رییس جمهور اشرف غنی قانون تصویب شدهی پولشویی را امضا نکرد و دوباره برای تعدیل به مجلس فرستاد. مجلس نمایندگان برای تعدیل این قانون رای ندادند و تاکید کردند که این قانون هرچه هست، باید امضا شود. طبق قانون تصویب شدهی بدون امضا، دارایی منقول و غیر منقول تمام افراد که بعد از سال 1381 به آن دست یافته اند، باید مطابق قانون بررسی شود. ظاهراً استدلال مجلس نمایندگان این است که با بررسی قانونی دارایی افراد، میتوانند حساب داراییهای پاک و داراییهای ناپاک را معلوم کرده و مفسدین را پای میز محاکمه بکشند. این کار خوب است، ولی چند مشکل وجود دارد.
1 – در این قانون مصالح علیای کشور در نظر گرفته نشده است. مصالح علیای کشور در حال حاضر، جلوگیری از جنگ جهانی کابل است. درست است که شهر کابل کثیف است، مردمش نظافت را مراعات نمیکند اما کابل کثیفتر از آن لحاظ است که اژدهاهای زیادی در کابل خفته است و نباید انگلک شان کرد. حرف از مصالح علیای کشور شد، بد نیست کمی این مصالح علیای کشور را هم تعریف کنیم.
مصالح علیای کشور، امروز یک چیز است، فردا چیز دیگری. تعریف ثابتی ندارد. به طور مثال سالهای زیر را در نظر بگیرید:
سال سیزده اعشاره یک: در این سال مصالح علیای کشور این بود که به وزیران حکومت طعم “بخور نوش جان” تزریق شود. چون ما مردم کبرکار نیستیم، وزیران ما تا توانستند خوردند. حتی بعضیها به قدرت تکنالوژی غرب، یک شکم ذخیره در خود نصب کرده بودند و ذخیرههای شان را هم پر کردند.
سال سیزده اعشاریه چهار: در این سال بلوای بیعدالتی بلند شد و تعدادی از متنفذین جنگی شکمهای خویش را به سازمان “بده بخوریم!” جامعهی جهانی نشان دادند که چهقدر خالی است و شما میفهمید که شکمهای خالی چه غروماغری راه میاندازند. این شد که مصالح علیای کشور در این سال کمی چاقتر شد. به این شکمها هم توجهات جدی صورت گرفت. متنفذین زیادی سهم خویش را در مصالح علیای کشور ادا کردند. خوردند و خوردند.
سال سیزده اعشاریه هفت: در این سال مصالح ملی با مشکلات عظیمی مواجه شد و ضرورت افتاد که پارلمان هر روز یک قانون را تصویب کرده برای رییس جمهور بفرستد. این کار شد، قانونهای رنگارنگی توشیح و تنفیذ شد. دانشمندان آپتودیت که متوجه شدند بعضی از ستونهای کار میلنگد، شروع کردند به خرید! تا توانستند رییس، مدیر، قاضی، پولیس، امنیت، رهبر و وکیل خریدند. اینگونه دامنهی مصالح ملی خیلی بالا رفت. مردم غریب فقط تماشا میکردند که بچه فلانی یک سال نشده رییس حوزه است اما سه دانه آپارتمان در چهارراهی قنبر بالا کرده و گفته میشود یک کوچه مکمل را در خوشحال خان خریده.
سال سیزده اعشاریه نه: جنگ زیاد شد. دولت فکر کرد که اگر بتوانیم صلح کنیم، چه خوب خواهد شد و نتیجه این شد که مصالح علیای کشور رفت به طرف صلح! بارها شاهد بودیم که میلیونها دالر در قطر دور هم نشسته بودند برای صلح میگفتند اما بدخشان، غزنی، پکتیا و غور در خون نشستند. از نوعروس گرفته تا تماشاچیان والیبال را کشتند. ما آخ هم نگفتیم چون مطمئن بودیم که مصالح علیای کشور از خطر دور است.
سال سیزده صدوپارسال: مصالح علیای کشور ترور شد. همهی ما حیران بودیم. جان کری چند بار آمد و پس رفت. هرچه صلوات و درود نثار کردیم، نشد. پلیس انترپل حدس میزد کار شبکهی پقانی است. هیچ کسی تصور نمیکرد که مصالح علیای کشور را گوسفندان خورده باشد. تا اینکه یک بنده خدا راز مسئله را کشف کرد. یک نفر که دشمنی عجیب با گوسفندان داشته، مصالح علیای کشور را به گوسفندان خورانده. او خوب میفهمیده که ما چهقدر در قبال مصالح علیای کشور خود حساسیم، هرکسی آن را بخورد، میکشیم. گوسفندکشی شروع شد، کم مانده بود که چهار روز عزای عمومی اعلام شود که ما بهخود آمدیم.
امسال هم که مصالح علیای کشور تعریف دیگری دارد. جلوگیری از جنگ جهانی کابل! ما از پارلمان تقاضا داریم که نه خود را رسوا کنید، نه اجازه بدهید ما در آتش جنگ بسوزیم. قانون پولشویی را تعدیل کرده به رییس جمهور ارسال کنید. ما نمیتوانیم، اگر میتوانستیم با آن همه لاف و پتاق، شاهدزد کابلبانک را پشت میلههای زندان میانداختیم. نتوانستیم و حالا او حیثیت ناف حکومت را دارد. روایت داریم که به هرجای حکومت دست میزنید، بزنید؛ منتهی به نافش کار نداشته باشید. مسئله حیثیتی میشود. یک مثل معروف دیگر هم است که گذشته را صلوات، آینده را احتیاط! چه فایده وقتی هنوز هم بدخوران میخورند، ما دنبال گذشته بگردیم. حالا نگذارید بخورند، دین خویش را برای همیشه ادا کردهاید.