طالبان ولایت غزنی که عمدتاً مردم محل اند، از برگزاری یک مسابقه خبر میدهند. یکی از این طالبان که خوب فارسی بلد نبود گفت: ما اینجا همدیگر را مسابکه میکنیم. نپرات ما ده گیلان چهار نپر را غلا کرد و ما به مجاهدین کرهباغ گفت که شما اگر اولاد مادر خود بود، به سرک رپت و چار نپر دیگر را غلا کرد. حالی شما دید که مجاهدین کرهباغ چهار نپر پایین کد. مجاهدین گیلان ما یک شپانه و یک رمه غلا کرد. باز ما گپتیم که ای خو ده غیرت ما نیس! رمه را ایلا کرد. رمه 120 گوسپند و چیز بود، او را شما ده پارسی چی گپت (گفت) که دمب داره، دمبش شور خورد، او را شما چه گُپت؟! ها، بز! خدا و راستی 120 دانه گوسپند و بز بود، اموتو چاق چاق! بسیار باتربیه بودند اما امیرصاب گپت که ایلایش کنید.
در همین حال یک مجاهد از قرهباغ گفت: مجاهدین گیلان فکر کرده که ما از اونا کمی داریم. پهخدای قسم اس! اگر مجاهدین گیلان گوشت خر بخورند، ده مسابکه کت شان حاضریم. اگه چوب بخورند، حاضریم. اگه هزاره بگیرند، حاضریم. اگه سر دولت اتک کنند، حاضریم. اگه سر ولسوالی فیر کنند، حاضریم. اگر هر گویی (گُهی) بخورند، ما حاضریم.
دولت تا اینجای کار برای هر دو طرف یک-یک امتیاز در نظر گرفته و خواهان مسابکات (ببخشید من هم به خیالم طالبم) یعنی مسابقات بیشتر شده است. دولت به رهبری اشرف غنی و عبدالله عبدالله، با نظارت پارلمان و با موجودیت قضای غرق در فساد، از این مسابکه (اوی خدایا توبه! به خدا من طالب شده رفتم) یعنی همان مسابقه لذت فراوانی برده و خواستار برگزاری یک تورنمنت در دایکندی (چون همیشه گفته شده دایکندی محروم است. دولت به دایکندی توجه نمیکند…) شده اند. اگر این تورنمنت در دایکندی هم موفقانه برگزار شد و دولت از مسابکه لذت برد، بار دیگر بر اساس حق اولویت آن را به بامیان و از آنجا به غور، مزار و کابل هم خواهند کشاند. قرار گزارشها، مقدمات این تورنمنت را امنیت ملی خواهد چید، سپس مربیانی چون موسی خان اکبرزاده، ملا فضلو که تنها رییش سه کیلو وزن دارد، قاری عبیدالله و امثالهم وارد میدان مسابکه خواهند شد.
موسی خان اکبرزاده گفت که والله بیشکت اشرف خان! تشکرت فراوان! در آخرین روزهای ولایتم این مسابکه را به غزنی دادی، در تمام عمرم چنین مسابکهی جذاب ندیده بودم. خدا خیرت بدهد. ملا فضلو گفته که بازیکنان تیم من آماده رکابت (رقابت) اس! پهخدای کسم که منتظر دستور دولت استیم! زنده باد تیم ما! قاری عبیدالله بالای ملا فضلو طعنه زد و گفت که اوهوهو! تیم ما خواب اس! خُروپُپ (خُروپُف) کرده بالکل منطکه را به تکلیپ کرده. هههههههههههه. به یک اشاره بند استیم. باکی داستان را شما ده میدان ببینید!
وکلای غزنی فعلاً در حالت کرشماتیک به سر میبرند. کرشماتیک به حالتی گفته میشود که مثلاً دولت از آنها برای تماشای این مسابکهی هیجانی دعوت نکرده و آنها با همدیگر قسم کرده اند که در این مورد نه تر بگویند، نه خشک! هرچند که سخنگوی دولت گفته که ما از آنها دعوت کردیم و توقع داشتیم شبها در خانهی آنها نان بخوریم و روزها به مسابکه برویم (این سخنگوی لعنتی هم طالب برآمد، نبرآمد؟!)! اما اینها دخترای چارده ساله واری ناز میکنند (حالا شما گیر ندهید که او به دخترای چارده ساله چه کاری داشته؟).
از سوی دیگر، طالبان از اشرف غنی خواسته که همچنان ننگ پشتانهی خود را حفظ کرده و راجع به این ربودنها چیزی نگوید! گفته میشود که از مادر زاییده نشده که از ننگ خود بگذرد. در همین حال، حاجی محمد محقق در سفر است، رفته که با طالبان مصالحه کند. یکی نیست بگوید که آهای حاجی که در گدودیها خود را محقق کردی! اینجا سر جان مردمت تورنمنت برگزار شده و تو رفتی که اگر طالبان حاضر شدند، با آنها در مورد مصالحه سخن بگویی؟ خوب کسی نیست و فعلاً بیخیال حاجی محقق.
سرور دانش، همینکه خود او را گروگان نگرفته، خدا را هزار بار شکرگزار باشیم! خدایا شکرت! خدایا صدایم را میشنوی؟! شکرت که سرور دانش سرجایش است. میماند استاد خلیلی! ایشان اگر لب باز کرده باشد، خدا بختش را باز کند. یک رقم سکوت کرده که انگار دهنش را سرطان میگیرد با طعم سل و ایدز و توبرکلوز!
مسابکهی بعدی به زودی توسط شریک ملاعمر کور که در حکومت فعلی مقام مغز را دارد، اعلام خواهد شد! نامش را نمیگیرم اما او خود مثل ملاعمر معیوب است، منتها از یکجای دیگر!