میل مهارناپذیر برای دانستن

اطلاعات روز

عادله سنگلاخی

زهره، دختر ۱۶ ساله، باشنده‌ی اصلی ولایت میدان‌ وردک است که اکنون در کابل زندگی می‌کند. در سراسر گفت‌وگوی تلفونی‌مان، احساس می‌کردم که هر جمله‌ی او آمیزه‌ای از ترس و امید است. او از روزهایی سخن گفت که دروازه‌ی مکتب به‌ رویش بسته شد و از مسیری که پس از آن، در سکوت و پنهانی، اما با سرسختی و امیدواری، برای ادامه‌ی آموزش می‌پیماید.

شبکه‌ی آسیب

پس از به‌ قدرت رسیدن دوباره‌ی طالبان در سال ۲۰۲۱ در افغانستان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر آموزش دختران از سوی این گروه اعمال شد. براساس گزارش‌های یونسکو، افغانستان در حال حاضر تنها کشور در جهان است که به‌طور رسمی آموزش متوسطه و لیسه را برای دختران ممنوع کرده است. این نهاد تخمین می‌زند که بیش از ۱.۱ میلیون دختر از ادامه‌ی تحصیل بازمانده‌اند.

یونیسف نیز اعلام کرده است که اگر این وضعیت ادامه یابد، تا چند سال آینده میلیون‌ها دختر دیگر هم از آموزش ابتدایی و متوسطه محروم خواهند شد. این سازمان هشدار می‌دهد که پی‌آمدهای این بحران، تنها به حوزه‌ی آموزش محدود نمی‌شود، بلکه به‌طور مستقیم بر سلامت، اقتصاد و ثبات اجتماعی کشور تأثیر خواهد گذاشت. براساس ارزیابی یونیسف، محرومیت دختران از آموزش می‌تواند در بلندمدت به افزایش فقر، کاهش فرصت‌های شغلی و تشدید نابرابری‌های جنسیتی در جامعه منجر شود.

در چنین شرایطی، زهره نیز مانند بسیاری از دختران، با محرومیت ناگهانی از آموزش از مسیر عادی زندگی‌اش جدا شد. او که تا صنف ششم در مکتب خصوصی «راهنمای معرفت» در کابل درس می‌خواند و همواره شاگرد اول صنف بود، با بسته‌شدن مکاتب، با آینده‌ای نامشخص روبه‌رو شد. زهره از این تجربه چنین یاد می‌کند:
«من در سال ۲۰۲۲ قرار بود وارد صنف هفتم شوم. وقتی که طالبان به ما اجازه‌ی رفتن به مکتب را ندادند، باعث شد آن زمان احساس کنم که آینده‌ام تاریک شده و دیگر نمی‌توانم به تحصیل ادامه بدهم.»

جست‌وجوی راه‌های بدیل آموزش

در واکنش به محدودیت‌های گسترده بر آموزش دختران، پس از سال ۲۰۲۱، دختران به مسیرهای بدیل و غیررسمی برای ادامه‌ی آموزش روی آورده‌اند. این راه‌ها در نبود دسترسی به مکاتب رسمی، به‌ شکل شبکه‌های کوچک آموزشی، صنف‌های خانگی و برنامه‌های پنهانی شکل گرفته‌اند؛ ساختارهایی که از آن‌ها گاهی به‌عنوان «آموزش زیرزمینی» نیز یاد می‌شود. این روند به‌عنوان یک پاسخ اضطراری به محدودیت‌های آموزشی شکل گرفته است؛ جایی که معلمان، فعالان آموزشی و خانواده‌ها تلاش می‌کنند آموزش را در سطح محدود و با حداقل امکانات ادامه دهند. این ابتکارات، اگرچه پراکنده و غیررسمی‌ اند، اما برای شماری از دختران تنها امکان ادامه‌ی یادگیری محسوب می‌شوند.

در چنین شرایطی، پدر زهره نیز مانند بسیاری از والدین، نگران آینده‌ی دخترش بود. او پس از جست‌وجوی فراوان و پیگیری از طریق شبکه‌های اجتماعی، با «مکتب دریچه» آشنا شد؛ مرکزی که به‌صورت غیررسمی به آموزش دختران در افغانستان کمک می‌کند. زهره می‌گوید: «پس از یک سال محرومیت از آموزش، در سال ۲۰۲۳، شبی که پدرم گفت فردا درس‌ات در برنامه‌ی دریچه شروع می‌شود، تمام شب از شدت خوشحالی نتوانستم بخوابم. وقتی وارد صنف شدم، دوباره احساس کردم زنده هستم؛ گویی یک دریچه‌ی امید برایم باز شده بود.»

سازمان آموزشی سحر که بر توانمندسازی دختران و زنان در افغانستان تمرکز دارد، آموزش‌های غیررسمی از این نوع را به‌عنوان یک راه‌حل اضطراری در برابر محدودیت‌های اعمال‌شده بر آموزش دختران توصیف می‌کند. این نهاد همچنان می‌افزاید که در شرایطی که امکان فعالیت رسمی وجود ندارد، ایجاد چنین صنف‌هایی تنها گزینه برای جلوگیری از محرومیت کامل دختران از آموزش است. بااین‌حال، سحر تأکید می‌کند که این نوع آموزش‌ها جایگزین نظام آموزشی رسمی و پایدار نیست، بلکه راهی موقت برای حفظ روند یادگیری و زنده نگه‌داشتن امید در میان دختران به‌ شمار می‌رود.

آموزش در سایه‌ ترس

با وجود فراهم‌شدن امکان محدود آموزش برای تعدادی از دختران، شرایط این مکاتب با محیط‌های رسمی تفاوت‌های جدی دارد. صنف‌ها معمولا در خانه‌های مسکونی یا اتاق‌های کوچک و بدون امکانات آموزشی مناسب برگزار می‌شود؛ جایی که ظرفیت شاگردان فراتر از حد معمول است و گاهی در یک صنف، ده‌ها دانش‌آموز هم‌زمان حضور دارند. در کنار محدودیت امکانات، فضای عمومی نیز با احتیاط شدید همراه است؛ به‌گونه‌ای که شاگردان و معلمان تلاش می‌کنند کم‌ترین توجه به کارشان جلب شود. زهره می‌گوید: «تعداد شاگردان در صنف ما پنجاه نفر است، ما بسیار آرام درس می‌خوانیم. حتا گاهی جرأت نمی‌کنیم بلند صحبت کنیم. همیشه این ترس هست که اگر کسی بفهمد، برای ما و خانواده‌های‌مان مشکل ایجاد شود.»

این وضعیت باعث شده است که روند آموزش، نه در یک فضای عادی و امن، بلکه در شرایطی توأم با نگرانی و فشار روانی پیش برود. شاگردان در بسیاری از موارد حتا در رفت‌وآمد منظم به این مراکز نیز با احتیاط رفتار می‌کنند و فضای یادگیری، همواره زیر سایه‌ نگرانی از پی‌آمدهای احتمالی قرار دارد.

گزارش‌های دیدبان حقوق بشر نشان می‌دهد که محدودیت‌های طالبان همراه با تهدید، ارعاب و بازداشت زنان و دختران بوده است. در چنین فضایی، فعالیت‌های آموزشی خارج از چارچوب مورد نظر طالبان می‌تواند شاگردان و معلمان را در معرض خطرات امنیتی قرار دهد.

پی‌آمدهای روانی و اجتماعی محرومیت

براساس مطالعات انجام‌شده در حوزه‌ی آموزش، محرومیت از آموزش تنها به‌ معنای از دست دادن فرصت یادگیری نیست، بلکه تأثیرات آن به‌ شکل مستقیم بر سلامت روانی، روابط اجتماعی و حتا احساس هویت و آینده‌نگری دختران نیز سایه می‌اندازد. در شرایطی که آموزش به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مسیرهای رشد فردی و اجتماعی بسته می‌شود، بسیاری از نوجوانان در وضعیت بلاتکلیفی و فشار روانی مزمن قرار می‌گیرند.

 یک مطالعه از سوی National Library of Medicine نشان می‌دهد که پس از منع آموزش دختران در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، میزان افسردگی (۸۷.۶ درصد) و افکار خودکشی (۴۹.۸ درصد) در میان آن‌ها افزایش یافته است. در این مطالعه همچنان آمده است که بررسی ۴۲۶ شرکت‌کننده نشان داد که عواملی مانند درآمد خانواده، بیماری جسمی، تجربه‌ی رویدادهای آسیب‌زا، افسردگی و افکار خودکشی به‌طور معناداری بر کیفیت زندگی تأثیر دارند. در کنار این پی‌آمدها، نبود چشم‌انداز روشن برای ادامه‌ی تحصیل یکی از مهم‌ترین عوامل تشدیدکننده‌ی فشار روانی عنوان می‌شود. زمانی که دختران آینده‌ای قابل تصور و دست‌یافتنی برای خود نمی‌بینند، احتمال بروز احساس بی‌انگیزگی و کاهش انگیزه برای یادگیری و رشد در آنان افزایش می‌یابد. زهره می‌گوید: «پس از بسته‌شدن دروازه‌ی مکتب، نمی‌توانستم بخوابم. همیشه کابوس می‌دیدم. حالا نیز گاهی بسیار ناامید می‌شوم، مخصوصا وقتی فکر می‌کنم که شاید هیچ‌وقت نتوانم آزادانه درس بخوانم و به دانشگاه دلخواهم ادامه‌ی تحصیل دهم.»

پیشرفت در دل محدودیت‌ها

با وجود تمام چالش‌ها، زهره نه‌تنها از مسیر آموزش عقب نمانده، بلکه به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یافته است. او اکنون در صنفی معادل صنف یازدهم رسمی قرار دارد و همچنان شاگرد ممتاز است.

یکی از دست‌آوردهای مهم او، یادگیری زبان چینی است. او این زبان را با کمک یک نهاد آموزشی آموخته و اکنون خود به‌عنوان مدرس در یک کورس زبان تدریس می‌کند؛ دست‌آوردی قابل توجه برای دختری در سن ۱۶ سالگی؛
«برای اولین‌بار، زمانی که برای تدریس وارد صنف شدم، شاگردانم باور نمی‌کردند که من برای آن‌ها تدریس خواهم کرد. وقتی تدریس را آغاز کردم، احساس کردم که می‌توانم مفید باشم. این به من اعتمادبه‌نفس داد.»

زهره همچنین آموزش زبان انگلیسی را نیز به درجه‌ی عالی رسانده است، اما به‌دلیل مشکلات مالی هنوز موفق به شرکت در آزمون تافل نشده است. براساس داده‌های برنامه‌ توسعه‌ ملل متحد، فقر اقتصادی یکی از موانع اصلی دسترسی به آموزش و فرصت‌های پیشرفت در افغانستان است. بسیاری از خانواده‌ها، مانند خانواده‌ی زهره، با درآمد محدود تنها قادر به تأمین نیازهای اولیه هستند.

آموزش به‌عنوان ابزار مقاومت

ادامه‌ی آموزش در چنین شرایطی، فقط یک نیاز فردی نیست، بلکه می‌تواند نوعی مقاومت اجتماعی نیز باشد. وقتی دسترسی به آموزش محدود می‌شود، هر تلاش برای یادگیری و ادامه‌ی تحصیل، به‌ معنای ایستادن در برابر این محدودیت‌ها است؛ راهی برای افزایش آگاهی، تغییر نگاه و شکستن چرخه‌ی نابرابری. فردی که آموزش می‌بیند، تنها برای خود آینده نمی‌سازد، بلکه به‌ تدریج بر اطرافیان و جامعه نیز اثر می‌گذارد.

به‌باور زهره، گاه محرومیت از آموزش تنها یک محرومیت شخصی پنداشته می‌شود، اما این‌گونه نیست. وقتی گروهی از جامعه از آموزش دور بمانند، پی‌آمدهای آن در شکل‌گیری فقر، تداوم نابرابری و محدودشدن فرصت‌های پیشرفت دیده می‌شود. در مقابل، ادامه‌ی تحصیل می‌تواند راهی برای ساختن آینده‌ای متفاوت باشد؛ آینده‌ای که در آن آگاهی و توانمندی جایگزین محدودیت و نابرابری می‌شود.

آینده در هاله‌ای از ابهام

حدود چهار سال است که مکاتب متوسطه، لیسه و دانشگاه‌ها برای دختران در افغانستان بسته مانده‌اند و این محدودیت، زندگی و آینده‌ی آموزشی میلیون‌ها دختر را تحت تأثیر قرار داده است. با وجود درخواست‌های مکرر نهادهای بین‌المللی برای بازگشایی مکاتب و دانشگاه‌ها، هنوز هیچ تغییری در این وضعیت به‌وجود نیامده است.

سازمان‌های جهانی UNICEF وUNESCO در بیانیه مطبوعاتی مشترک در کابل، در روز جهانی آموزش، مجددا خواستار بازگشایی مکاتب به‌روی دختران شدند؛ «یونسکو و یونیسف بار دیگر تأکید می‌کنند که آموزش و پرورش یک حق اساسی انسانی و پایه و اساس صلح، کرامت و فرصت برای هر کودک و جوان است و مکاتب باید به‌روی دختران در افغانستان باز شود.» در این بیانیه همچنان آمده است که امروز، افغانستان به‌طرز غم‌انگیزی تنها کشوری در جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی به‌شدت برای دختران و زنان ممنوع است. در نتیجه، ۲.۲ میلیون دختر نوجوان از حضور در مکتب متوسطه منع شده‌اند که این ممنوعیت، به‌شدت فرصت‌های آینده برای دختران و توسعه‌ی کشور را محدود می‌کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه