طالبان چهار نفر از مردم ولسوالی جاغوری را ربوده اند و برای رهایی شان چند شرط دارند:
1- مردم جاغوری 25 لک افغانی به طالبان بدهند
2- زن خارجیایکه در بند امنیت ملی است و قرار بود آزاد شود اما نشد، از بند امنیت ملی رها شود
3- میدان جنگ را مردم جاغوری انتخاب کرده و با طالبان وارد جنگ شوند
حراست از جان و مال مردم، یکی از وظایف اساسی رییس جمهور است. چه مطابق قانون اساسی بسنجیم چه مطابق قانون انسانی! قانون اساسی که پیش از شروع کار این حکومت فاتحهاش خوانده شده بود، میماند قانون انسانی. رییس جمهور نیز برای رهایی آنها چند شرط ناچیز دارد:
1- مردم جاغوری قول بدهد که دیگر طالبان آنها را گروگان نگیرد. ما هر روز شش میلیون دالر از کجا کنیم که گروگانها را رها کنیم؟!
2- طالبان قول بدهد که گروگان گرفتن و بعد از آن 25 لک افغانی گرفتن از مردم دهن شان را مزه ندهند و بار دیگر گروگان نگیرند. ما چه وقت این مردم را بگیریم؟
3- داکتر عبدالله قول بدهد که دیگر هیچ وقت، یعنی در تمام عمر خود از جاغوری رای نیاورد.
4- اگر شرایط فوق را قبول ندارید، دست تان بالای دست داکتر عبدالله و از کل تان یکجا خلاص! میدان فکر را شما تعیین کنید، باهم مسابقهی فکر میدهیم.
همینکه داکتر عبدالله احساس کرد که او نیز در قبال آرای ایکه از مردم جاغوری بدست آورده، مسئول است؛ فوراً دست به کار شده است. داکتر عبدالله گفته که اگر خدا خواسته باشد و به شرافت تان قسم که من تار تار موی مردم جاغوری را دوست دارم. اینها چه خوب در انتخابات شرکت کردند و چه خوب رای دادند. من دروغگو نیستم و هیچجا نگفتهام که یکی از آرزوهای من معلمی در جاغوری است. کسی که علاقهی معلمی در جاغوری داشته باشد، اینقدر بیتفاوتی و بیننگی را پیشه نمیکند. من بارها گفته ام که مردا را قول اس! بازهم میگویم که مردا را قول اس! قول میدهم که گروگانها را آزاد کنم اما من هم چند شرط دارم:
1- گروگانها قول بدهند که هیچ آسیبی از طالبان نمیبینند و به زودی رها میشوند.
2- در تمام مکاتب جاغوری، عکس داکتر عبدالله کلان، از محمد خان کوچک و از محمد محقق همکوچکتر نصب شود.
3- مردم جاغوری همانگونه که در روزهای انتخابات لطف کرده به من رای دادند، یک لطفی دیگر هم بکنند. ماهانه برای من معاش بدهد، از 5 لک افغانی کم نباشد، از آن بالاتر خانه را خدا وس!
4- اگر معاش نمیدهید، مشکلی نیست. میتوانید سالانه یک کاماز قروت به قصر مرمرین روان کنید. تمام لِلیهای قروت، دانه به دانه چک میشود. پس سعی کنید تقلب نکنید.
5- اگر شرایط فوق را قبول ندارید، آرایشگاه را شما انتخاب کنید، همه همدیگر را آرایش میکنیم.
در کنار داکتر عبدالله و اشرف غنی، افرادی زیادی نگران سرنوشت و سلامت گروگانها شده اند. از جامعهی مدنی افغانستان گرفته تا حقوق بشر و نمایندهگان اقوام افغانستان.
جامعهی مدنی افغانستان گفته که حاضر اند برای رهایی این گروگانها اقداماتی را روی دست گیرند اما چند شرط دارد:
1- شخص رییس جمهور به جامعهی مدنی چند دفتر و یک مبلغ بدهد.
2- شخص رییس اجرائیه بعد از این در هر کشوری که رفت، از جامعهی مدنی با خود 5 نفر همراه ببرد.
3- اگر اینها را قبول ندارید، ما از خود کار و زندگی داریم. رفتیم که به زندگی خود برسیم.
سازمانهای حقوق بشری از این وضعیت موجود ابراز نگرانی کرده و گفته که به شدت دنبال راهی برای رهایی گروگانها است. سرنمایندهی این سازمانها گفته که فعلاً از هر 2000 کودک، 10 نفر آن قبل از رسیدن به سن بلوغ مادر یا پدر میشوند. میزان مرگ و میر افراد مبتلا به سرطان بالا رفته. هرچه به این مردم میگوییم نمک کمتر بخورید، گوش نمیکنند و خلته خلته نمک میخورند. در بامیان مردم هنوز در غار زندگی میکنند، پس این اشرف غنی کجاست که میگفت چنین میکنیم، چنان میکنیم؟!
در همین حال نمایندهگان اقوام نیز نشست مشترکی برگزار کردند. یکی از نمایندهگان قوم الف گفت که والله میان دو دوست چه بگوییم؟ ما که چیزی گفته نمیتوانیم. یکی از نمایندهگان قوم ب گفت که، هرچند که بیطرفی بیشرفی است اما ما دوست داریم تا یک زمان محدود بیطرف بمانیم. یکی از نمایندهگان قوم ج گفت که گپ چیست؟!
از سوی دیگر شورای علما گفته که برای آزادی گروگانها وارد عمل خواهند شد اما چند شرط داریم:
1- مردم جاغوری ثابت کنند که طالبان نماز نمیخوانند، روزه نمیگیرند و مثل خلقیها و پرچمیها ناوقت از خواب میخیزند.
2- از وزارت حج و اوقاف بخواهند که دیگر برای علمای کرام اس ام اس روان نکند. پریروز به یک ملا اس ام اس کرده که در جمعهی بعدی در باب فواید جوک در ماه رمضان سخن بگوید. این کار از علما بعید است.
3- اگر دو شرط فوق را قبول ندارید، لطفاً مزاحم نشوید. اجرکم علی الله!
حالا شما چه شرطهای دارید، من نمیفهمم!