چرا طالبان مغضوب پاکستان شده‌اند؟

اطلاعات روز
اطلاعات روز

صائمه فتحی

در نیمه‌ی دوم ماه میزان امسال، ارتش پاکستان مناطقی را در فاصله‌ی چند صد متری اقامتگاه اعضای کابینه‌ی حکومت گروه طالبان، در پایتخت افغانستان هدف حملات هوایی قرار داد و در صد کیلومتری اقامتگاه هبت‌الله آخوندزاده، رهبر این گروه در اسپین‌بولدک ولایت قندهار آتش توپخانه‌ای گشود. نیروهای مرزی گروه طالبان هم در مقابل، با سلاح‌های سبک و سنگین به آن‌سوی مرز هدف‌گیری کردند.‌ شدت جنگ مرزی هنوز پابرجا بود که پس از میانجی‌گری قطر و ترکیه و گفت‌وگوی کوتاه در دوحه، آتش‌بس فوری به اجرا درآمد و بر ادامه‌ی گفت‌وگوها بین پاکستان و طالبان افغانستان در مورد تحریک طالبان پاکستان در استانبول، توافق صورت گرفت. مذاکرات استانبول پس از سه روز بدون توافق در موارد مورد اختلاف به اتمام رسید. پس از اتمام گفت‌وگوها در استانبول، طاهر اندرابی، سخن‌گوی وزارت خارجه‌ی پاکستان وقتی در نشست خبری هفتگی این وزارت حاضر شده بود، با وجود عدم موفقیت گفت‌وگوها در استانبول، به «نتیجه‌ی مثبت» گفت‌وگوها امیدواری کرد و گفت: «طالبان دلایل گوناگونی برای عدم اقدام علیه این گروه‌ها (اعضای تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروه‌های تروریستی) ارائه کرده‌اند‌ اما وجود این عناصر، نگرانی‌های امنیتی اسلام‌آباد را افزایش داده است.» این بیانیه‌ی وزارت خارجه‌ی پاکستان، در رسانه‌های پاکستانی بازتاب گسترده یافت و این را می‌رساند که طالبان افغانستان پذیرفته‌اند اعضای تی‌تی‌پی در این کشور حضور دارند.

از چندی قبل به این‌سو پاکستان همواره طالبان را به پشتیبانی و پناه‌دهی به تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، یکی از جدی‌ترین گروه‌های شبه‌نظامی مخالف حکومت آن کشور متهم می‌کند. حملات گسترده‌ی ارتش پاکستان در داخل خاک افغانستان برای طالبان یک پیام عمده و مهم داشت: این‌که ارتش این کشور دست به هر کاری می‌زند و دیگر صبرش تمام شده است. این موضوع را مقام‌های پاکستان هم چندین بار قبل از حملات به خاک افغانستان گفتند. جدیت پاکستان در برخورد با طالبان، گروهی که در جریان سه‌دهه‌ی گذشته از سوی این کشور حمایت گسترده دریافت کرده است و عدم تمکین گروه طالبان به خواست‌های پاکستان، نشان‌دهنده‌ی وارونه‌شدن تعامل این دو بازیگری است که قبلا شریک راهبردی به حساب می‌آمدند. اما سؤال این‌جا است که چرا پاکستان در این مقطع زمانی جدیت به خرج می‌دهد و چه چیزی زمینه‌ساز این جدیت گسترده است؟

ورود عاصم منیر و نابسامانی سیاسی

در اواخر سال ۲۰۲۲، وقتی جنرال عاصم منیر، با شهرتی که پیش از آن در میان افسران ارشد ارتش پاکستان به‌دست آورده بود، به ریاست ستاد ارتش منصوب شد و عملا کنترل کامل امور مرتبط به افغانستان را در دست گرفت، پاکستان به‌عنوان یکی از قدرت‌های هسته‌ای جنوب آسیا، در وضعیت بحرانی و پیچیده به‌سر می‌برد. کشور با بحران سیاسی روبه‌رو بود که ریشه در سال‌ها اختلافات داخلی، ناکامی در مدیریت اقتصادی و تنش‌های مستمر میان نهادهای مدنی و نظامی داشت و در عین حال، بدهی‌های خارجی و داخلی آن به حدی رسیده بود که بسیاری از تحلیل‌گران از نزدیک شدن پاکستان به آستانه‌ی ورشکستگی هشدار می‌دادند. هم‌زمان، این کشور که زمانی نقش قابل‌توجهی در معادلات منطقه‌ای و جهانی داشت، به تدریج از صحنه‌ی بین‌المللی فاصله گرفته بود و جایگاهش در سیاست‌های جهانی رو به رکود بود.

ایالات متحده امریکا که در طول دهه‌ها و با فرازونشیب‌های متعدد به‌عنوان یک متحد برای پاکستان شناخته می‌شد، پس از خروج نیروهایش از افغانستان در آگست ۲۰۲۱، تا حد زیادی علاقه و تمرکز خود را نسبت به این منطقه‌ی حساس از دست داده بود. این تغییر رفتار واشنگتن، بازتابی از تغییرات راهبردی در سیاست خارجی امریکا بود که در آن اولویت‌ها به مناطق دیگری منتقل شده و از توجه مستمر به جنوب آسیا کاسته شده بود. در عین حال، چین که طی پنج‌دهه‌ی گذشته با وفاداری قابل‌توجهی از پاکستان حمایت کرده و یکی از اصلی‌ترین تأمین‌کنندگان مالی و سرمایه‌گذار در پروژه‌های کلیدی آن بوده است، نیز در سال‌های اخیر نشانه‌هایی از نارضایتی و تردید در همکاری‌هایش بروز داده بود- طوری که حتا این رابطه‌ی دیرینه و محکم نیز تحت فشار شرایط اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی قرار گرفته بود و این موضوع به وضوح نشان می‌داد که پاکستان در مسیر بازتعریف جایگاه خود در شبکه پیچیده‌ی روابط بین‌المللی قرار گرفته است.

فیلد مارشال محبوب ترامپ

بااین‌حال، پاکستان پس از سه سال ریاست عاصم منیر در بخش ارتش، اکنون بار دیگر جایگاه خود را در صفحه‌ی شطرنج پیچیده‌ی سیاست جهانی تثبیت کرده است و تلاش می‌کند حضورش را نه‌تنها در سطح منطقه‌ای بلکه در معادلات بین‌المللی نیز تقویت کند. عاصم منیر تا کنون دو بار در کاخ سفید با دونالد ترامپ دیدار کرده است؛ دیدارهایی که توجه زیادی را به خود جلب کردند و در جریان آن دونالد ترامپ به‌طور علنی او را «فیلد مارشال محبوب» خود خواند، عبارتی که علاوه بر تحسین شخصی، حامل پیام‌های سیاسی و استراتژیک نیز بود و نشان می‌داد روابط میان دو کشور در سطح نظامی و دیپلماتیک وارد مرحله‌ی جدیدی شده است.

در ماه سپتامبر امسال، تصویری از دفتر مجلل و پرزرق‌وبرق رییس‌جمهور ایالات متحده منتشر شد که منیر، با کت و شلوار رسمی و قیافه‌ای مصمم، نمونه‌هایی از مواد معدنی حیاتی جغرافیای پاکستان را به ترامپ نشان می‌دهد. این اقدام نه‌تنها نمادی از تلاش پاکستان برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی بود بلکه پیامی روشن به جهان ارسال می‌کرد مبنی بر این‌که اسلام‌آباد به‌دنبال تبدیل منابع طبیعی خود به اهرم اقتصادی و راهی برای تقویت جایگاه بین‌المللی خود است. این تصویر، در عین حال، نشان‌دهنده‌ی هوشمندی دیپلماتیک منیر و توانایی او در استفاده از فرصت‌های دیداری با قدرت‌های بزرگ برای پیشبرد منافع کشورش بود.

عاصم منیر در دفتر ریاست‌جمهوری امریکا در حال نشان دادن نمونه‌هایی از مواد معدنی برای دونالد ترامپ. عکس: cnn

مقام‌های امریکایی و پاکستانی و رسانه‌های دو کشور با شگفتی و حیرت از «روابط حسنه» و صمیمانه‌ای صحبت می‌کنند که بین منیر و ترامپ شکل گرفته بود؛ روابطی که پس از یک جنگ هوایی چهارروزه میان هند و پاکستان در ماه می سال گذشته، توجه جهانیان را به خود جلب کرد. این درگیری، که با کشتار در کشمیر تحت کنترل هند آغاز شد، نه‌تنها تنش‌های دیرینه‌ی منطقه‌ای را تشدید کرد بلکه نشان داد چگونه تعاملات شخصی میان رهبران می‌تواند بر روند تحولات سیاسی و دیپلماتیک تأثیر بگذارد و به نوعی کانال جدیدی برای دیپلماسی فراهم آورد.

زمانی که دونالد ترامپ در راستای تأمین آتش‌بس بین هند و پاکستان تلاش کرد و به آن واکنش مثبت نشان داد، منیر با شور و شوق و بی‌پرده از او قدردانی کرد و این اقدام را نه‌تنها یک پیروزی دیپلماتیک برای پاکستان بلکه فرصت تاریخی برای تثبیت جایگاه خود در معادلات جهانی دانست. او ترامپ را برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کرد، اقدامی که بیش از یک حرکت نمادین بود و به وضوح نشان می‌داد چگونه منیر می‌کوشد از روابط شخصی و دیدارهای مستقیم برای بهره‌برداری سیاسی و افزایش نفوذ کشورش در سطح بین‌المللی استفاده کند.

در تمام این مدت، عاصم منیر و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان که در تازه‌ترین اظهارات خود از تلاش‌های صلح‌آمیز ترامپ در مصر تمجید کرده بود، به‌طور فعال توجه و علاقه‌ی قدرت‌های بزرگ جهان را جلب کرده‌اند و تلاش می‌کنند موقعیت دیپلماتیک کشورشان را در معادلات جهانی تقویت کنند. اوایل ماه گذشته، این دو رهبر با شی جین‌پینگ، رییس‌جمهور چین، در پکن دیداری داشتند که نشان‌دهنده‌ی تداوم روابط دیرینه و پیچیده با وفادارترین متحد منطقه‌ای پاکستان بود؛ دیداری که اهداف اقتصادی و امنیتی متعددی را در خود جای داده و پیام روشن به رقبای منطقه‌ای و جامعه‌ی جهانی ارسال می‌کرد.

تمجید شهباز شریف از تلاش‌های صلح‌آمیز ترامپ در مصر. عکس: cnn

 تنها دو هفته پس از آن، منیر و شهباز شریف در ریاض حضور یافتند تا یک پیمان دفاعی مشترک با عربستان سعودی، یکی دیگر از حامیان سنتی و کلیدی پاکستان، امضا کنند؛ اقدامی که نشان‌دهنده‌ی تلاش اسلام‌آباد برای گسترش شبکه‌ متحدان استراتژیک خود در منطقه و ایجاد توازن میان قدرت‌ها بود. علاوه بر این، از ماه آگست تا کنون، شهباز شریف با مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور ایران، دست‌کم سه بار دیدار داشته‌اند که بیانگر تمایل پاکستان به تقویت روابط با همسایگان و استفاده از دیپلماسی چندجانبه برای پیشبرد اهداف ملی است.

چند روز بعد در ۱۸ اکتبر، وقتی ارتش پاکستان با انجام حملات هوایی به خاک افغانستان توانست طالبان افغانستان را به میز مذاکره بکشاند، فیلد مارشال عاصم منیر خود را بر صحنه‌ای در آکادمی نظامی پاکستان حاضر کرد تا مجموعه‌ی این رخدادهای تاریخی سه سال اخیر را جشن بگیرد. او در این مراسم اعلام کرد: «پاکستان به‌ تدریج اما با اطمینان، شروع به بازیابی جایگاه شایسته‌ی خود در جامعه‌ی ملل کرده است»، جمله‌ای که نه‌تنها بازتابی از پیشرفت دیپلماتیک و نظامی کشور بود بلکه پیام روشن برای جهان محسوب می‌شد مبنی بر این‌که اسلام‌آباد آماده‌ی بازیابی نفوذ و جایگاه خود در عرصه‌ی بین‌المللی است.

اقتصاد خسته و امنیت لرزان

در سال‌های اخیر، اقتصاد پاکستان دچار چالشی شده که نشان می‌دهد مسیر رشد آن بسیار ناهموار شده است. اگرچه رشد اقتصادی همچنان مثبت است ولی عددها بسیار پایین‌تر از آن چیزی است که برای یک کشور در حال توسعه انتظار می‌رود. در سال مالی ۲۰۲۳-۲۴ اقتصاد پاکستان تنها حدود ۲.۳۸ درصد رشد کرده است. در سال بعد کمی بهتر شد و حدود ۲.۶۸ درصد رشد گزارش شد، ولی این رقم همچنان پایین است و بسیار پایین‌تر از اهداف دولت و نیز متوسط منطقه‌ای است.

سرمایه‌گذاری خارجی مستقیم نیز وضعیت چندان امیدوارکننده‌ای ندارد. اگرچه سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) در سال ۲۰۲۵ حدود ۲.۴۵ میلیارد دالر گزارش شد، ولی این عدد برای کشوری با نفوس زیاد، رقم چشم‌گیر نیست. از سوی دیگر، روند جذب سرمایه نسبت به نیازهای سرمایه‌گذاری کلان اقتصادی بسیار کند بوده و اهداف سرمایه‌گذاری محقق نشده‌اند.

اما شاید نگران‌کننده‌ترین بخش، وضعیت فقر است. پیش از سال ۲۰۲۰، کشور پاکستان روند کاهش فقر داشت؛ اما از سال ۲۰۲۰ به بعد با وقوع شوک‌های اقتصادی مثل کووید-۱۹، تورم جهانی و سیلاب‌های شدید، این روند متوقف شده یا معکوس شده است. گزارش‌های بین‌المللی و ملی نشان می‌دهند که بیش از 40 درصد جمعیت در وضعیت فقر قرار دارند یا در آستانه‌ی فقر هستند. دلایل این وضعیت ترکیبی است: رشد اقتصادی کند، کاهش سرمایه‌گذاری لازم، محیط کسب‌و‌کار نامطمئن، تورم بالا و شوک‌های بیرونی. این ترکیب موجب شده است که ثبات اقتصادی پاکستان به مخاطره بیفتد.

وارونگی نقش‌ها؛ شریک دیروز، رقیب امروز

پس از سرنگونی اولین رژیم طالبان در جریان عملیات گسترده‌ای که به رهبری امریکا در سال ۲۰۰۱ میلادی انجام شد، پاکستان به‌طور پنهانی از این گروه تندرو در شورش دودهه‌ای‌اش علیه نیروهای خارجی به رهبری ناتو حمایت کرد؛ اقدامی که بخشی از استراتژی پیچیده و راهبردی منطقه‌ای اسلام‌آباد محسوب می‌شد و ریشه در محاسبات راهبردی داشت. این حمایت موجب به قدرت رسیدن دوباره‌ی این گروه شد. بااین‌حال، از زمان بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در سال ۲۰۲۱، تنش‌ها میان دو کشور به شکل چشم‌گیری افزایش یافته است و در نیمه‌ی اول ماه اکتبر امسال درگیری‌ها در بالاترین سطح خود رسید.

اسپین‌بولدک قندهار در جنگ هفت‌روزه‌ی پاکستان و طالبان. عکس: شبکه‌های اجتماعی

اگرچه آتش‌بس برقرار شد، اما تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که هنوز مشخص نیست آیا گروه طالبان قادر است یا حتا تمایل دارد گروه‌های شبه‌نظامی علیه پاکستان مستقر در افغانستان را که امسال مسئول کشته‌شدن بیش از هزار و ۴۰۰ نفر در خاک پاکستان بوده‌اند، مهار کند. پاکستان با حمله به خاک افغانستان به روشنی اعلام کرده که صبرش در برابر حاکمان کابل به پایان رسیده است و آماده‌ی واکنش‌های قاطع و بی‌رحمانه است (از جمله دستور خروج حدود ۱.۴ میلیون پناهنده‌ی افغانستانی)، حتا با وجود این‌که برخی از این خانواده‌ها از زمان حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ در پاکستان زندگی کرده‌اند و نسل‌ها است که ریشه در خاک پاکستان دارند.

طالبان؛ اخلال‌گر اهداف فیلد مارشال محبوب ترامپ

با توجه به شرایط کنونی، عاصم منیر اکنون در موقعیتی قرار دارد که نه‌تنها از حمایت داخلی ارتش برخوردار است بلکه با قدرت‌های جهانی نیز رابطه‌ای مثبت و مستحکم برقرار کرده و به‌عنوان چهره‌ای مؤثر در صحنه‌ی بین‌المللی شناخته می‌شود. اما مسیر پیش روی او کاملا هموار نیست. اقتصاد پاکستان، اگرچه نشانه‌هایی از رشد اندک دارد، همچنان شکننده است و جذب سرمایه‌گذاری خارجی بدون ایجاد امنیت و ثبات، تقریبا غیرممکن است. به نظر پاکستان، طالبان افغانستان با حمایت و پناه دادن به گروه‌های شبه‌نظامی که علیه پاکستان در نزدیکی مرز این کشور با افغانستان فعالیت می‌کنند، این ثبات را تهدید کرده و نگرانی‌های امنیتی اسلام‌آباد را دوچندان کرده‌اند. در این میان نزدیکی طالبان به هند نیز پاکستان را به این نتیجه می‌رساند.

پیام اخیر ارتش پاکستان در واکنش به این تهدیدها نشان می‌دهد که صبر آن کشور نسبت به فعالیت‌های شبه‌نظامیان به پایان رسیده و اقدامات قاطع برای بازگرداندن امنیت در دستور کار است. این تلاش‌ها، علاوه بر بعد نظامی، پی‌آمدی مستقیم برای اقتصاد پاکستان دارد: ایجاد امنیت می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران را بازگرداند، فضای کسب‌وکار را تثبیت کند و مسیر رشد اقتصادی کشور را هموار سازد. همچنان پاکستان در بهار امسال پس از تلاش زیاد توانست ریاست کمیته تحریم‌های طالبان یا قطع‌نامه 1988 را بگیرد که حالا نظارت کامل بر تحریم‌های علیه طالبان افغانستان را دارد. به همین دلایل‌، بسیاری از تحلیل‌گران بر این باور اند که اکنون نقطه‌ای حساس در تاریخ پاکستان شکل گرفته است؛ در نقطه‌ای که تصمیمات رهبران نظامی و اقتصادی، به‌ویژه منیر، می‌تواند دوباره تحولی مهم در امنیت و اقتصاد کشور ایجاد کند و جایگاه پاکستان را در سطح منطقه‌ای و جهانی تقویت نماید.

هشدار بحران تازه در افغانستان

جدیت پاکستان در مقابله با تهدیدهای گروه‌های شبه‌نظامی علیه این کشور، حتا از زبان سخن‌گوی طالبان نیز قابل مشاهده است. سخنان سخن‌گوی طالبان، جدیت پاکستان در مقابله با تهدیدهای مرزی را برجسته می‌کند. ذبیح‌الله مجاهد در مصاحبه با تلویزیون خیبر گفت که حملات هوایی پاکستان بر کابل، تهدیدهای پی‌درپی و بی‌نتیجه بودن مذاکرات نشان می‌دهد که این کشور در پی ایجاد بحران است تا اهداف استراتژیک خود را پیش ببرد و زمینه‌ی بازگشت امریکا به پایگاه بگرام فراهم شود. مجاهد با اشاره به تفاوت رویکرد میان حکومت ملکی و نظامی یا ارتش پاکستان به رهبری فیلد مارشال عاصم منیر، عملکرد این کشور را متناقض خواند. به‌گفته‌ی او، دولت ملکی خواهان بهبود روابط با کابل است، اما ارتش فیلد مارشال محبوب ترامپ، با اقدامات مستقیم و حملات مرزی، این تلاش‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد. سخن‌گوی طالبان همچنین از برخورد سخت پاکستان با مهاجران افغانستانی و محدود کردن گذرگاه‌ها انتقاد کرد و گفت این سیاست‌ها اعتماد طالبان به تعهدات پاکستان را کاهش داده است و همه‌ی این موارد را به دوش ارتش پاکستان انداخت.

در عین حال عدم اقدام طالبان افغانستان در برابر تحریک طالبان پاکستان را می‌توان در پیوندهای عمیق ایدئولوژیک و قومی میان دو گروه جست‌وجو کرد؛ پیوندی که حتا مرز رسمی میان افغانستان و پاکستان را در ذهن رهبران طالبان کم‌رنگ کرده است. در مقابل، اسلام‌آباد با درک این واقعیت که امنیت داخلی‌اش بدون مهار این گروه‌ها تأمین نمی‌شود، راهی جز نشان‌دادن قاطعیت ندیده است. اکنون پاکستان در حالی وارد مرحله‌ای تازه از سیاست منطقه‌ای می‌شود که هم‌زمان با افزایش فشارهای امنیتی در مناطق مرزی با افغانستان، بار دیگر به مرکز توجه قدرت‌های جهانی بازگشته است؛ کشوری که تلاش می‌کند میان ضرورت‌های اقتصادی، دغدغه‌های امنیتی و رقابت ژئوپلیتیکی، تعادل تازه بیابد. عاصم منیر در جست‌وجوی تثبیت پاکستان به‌عنوان قدرتی است که هم‌زمان امنیت و اقتصاد خود را بازسازی کند و در میز بازی قدرت‌های بزرگ، مهره‌ای تعیین‌کننده باشد.

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه