سایه‌ اخاذی و کوچ اجباری بر شهرک نوآباد غزنی

اطلاعات روز
اطلاعات روز
چهره‌ی شهرک نوآباد / عکس: اطلاعات روز

صائمه فتحی

از وسط شهر غزنی تا تنها بازار شهرک نوآباد 10 دقیقه فاصله است؛ حدود چهار کیلومتر. سوار ریکشا می‌شوم و حرکت می‌کنیم. در چند متری شهرک نوآباد، روی دیوار، با خط بزرگ نوشته‌اند: «آزادی واقعی یعنی حکم الله در زمین الله اجرا شود.» نهادی که آن ‌را نوشته هم معلوم نیست. پس از چند لحظه، ریکشا مرا در بازار شهرک نوآباد که مردم آن را «هده» می‌گویند، می‌رساند. این شهرک در سمت شمال‌غرب، در ناحیه ششم شهر غزنی قرار دارد. باد سردی از غرب، از سوی کوه‌های بلندقامت ولسوالی «ناور» می‌وزد و گرد و خاک‌ را تا میان کوچه‌های خاکی و خاموش شهرک نوآباد می‌کشاند.

کوچه‌های نوآباد تنگ و خاکی اند. تا چشم کار می‌کند، خانه‌های گلی با پنجره‌های چوبی می‌بینم. در بعضی نقاط، خانه‌های نوساز و چندطبقه‌ای هم وجود دارد که بلندی قامت آن در میان خانه‌های گلی کهنه، خود نمونه‌ای از اختلاف شدید طبقاتی است. شهرک نوآباد برخلاف دیگر شهرک‌های غزنی که در همجواری دریای غزنی یا کنار کاریزهای خروشان افتاده است، در منطقه‌ی خشک و بی‌آب‌و‌علف دراز کشیده است و آب آن از منابع زیرزمینی تأمین می‌شود. تقریبا هر خانه چاه آب دارد. فقر از سروصورت این شهرک می‌بارد. شباهتی عجیب بین شهرک اتفاق کابل و شهرک نوآباد غزنی وجود دارد. از کودکان کار گرفته تا گداهایی که در پس‌کوچه‎ها روی خاک نشسته‌اند، همه را در این دو شهرک می‌بینیم.

آخرین باری که در این شهرک بودم، زمستان سال قبل از سقوط دولت جمهوری اسلامی افغانستان بود. آن زمان این شهرک چندین کافه‌ی ادبی داشت. در این کافه‌ها شاعران و فرهنگیان نامدار شهر غزنی برنامه‌های خوبی اجرا می‌کردند. مرکز‌های آموزشی‌ای که در این شهرک وجود داشتند، در امتحان کانکور بسیار موفق عمل می‌کردند و هر سال در جمع ده بهترین کانکور، حداقل یک نفر از مکتب‌ها و مرکز‌های آموزشی همین شهرک بود. این‌ها فقط دو نمونه از زندگی بی‌حاشیه و بدون جنجال در این شهرک بودند که حالا هیچ‌کدام وجود ندارد.

بازار شهرک نوآباد

وزارت عدلیه‌ی حکومت گروه طالبان چند هفته قبل، هزار و ۸۴۳ جریب زمین شهرک مسکونی نوآباد شهر غزنی را «امارتی» اعلام کرد. در اعلامیه‌ی این وزارت آمده است: «محکمه‌ی اختصاصی رسیدگی به قضایای زمین‌های غصب‌شده‌ی امارتی زون مرکزی، با بررسی اسناد و مدارک هزار و ۸۴۳ جریب زمین موسوم به شهرک نوآباد واقع مرکز ولایت غزنی، بر امارتی‌بودن تمام زمین‌های مذکور فیصله کرد.» اما برای مردم شهرک نوآباد با بیش از هزار و 200 خانواده‌ی ساکن در این شهرک که بیشتر آن هزاره‌ها اند، این حکم، یعنی: «خانه‌ی شما دیگر مال شما نیست.» حکومت گروه طالبان با حکمی که صادر کرده است، در پی بی‌خانمان‌کردن مردم این شهرک گام اول را برداشته است، اما سؤالی که خلق می‌شود، این است که آیا باشندگان شهرک نوآباد از پس بی‌خانمانی بر می‌آیند؟

