی کراچی بیاندازند، بعد مریض را سوار کراچی کرده ببرند به شفاخانه. مصراً تقاضا می‌کنم این‌قدر شتاب‌زده عمل نکنی. شتاب‌زد‌‌گی و لطف بیش از حد، عین حماقت است. پس لطفاً از این دو چیز دوری کن!

تمام جانت جور باشد. آدم جور به حرف می‌فهمد. وقتی از خدمت بی‌نظیر وزیر صحت عامه در حق بامیان خبر شدم، نتوانستم جلو خنده‌ام را بگیرم. آن‌قدر خندیدم که نگو و نپرس! خدا خیرت بدهد وزیر رفیق! خیلی دیر بود نخندیده بودم. الهی که روز بد را نبینی. همیشه همین‌گونه شریف و نجیب باش! تحت فشارهای قبیله‌گرایی و فاشیستی قرار نگیر! ما حالا حالا به شما نیاز داریم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه