گاهی فکر کردید که چرا میزان استفاده از عقل در افغانستان بسیار کم است؟ خودم تشریح میکنم. البته اجازه بدهید قبل از تشریح چند مثال ناقابل بیاورم.
همه کم و بیش از فلسفهی وجودی امنیت ملی افغانستان باخبریم. در سادهترین و کلیشهیترین نگاه، امنیت ملی افغانستان مکلف است تا شب و روز دنبال کشف خطرهای که برای افغانستان و مردم این سرزمین وجود دارند، باشد. حداکثر تلاش شان را بکند تا از وقوع خطر جلوگیری کند. حالا بیایید فرض کنیم که رییس جمهور و شورای امنیت ملی ما علاقه دارد امنیت ملی، برنامهها، طرز فکر و تاکتیکهای عملیاتی اش را با آی اس آی پاکستان در میان بگذارد. از یکطرف از ظرفیت سرپوشیده خویش رونمایی میکنیم و به استخبارات کشوری مثل پاکستان اجازه میدهیم از تشکیلات و قوت سازمانی آگاهی حاصل کند که نباید بکند. از طرف دیگر، فرض کنید امنیت ملی افغانستان و پاکستان هردو مشترکاً علیه تروریستان فعال در افغانستان و پاکستان وارد عمل شوند. سوال این است که کجای این کار بد است؟ جواب این است که فرض میکنیم نیروهای امنیت ملی افغانستان تصمیم دارد گروه طالبان را در ولسوالی جلریز ولایت میدان وردک کمین بزنند. مامورین آی اس آی طبق تفاهمنامه باید از این کمین باخبر باشند. نیروهای امنیت ملی افغانستان آماده میشوند که در جای مورد نظر، جابجا شده و منتظر آمدن یا عبور طالبان باشند. یک دفعه خبر میرسد که نیروهای امنیت ملی که برای کمین زدن طالبان رفته بودند، خود با کمین طالبان مواجه شده و بعد از چند ساعت درگیری، باشکست مواجه شده است و فعلاً 34 نفر از نیروهای امنیت ملی در اسارت طالبان اند. بقیه کشته شده متاسفانه. مگر اینکه عقل آدم تعطیل باشد و بالای مامورین و استخبارات پاکستانی اعتماد کند.
از سوی دیگر، آدمی که عقل نداشت نباید رییس جمهور یک مملکت شود. برای این حرف هم باید مثال بیاورم؟ باشد، یک مثال کوچک میآورم. فرض کنید رییس جمهور افغانستان عقل ندارد. او فکر میکند که ریاست جمهوری عبارت از جابجا کردن مهرههای خودش در ادارات دولتی و پستهای سیاسی میباشد. بازیهای منطقوی را به علایق و سلیقهی شخصی خودش خلاصه میکند. مثلاً همین حالا، خبرها حاکی از آن است که دولت هند بعد از آن که حکومت افغانستان تفاهمنامهی امنیتی با آی اس آی پاکستان امضاء کرده، حدود ده میلیارد دالر سرمایهگذاری اش را روی معدن آهن حاجیگگ در مربوطات ولایت بامیان به تعویق انداخته. از آنجاییکه در یکی از بندهای این تفاهمنامهی امنیتی آمده که هردو کشور باید علیه استخبارات دشمن مشترکاً بجنگند، هند نگران این است که نتواند کارهای اقتصادی و مثبت شان را آنگونه که باید، انجام بدهد. نگران ناامنی و خشونت از سوی حلقات خاص علیه کارگزاران و سرمایهگذاران هندی در افغانستان است. پاکستانی که هند را دشمن خود تلقی میکند و از هیچ عملی علیه آنها دریغ نمیکند؛ وقتی موفق میشود نبض امنیتی افغانستان را باخود داشته باشد، میتواند خطر باالقوه علیه تمامی فعالیتها و همکاریهای هند در افغانستان باشد. بناءً تعویق یا تعطیل سرمایهگذاریهای هند در افغانستان موجه و عقلانی است. این تازه شروع دلسردی هند از افغانستان است. ممکن این دلسردی به حدی شود که هند اعتمادش را به افغانستان به حیث یک کشور همکار در بازیهای منطقوی از دست بدهد. در این صورت، آیا میتوانیم انتظار داشته باشیم که پاکستان، معطل شدن 10 میلیارد سرمایهگذاری هند را جبران کند؟ نه واقعاً کدام آدم عاقل این انتظار را از پاکستان دارد که ما داشته باشیم؟! حماقت که شاخ و دُم ندارد. تازه من از همکاریهای دیگر هند چیزی نگفتم. کمکی که هند در بخش صحت و تداوی مریضان ما میکند، کمکی که در عرصهی آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی ما میکند، کمکی که در عرصهی تحصیلات به ما میکند همه و همه روزی متوقف خواهد شد. آن روز، آیا پاکستان حاضر خواهد بود که یک دهم این همکاریها را با ما بکند؟ گیریم که پاکستان حاضر باشد تمام این کمکها را به نحوی جبران کند، آیا ضرور است ما اینقدر عجول و بیعقل باشیم که یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی منطقه را از دست بدهیم؟ وضعیت هند در معادلات اقتصادی منطقه نیکوست. حالا چه چیزی کارگزاران امنیتی کشور ما را مجبور میکند که دست از همکاری هند بشویند و به پاکستان دل ببندند؟ نمیدانم. لابد اینها هم از نعمت استفاده نکردن از عقل برخوردار است و دوست ندارد در تعاملات منطقهی، عاقلانه برخورد کنند.
حالا هرچه، امید که فشارها از سوی مردم، مجلس نمایندگان و سیاسیون به حدی باشد که مانع اجرای این تفاهمنامهی کذایی شود. گرچند موافقان این تفاهمنامه ادعا دارند که امضای این تفاهمنامه چیزی جدیدی نیست و ما قبلاً با کشورهای مختلفی این تفاهمنامه را امضاء کردیم. اینها غیر از این چه دارند که بگویند؟ امید که بیعقلیها و حماقتهای خویش را به نام بازیهای سیاسی جا نزنیم. این بازی نیست، خودترقانی است.
حالا فهمیدید که چرا میزان استفاده از عقل در افغانستان بسیار کم است؟