شهرک فقر

صبح نوآباد با صدای سرفه‌ی مردان کارگر آغاز می‌شود. هنوز آفتاب از پشت کوه بالا نیامده، در وسط بازار نوآباد، ده‌ها مرد با لباس کارگری جمع اند. این منطقه را «سر فلکه» می‌گویند. کسانی که کارگر نیاز داشته باشند، همین‌جا می‌آیند. کمی که نزدیک می‌شوم، همه به‌سوی من می‌آیند. می‌گویم: «من کارگر نیاز ندارم. فقط چند سؤال دارم.» یک مرد میان‌سال حاضر می‌شود با من حرف بزند؛ «وضعیت خوب نیست. کاروبار نیست. از وقتی مهاجران از ایران آمده‌اند همه چیز قیمت شده است. هر صبح این‌جا می‌آیم. بعضی صبح‌ها کاری پیدا می‌شود. اگر نشود می‌روم سر زمین‌ها میوه‌چینی می‌کنم. آن‌جا روزانه 200 افغانی می‌دهند.» همه‌ی کارگران قصه‌ی یکسانی دارند. بیکاری طولانی، مزد کم، گرانی، نبود ثبات در کارها و ده‌ها مشکل دیگر که زیر پای آنان را خالی کرده و دمار از روزگارشان درآورده است.

حدود ساعت 9:00 صبح، وارد یکی از مرکزهای آموزش زبان می‌شوم. تمام صنف‌ها بسته و خالی است. حتا یک دانش‌آموز هم نیست. چند نفر در دفتر این نهاد نشسته‌اند. وارد دفتر می‎‌شوم. در میان حرف‌های دیگر می‌پرسم چرا در نوآباد دیگر آموزشگاه‌ها مثل قدیم پر نیست؟ یکی از مسئولان آموزشگاه بعد از این‌که سیگارش را از دریچه به بیرون می‌اندازد، می‌گوید: «یک سال قبل طالبان به ما دستور دادند که دختران بالاتر از 13 سال را درس ندهیم. وقتی دختران و ما خواستیم کمی مقاومت کنیم در جریان همان روزها چندین دختر را از پیش آموزشگاه بازداشت کردند و با خود به حوزه بردند. پس از آن ما نود درصد شاگردان خود را از دست دادیم. چون بعد از تعطیل شدن مکتب‌ها برای دختران، بیشتر دخترها به آموزشگاه‌ها می‌آمدند. شمار پسرها هم خیلی کم است. دلیل‌اش هم وضعیت بد اقتصادی است. بیشتر پسرها، همین که بزرگ شوند، می‌شوند کودک کار. شاگرد خیاطی، شاگرد مستری و چندین شغل دیگر. آنانی که پولدار اند هم فرزندان‌شان را به کابل می‌فرستند. آن‌جا هم کیفیت بهتر است هم آزادی بیشتر است. در نوآباد پسرها موی خود را مطابق میل خود اصلاح نمی‌توانند، حتا پتلون‌پوشیدن هم جرم است. ما فعلا این‌جا خرج مان از دخل مان بیشتر است.»

شب‌های نوآباد / اطلاعات روز

دیروز همین‌ که به نوآباد رسیدم به یکی از نهادهای خیریه‌ پیام گذاشتم و در مورد وضعیت اقتصادی مردم نوآباد سؤال کردم. در جواب پیامم گفته است: «ما در نوآباد بیش از 240 خانواده را تحت پوشش قرار داده‌ایم. تمام این خانواده‌ها شامل خانواده‌های شهدا، معلولان، بی‌سرپرستان و آنانی است که خیلی عاجل به کمک نیاز دارند. در تمام روزهای توزیع کمک خانواده‌هایی می‌آیند که در لیست تحت پوشش ما نیستند. در این روزها شلوغی راه می‌افتد. آنان التماس می‌کنند. گریه می‌کنند. وقتی می‌رویم خانه و وضعیت شان را می‌بینیم، حال مان بد می‌شود. این شهرک پر است از آدم‌ها و خانواده‌های نیازمند.»

قصه این‌قدر کوتاه نیست. این شهرک در میان موج‌های محدودیت طالبانی گم شده است. دوونیم سال پیش هر نوع ساخت‌وساز و ترمیم خانه را در این شهرک ممنوع کردند. این ممنوعیت صدها ساکن نوآباد را بیکار کرده است. در این مدت در نوآباد کسی جرأت نتوانسته است حتا خانه‌اش را کاه‌گِل کند. طبق گفته‌ی یکی از باشندگان، کسانی که این کار را کرده‌اند زندانی و جریمه شده‌اند.

این شهرک میزبان خیل عظیمی از مهاجرانی است که از ایران و پاکستان آمده‌اند یا از ولسوالی‌های دوردست کشور کوچ کرده‌اند. این مهاجران وقتی خانه تبدیل می‌کنند، باید بروند از حوزه ششم امنیتی اجازه‌نامه بگیرند، بعد کوچ‌کشی کنند. اما بسیاری از خانواده‌ها به‌دلیل رفتار خشن طالبان جرأت نمی‌توانند حوزه بروند. چون رفتن در حوزه امینتی در میان نیروهای طالبان با کارنامه‌ای که در دل مردم ثبت کرده‌اند، دل شیر می‌طلبد. برای همین هنگام کوچ‌کشی بدون اجازه‌نامه‌ی طالبان دل به دریا می‌زنند. طبق گفته‌ی یکی باشندگان، چندین نفر به همین دلیل دستگیر شده و بعد از چند شب زندانی شدن، در بدل پول نقد آزاد شده‌اند. همه‌ی این محدودیت‌ها به‌دلیل «دعوایی بودن زمین شهرک‌ نوآباد» است که از سوی طالبان با سخت‌گیری شدید اجرا می‌شود.

زمین نوآباد و دعوای شبه‌حقوقی

نُه ماه می‌شود که با م.فلاح، یکی از آگاهان منازعه‌ی زمین‌های شهرک نوآباد با طالبان، در ارتباط هستم. براساس گفته‌های او، تمام جلساتی که بین طالبان و نمایندگان شهرک نوآباد برای پیش‌برد مسائل حقوقی برگزار شد «مثل صنف‌های مدرسه‌ی آخوندی بود. جلسه با حرف‌هایی در مورد اطاعت از فرمان امیرالمؤمنین و حفاظت از امارت اسلامی آغاز می‌شد و با همین حرف‌ها تمام می‌شد. به هر‌ کسی اجازه‌ی حرف زدن و انتقادکردن داده نمی‌شد. کسانی را اجازه می‌دادند حرف بزنند که خودشان می‌خواستند. روند حقوقی یک مجموعه‌ی کاغذبازی‌های عجیب بود که حتا یکی از ملاهای خوب مذهب حنفی هم چیزی در مورد آن نمی‌فهمید و به ما کمک نتوانست. ما حتا نفهمیدیم این روند بر چه قاعده‌ای استوار بود.» نمایندگان نوآباد سندهای مرحله‌های حقوقی را با رسانه‌ها شریک نمی‌کنند. به‌گفته‌ی خوشان، این کار «موضوع را التهابی‌تر می‌کند».

م.فلاح می‌گوید که ریشه‌ی منازعه‌ی امروز در شهرک نوآباد به سه‌دهه پیش برمی‌گردد؛ آن زمان زمین‌هایی که امروز نوآباد بر آن ساخته شده، ساحه‌ی وسیعی میان روستای مغولان یا تاجیک‌ها و روستای لشمک یا بیات‌ها بود. در سال ۱۳۷۲ خورشیدی میان باشندگان روستاهای لشمک و مغولان دعوای حقوقی در گرفت که سرانجام با میانجی‌گری والی وقت غزنی، قاری بابا، و رییس محکمه‌ی آن زمان، به‌صورت رسمی و شرعی حل شد و زمین‌ها به مالکیت باشندگان لشمک درآمد و برای همیشه به‌نام آنان ثبت شد.

پس از تثبیت مالکیت، مردم آن مناطق زمین‌ها را نقشه‌کشی کرده و به‌صورت قانونی به فروش رساندند. به همین ترتیب، هسته‌ی اولیه‌ی شهرک نوآباد شکل گرفت؛ شهرکی که با پول مردم به‌طور قانونی از صاحبان اصلی آن خریده شده و به‌دست مردم ساخته شده است. هیچ ارتباطی با تصرف یا غصب ندارد. همه‌ی اسناد مالکیت از طریق مالکان اصلی توزیع شده بود و در اداره‌ی عدلیه و محاکم وقت نیز ثبت رسمی داشت. م.فلاح می‌گویند: «فیصله‌ی اخیر از طرف نمایندگان مردم شهرک نوآباد رد شده است و  برای شکایت به قندهار در دفتر رهبر طالبان نوبت گرفته‌اند.»

قدرت‌گیری طالبان؛ نابودی قانونی

طالبان زمین نوآباد را «امارتی» اعلام کردند، در حالی که این زمین، زمین دعوایی بین دو روستا در دهه‌ی هفتاد بوده است. این گروه هیچ سند معتبری مبنی بر مالکیت دولت‌های قبلی بر این زمین ارائه نکرده‌ است. دکتر محمدامین احمدی، نویسنده‌ی اهل افغانستان، در یکی از گفت‌وگوهای خود با رسانه‌ها گفته است که طالبان دو نوع ملکیت را به‌رسمیت می‌شناسند، یکی ملک «امارتی» و دیگری ملک فردی. بر این اساس، در حاکمیت گروه طالبان در سنتی‌ترین شکل ممکن، تمام سرزمین افغانستان که از سوی این گروه تصرف شده است «امارتی» است، یعنی استفاده از خاک، آب، معادن، ترانزیت و تجارت مربوط حکومت این گروه است. مردم برای اثبات ملک فردی خود باید سند شرعی داشته باشند در غیر آن‌صورت ملک «امارتی» است. اما در زمان جمهوریت، سه نوع ملکیت وجود داشت: ملکیت دولتی، ملکیت فردی و ملکیت عمومی. آن زمان دولت هم برای اثبات ملکیت خود باید سند معتبر ارائه می‌کرد. اما طالبان به جای سند از زور استفاده می‌کنند و مثل شهرک نوآباد، چندین شهرک دیگر در سایر ولایت‌های افغانستان را «امارتی» اعلام کرده‌اند. همچنان طالبان ملکیت عمومی را از میان ملکیت‌های رسمی حکومت قبلی حذف کرده‌اند و اکنون حتا سرک‌ها هم «امارتی» حساب می‌شود. از مردم هم برای اثبات ملکیت فردی سند مورد نظر خود را می‌طلبند.

شهرکی درگیر خفقان

شهرک نوآباد اکنون در خفقان کامل به‌سر می‌برد. جامعه‌ مدنی در این شهرک حضور مؤثر ندارد و بزرگان نوآباد با این توجیه که خشم طالبان بیشتر می‌شود، صدای خود را بلند نمی‌کنند. تجربه‌ی چهار سال گذشته نشان داده که طالبان با لغو قانون اساسی، انحلال پارلمان، سرکوب رسانه‌ها، از میان برداشتن استقلال قوه قضائیه و کنار زدن کارمندان سابق قوه‌ قضائیه، ساختار دولت را به ابزاری برای تحقق خواسته‌های گروهی خود بدل کرده‌اند. این ساختار نه مشروعیت داخلی دارد و نه در سطح بین‌المللی پذیرفته شده است. این گروه تغییر بافت جمعیتی، اخاذی مالی و فشار بر اقلیت‌های قومی و مذهبی را در چهار سال گذشته انجام داده ‌است.

بازار شهرک نوآباد

سازمان‌های بین‌المللی، از جمله دیدبان حقوق بشر، پیش‌تر نسبت به کوچ اجباری شیعیان و هزاره‌ها توسط طالبان هشدار داده‌اند. در یکی از گزارش‌های این نهاد، به بیرون راندن صدها خانواده‌ی هزاره از مناطق هلمند، بلخ، دایکندی، بامیان و ارزگان اشاره شده است. طالبان در مواردی حتا بدون اجرای رسمی حکم، تنها با اعلام «دستور تخلیه»، مردم را وادار به ترک خانه‌های‌شان کرده‌اند.

م.فلاح در مورد سرنوشت باشندگان شهرک نوآباد غزنی می‌گوید سه احتمال وجود دارد: کوچ اجباری، بازخرید اجباری و پرداخت اجاره‌ی سالانه. او می‌گوید جامعه‌ی جهانی، نهادهای مدنی، رسانه‌ها و نیروهای سیاسی نباید برابر این اقدام سکوت کنند. به‌گفته‌ی او، در هر سه حالت، باشندگان این شهرک با خطر از دست دادن خانه و زمین خود روبه‌رو هستند. مردمی که این زمین را با پول شخصی خود خریده‌اند و سال‌ها با رنج و زحمت خانه ساخته‌اند، اکنون در معرض سیاستی قرار گرفته‌اند که هدفش محروم کردن آنان از حق مالکیت و کرامت انسانی‌شان است.

در انتظار فرمان قندهار

مردم شهرک نوآباد با تکیه و اعتماد بر پنج نفری که نمایندگان این شهرک در روندهای شبه‌حقوقی با گروه طالبان اند، فعلا در انتظار فرمان قندهار روزها را شب می‌کنند. م.فلاح می‌گوید: «با وضع اقتصادی که من می‌بینم، مردم نوآباد نه توانایی کوچ اجباری و نه توانایی خرید و اجاره‌ی زمین‌هایی را دارند که در سال‌های گذشته آن را خریده‌اند. این مردم روز خود را به سختی شب می‌کند.»

در آخرین ساعت‌هایی که در نوآباد حضور داشتم، از فاطمه، یکی از باشندگان نوآباد پرسیدم: «با توجه به تجربه‌ی چهار سال زندگی در حاکمیت طالبان، به نظرت طالبان با نوآباد چه کار می‌کنند؟» در جوابم گفت: «طالبان از ما مردم نوآباد، خوش شان نمی‌آیند و تبعیض قایل می‌شوند. مکتب را بستند. زندگی را تلخ کردند. در محرم به‌سوی ما شلیک کردند و چندین نفر را کشتند. حالا هم بهانه‌‌ گیرشان آمده‌ است و بدترین ظلم را در حق ما می‌کنند.»

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه