نمیدانم اول از نبیل شکایت کنم یا از ارگ؟ برو توکل به خدا اول از آقای نبیل، رییس امنیت ملی افغانستان شکایت میکنم. رحمت الله نبیل رییس امنیت ملی افغانستان، آدم خنگی است. هرچه مقامات ارگ سر این آدم فشار آورده که بیا تفاهمنامهای همکاری با آی اس آی را امضاء کن، ایشان زیر بار نرفته. آخر یک امضاء چهقدر وقت و انرژی کار دارد که رییس امنیت ملی ما از آن خودداری میکند. بیایید پیش من که در یک روز برای تان هزار امضاء بکنم. ما که حاضریم برای همدیگر جان بدهیم و جان بستانیم، یک امضاء چیست که آن را از همدیگر دریغ کنیم؟ شرم است به خدا. من جای رییس امنیت ملی بودم، همین امروز یک تفاهمنامه با آی اس آی، یکی دیگر با اطلاعات ایران، یکی دیگر هم با استخبارات هند و همینطور هر کشوری که دوست دارد تا معدهی دولت ما نفوذ کند، با آن تفاهمنامهی همکاری امضاء میکردم. تنبل دیده بودم، اما نه به اندازهی نبیل. نبیل باید از معاون اول خود یاد بگیرد، ایشان مثل شیر غران و ببر فیلآسا این تفاهمنامه را امضاء کرد و حالا هم دل صاحبان ارگ ما خوش است و هم دل برادران مستقر در پاکستان ما.
آنچه را گفتم یک بعد قضیه است که بوی دال پشاوری میدهد. بعد دیگر قضیه، بر میگردد به دلایلی که ممکن است نزد آقای نبیل برای امضاء نکردن این تفاهمنامهی لعنتی وجود داشته باشد. حالا هر دلیلی که وجود دارد، به نظر من که موجه است. یعنی بیخیال نبیل، او کاری کرده که باید میکرد. حالا برویم سراغ کسی که این تفاهمنامه را به نمایندگی از امنیت ملی امضاء کرده. دلیل او برای امضای این تفاهمنامه چیست؟ او هرقدر بیاطلاع و بیدانش باشد، بازهم میفهمد که آی اس آی کنترول طالبان را از دست داده و پاکستان خود یکی از قربانیان گروه تروریستی طالبان است. فقط نمیدانم همین آدم چیزی به نام مغز، تحلیل، سود و زیان هم در سرش دارد یا نه؟ نکند ترس از دست دادن عنوان و مقام او را مجبور کرده تن به این خواست ناشیانهی ارگ بدهد؟ مخصوصاً که نفر اصلی حالا در میان ما نیست تا از او در برابر فشارهای که از سوی ارگ وارد میشود محافظت و حمایت کند. حالا شما یخن این مرد را محکم نگیرید، او مقصر اصلی و طراح این مسئله نیست.
آخر این تفاهمنامه چه خواهد شد؟ گیریم که پاکستان در صدد چیدن گلیم طالبان برآمده باشد و طالبان واقعاً نابود شد؟ البته زیاد دل تان خوش نباشد، طالبان همین دیروز وارد تهران شده. فرض بر این میگیریم که افغانستان و پاکستان واقعاً با طالبان وارد جنگ شدند و طالبان هم نابود شدند. چیزیکه بعد از نابودی طالبان برای افغانستان خواهد ماند قرار ذیل است:
یک جوره ساختمان درون ارگ که هر کدام یک سونا بخار بیست نفره داشته باشد، ملکیت شخصی آی اس آی است و کسی حق استفاده از آن را ندارد. هرکسی طرف آن چپ سیل کند، خداوند مهربان او را کور کند. اگر احیاناً کسی طرف آن چپ نگاه کرد، انتحاریهای عزیز بازهم آماده است.
یک سوم تشکیلات اردوی ملی افغانستان را مامورین آی اس آی شکل میدهد. معاش شان حواله، موترهای شان پر تیل، لباسهای شان نو و اتو کرده، اتاقهای شان گرم و غذای شان هم چرب. ممکن است مجبور شویم هرشب بساط چرس را نیز برای شان فراهم کنیم. آنها مردمان کنجکاو اند، زود یاد میگیرند.
وزارت داخله، هر ماه مجبور شود وزیر بدل کند. چون آنها نمیخواهند. معینهای وزارت داخله را به نسبت عدم اعتماد، باید هر روز تلاشی کرده به داخل وزارت راه بدهند. دفاتر شان را هم با کمرههای امنیتی کنترول کنند.
ولایات، والیها مکلف اند خود غدای آنها را سرو کنند. وای به حال والیایکه در حال نوشیدن پیپسی دیده شود، باید ماونتین دیو بنوشند و قیمت آن، فی قطی 200 کلدار.
وزیران، گرچند حالا هر کدام چهل مشاور دارند، آن زمان یا باید بیست مشاورش آی اس آی والا باشد یا باید هر وزیر شصت مشاور داشته باشند و بیستتای آنها هم از آنها. در هر صورت، مشاوران قبل از دادن هر مشورهی باید مشورهی مورد نظر خویش را اول به آنها نشان داده، در صورت تایید آنها، آن را ببرد و در مغز وزیر فرو کند، در غیر آن باید مراسم تعدیل به پیشنهاد آنها صورت بگیرد.
امنیت ملی، قبلاً عرض شد که مشترک است. هر روز هم سهم ما در این شراکت، کم و کمتر خواهد شد.
رهبران ارگ، متاسف و پشیمان خواهند بود اما فایدهی ندارد.
پاکستان، از اینکه توانسته هند را در افغانستان شکست بدهد و ناسپاسی طالبان را با سپاسگزاری دولت افغانستان جبران کند، هر روز شادیانه مسابقهی دوستانهی کریکت میان افغانستان و پاکستان برگزار میکند که تمام این مسابقات را پاکستان میبرد. داوران هم همه فارغالتحصیلان مکاتب پشاور و درهی سوات خواهند بود.
اینها را به این دلیل نگفتم که ما از آی اس آی بترسیم. وقتی رییس امنیت ملی این تفاهمنامه را امضاء نکرده، به این معناست که همه در فکر بدبختی این ممکلت نیست، هستند کسانی که در حد ممکن دنبال خوشبختی افغانستان بگردند. نباید بگذاریم مریضان ارگ خودکشی کنند، بیایید به آنها راه تداوی پیشنهاد کنیم.