کامو و پیام پوچی؛

درنگی بر رمان «طاعون» (بخش دوم)

اطلاعات روز

نویسنده: جمشید سحر

در یکی از شهرهای ساحلی جنوب الجزیره، مردمی با سبک زندگی ساده‌ای روزگار می‌گذرانند. نام این شهر، اران است. این شهر بیش از آن‌که جغرافیایی در کره‌ی خاکی باشد، ابداع اندیشه و تخیل یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان تاریخ ادبیات، یعنی آلبر کامو است. او این شهر را بی‌کبوتر، بی‌درخت، بی‌باغ و زشت توصیف کرده است که باشندگان آن به تجارت مشغول‌ اند و پول درآوردن را خیلی دوست دارند؛ عشق‌ورزی، فیلم‌دیدن و شنا را هم گذاشته‌اند برای روزهای آخر هفته (شنبه و یک‌شنبه).

رمان «طاعون» آلبر کامو، از شهری به‌نام اران روایت می‌کند که وصف آن در بالا گذشت. این رمان با تم ضدفاشیستی نوشته شده است. کامو خود درباره‌ی «طاعون» نوشته است: «در مقایسه با رمان بیگانه، طاعون بی‌گفت‌وگو گذاری است از سرکشی انفرادی به جهان اجتماعی، اجتماعی که باید در مبارزه‌هایش شرکت کرد. اگر از بیگانه تا طاعون راهی در راستای تحول باشد، این تحول در جهان همبستگی و مشارکت است» (طاعون، ص ۲۶). من در این یادداشت بر پیوندی که میان «طاعون» و «بیگانه» وجود دارد تمرکز کرده و آن را به بررسی می‌گیرم. این پیوند همان پوچی است که در «بیگانه» به‌عنوان دغدغه‌ی فردی و در «طاعون» به‌مثابه‌ی امر جمعی در قالب یک فاجعه بیان شده است.

چارچوب نظری؛ تفکیک محتوا و فرم از نظر جورج زیمل

جورج زیمل (۱۸۵۸-۱۹۱۸)، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی است. زیمل در نظریات اجتماعی خود بر صورت‌ها یا الگوهای تکرارشونده در کنش‌های اجتماعی تأکید می‌کرد. او بر این باور بود که اگرچه رفتارهای اجتماعی تا حدی غیرقابل پیش‌بینی‌ اند، اما روی‌هم‌رفته از یک الگوی مشخص پیروی می‌کنند. از نظر زیمل، جامعه‌شناسی باید بر مطالعه و بررسی همین الگوها متمرکز شود.

زیمل بین محتوا و فرم (صورت) تمایز قایل می‌شود؛ «از نظر زیمل، محتواها تمام انگیزه‌ها، منافع و مقاصد پدیده‌های موجود در افراد اند که درک اولیه از صورت‌ها را تشکیل داده‌اند و افراد در کنش متقابل با دیگران از آن‌ها بهره می‌برند. صورت‌های اجتماعی بازتاب الگوها و روال عام رفتار اند که افراد در خلال کنش‌های اجتماعی‌شان از میان آن‌ها دست به انتخاب می‌زنند» (تیم دیلینی، نظریه‌های کلاسیک جامعه‌شناسی، ص ۱۷۶). به دیگر سخن، محتواها انگیزه‌هایی‌ اند که انسان‌ها را به کنش وامی‌دارند و وارد عمل می‌کنند؛ فرم‌ها شیوه و الگوهایی هستند که محتواها از طریق آن در جهان عینیت می‌یابند و اتفاق می‌افتند. به‌طور مثال، غریزه‌ی جنسی یک نیروی قدرتمند در درون انسان‌ها است که آن‌ها را به‌سوی کنش (ارتباط جنسی) سوق می‌دهد. اما این محتوا بدون فرم اتفاق افتاده نمی‌تواند و از همین‌رو است که در جامعه‌های مختلف، این غریزه در فرم‌های گوناگون، در تناسب با سایر باورها و ارزش‌های دینی و فرهنگی، به‌عنوان واقعیت اجتماعی اتفاق می‌افتد؛ در بعضی جامعه‌ها، این عمل در وقت‌های مشخص و با تشریفات انجام می‌شود، ولی در برخی از جامعه‌ها بدون تشریفات. این الگوها در یک بازه‌ی زمانی نسبتا طولانی ثابت‌ اند.

در یک دیدگاه گسترده‌تر، زیمل این تحلیل را برای کلیت زندگی نیز به‌کار می‌برد. به‌ نظر او، زندگی نیروی خلاق و پویایی است که مدام در قالب فرم‌ها خود را عینیت می‌دهد. زیمل در مقاله‌ی «تضاد فرهنگ مدرن» می‌نویسد: «این خود زندگی است (در این مورد از منظر اقتصادی) که با نیروها و پویایی خود و با تغییر شکل و تمایزیافتگی خود، در پشت کل فرآیند، نیروی محرکه‌ای را فراهم می‌کند؛ اما زندگی که خود بی‌شکل است، فقط هنگامی می‌تواند خود را به‌عنوان یک پدیده متجلی کند که به آن شکلی داده شود.»

در نظریه‌های زیمل، نکته‌ی مهم دیگری نیز در باب کلیت زندگی وجود دارد و آن این واقعیت است که زندگی در کلیت خود چیزی نیست جز فراروی از فرم‌ها. یا به عبارت ساده‌تر، زندگی همواره با گذار از فرم‌های عینیت‌یافته، در قالب فرم‌های جدیدتر بروز و ظهور پیدا می‌کند و اتفاق می‌افتد؛ اصلا زندگی همین فراروی از فرم‌ها است؛ «…زندگی در آرزوی آن‌ چیزی است که دست‌نیافتنی است: تعیین‌بخشیدن و متجلی‌ساختن خود در ورای همه‌ی اشکال و در بلاواسطگی عریان. ولی دانش و اراده و خلاقیت، هرچند که در کل، زندگی بر آن‌ها حاکم است، فقط می‌توانند شکلی را جایگزین شکل دیگر کنند؛ آن‌ها هیچ‌گاه نمی‌توانند زندگی‌ای را که پسِ پشتِ شکل نهفته است، جایگزین شکل کنند» (همان).

آنچه تا کنون از زیمل آموخته‌ایم، ما را به این فهم از کلیت زندگی می‌رساند که سرشت زندگی در فراروی از فرم‌ها و سیالیت آن است. با توجه به این درک از زندگی، می‌شود گفت در فاصله‌ی دو فرم که زندگی در قالب آن‌ها اتفاق می‌افتد، یک نقطه‌ی بحرانی قرار دارد؛ بحرانی به این معنا که فرم‌های سابق فرو می‌ریزند و فرم‌های جدید هم یا تا هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته‌اند و یا درونی نشده‌اند. در این موقعیت است که نظم‌های ساختگی و مرزبندی‌های اخلاقی، اجتماعی، عقلانی، دینی و در کل هرگونه دیدگاه متافیزیکی و کل‌گرایانه فرو می‌ریزند و انسان‌ها با نوعی سکوت از سوی جهان مواجه می‌شوند. این همان وضعیت است که کامو در «بیگانه» و «اسطوره‌ی سیزیف» از آن با نام پوچی یاد کرده است؛ فقط با این تفاوت که این‌بار پوچی در سیمای امر اجتماعی جلوه‌گر شده است. باید تأکید کنم که این نقطه‌ی بحرانی بیشتر به معنای نبود فرم‌های ثابت و الگوهای تکرارشونده است تا نبود مطلق فرم.

طاعون در شهر؛ پوچی در کمین

کامو در رمان «طاعون» می‌نویسد: «راه ساده برای آشنایی با یک شهر این است که انسان بداند مردم آن چگونه کار می‌کنند، چگونه عشق می‌ورزند و چگونه می‌میرند» (همان، ص ۳۳). با چنین رویکردی، اگر نگاهی به رمان «طاعون» بیندازیم، متوجه می‌شویم که باشندگان شهر اران به‌شدت در روزمرگی و یکنواختی زندگی می‌کنند. کامو باشندگان اران را این‌گونه توصیف می‌کند: «انسان همین که عادت کرد، روزگارش بی‌دردسر می‌گذرد. حال که شهر ما برای کسب عادت مناسب است، می‌توان گفت که همه‌ چیز بر وفق مراد است» (همان، ص ۳۴). این آرامش و یکنواختی، درست زمانی آغاز به فروپاشی می‌کند که مردم اولین موش‌های مرده را که نشانه‌ای از شیوع طاعون در شهر اند، می‌بینند و کشف می‌کنند. در ابتدا، پیداشدن موش‌های مرده چندان غریب نمی‌نماید، اما در ادامه که بر کمیت آن افزوده می‌شود، روال عادی زندگی، قواعد و چارچوب‌های مشخص‌شده‌ی آن را به چالش می‌کشند. بسته‌شدن مکان‌های عمومی مثل رستورانت‌ها، کافه‌ها و سینماها مسأله را تشدید می‌کنند.

شروع طاعون، محراق نظم زندگی روزمره‌ی شهر اران را نشانه می‌رود و بندهای آن را از هم می‌گسلد. شروع طاعون یک فروپاشی به‌ تمام‌ معنا است؛ فروپاشی‌ای که جای چیزها را عوض می‌کند و به تعبیری آسمان و زمین را برای باشندگان شهر به هم می‌دوزد؛ مسجد تبدیل به شفاخانه می‌شود، روحانی از خطابه بازمی‌ایستد و دست از دعا می‌کشد تا دوشادوش داکتران برای پیش‌گیری از طاعون کار کند. داکتر ریو نیز با تواضع می‌گوید: «من نمی‌دانم چه چیزی در انتظار من است و یا بعد از این چیزها چه پیش خواهد آمد. فعلا بیماران هستند و باید درمان‌شان کرد. بعدا آن‌ها فکر خواهند کرد و من هم؛ اما فوری‌تر از همه معالجه‌ی آن‌ها است. من آن‌طور که می‌توانم از آن‌ها دفاع می‌کنم. همین» (همان، ص ۱۴۸). داکتر ریو، به‌عنوان فردی که در زمانه‌ای پوچ زندگی می‌کند، نه به رستگاری پایان تاریخ بشارت می‌دهد و نه از زندگی در جهان دیگر سخن‌سرایی می‌کند. در چنین موقعیتی، انسان باید آنچه در چنته دارد را رو کند و به مقابله با فاجعه بپردازد. این نکته به عصیان اشاره دارد که یکی دیگر از مفاهیم اصلی در اندیشه‌ی کامو است؛ اما من در این یادداشت، عصیان را مورد بررسی قرار نمی‌دهم.

در رمان «طاعون»، بیماری طاعون همان شری است که تمام ارزش‌ها را زیر پا می‌گذارد و «انسان را گرگ انسان می‌کند». تارو (یکی از شخصیت‌های رمان) از ریو (راوی داستان) می‌پرسد که آیا به خدا باور دارد؟ ریو در جواب می‌گوید: «نه، اما منظور چیست؟ من در ظلمت شب هستم و می‌کوشم که روشن ببینم. مدت درازی است که این مطلب برای من تازگی‌اش را از دست داده است» (همان، ص ۱۴۷). دوران طاعون همان شب است که در آن هیچ‌چیزی روشن نیست. جهان در سکوت فرو می‌رود و تمام مرزبندی‌ها و برچسب‌زدن‌ها ناکار می‌گردند. این وضعیت مصداق همان نقطه‌ی بحرانی است که در نظریات زیمل در گذار از یک فرم به فرم دیگر اتفاق می‌افتد. در چنین موقعیتی، دیگر از الگوهای تکرارشونده و تثبیت‌شده خبری نیست، بلکه انسان با نوعی سردرگمی دست به هر عملی می‌زند. لذا پرپانلو که کشیش است، در دوران طاعون از دعا و کلیسا (به‌عنوان فرم‌های ثابت زندگی خود) دور می‌شود و در کنار داکتر ریو و دیگران به مقابله با طاعون می‌پردازد. در دوران طاعون (نماد و مصداقی از شر)، مهم‌ترین ضرورت این است که انسان با شر تبانی نکند. به تعبیر خود کامو، باید در این دوران «قدیس بی‌خدا» بود.

کامو «طاعون» را با تم ضدفاشیستی نوشته است. اگرچه در داستان کتاب، طاعون ممثل شر است، ولی در حقیقت کامو خواسته با این روایت‌گری خویش، نظام‌های توتالیتر را که خشونت و وحشی‌گری را عادی‌سازی می‌کنند، به چالش بکشد. همان‌گونه که طاعون در شهر اران، جان انسان‌های بی‌شماری را می‌گیرد و مراسم‌های دینی و دیگر حربه‌های آن‌ها را ناکار می‌کند، نظام‌هایی مانند نازیسم هم با قتل و کشتار، آخرین قلمروهای ارزش‌های انسانی را نابود می‌کنند. از این است که از درون نازیسم، آشویتس متولد شد. همان‌گونه که در بالا تذکر داده شد، در چنین وضعیتی، مهم‌ترین ضرورت اجتناب از تبانی با شر است. انسان شریف باید بکوشد تا در دام پروپاگاندا و دسیسه‌ها اسیر نگردد.

سخن‌ آخر

پوچی یکی از مفاهیم مهم در آثار و تفکرات آلبر کامو است. پوچی از نظر کامو تقابل بین انسان منطقی و وضاحت‌طلب با جهان کور و پیچیده است. به نظر می‌رسد کامو، پوچی را در دو سطح فردی و اجتماعی مطرح می‌کند. من در این یادداشت تلاش کردم پوچی در سطح فردی را با تکیه بر دو اثر کامو، «بیگانه» و «اسطوره‌ی سیزیف»، اندکی توضیح بدهم. در ضمن، پوچی در ساحت اجتماعی را با تمسک به ایده‌های جورج زیمل -هرچند کوتاه و ناقص- در رمان «طاعون» به بررسی گرفتم.

منابع:

  1. دیلینی، تیم (۱۳۸۷)، نظریه‌های کلاسیک جامعه‌شناسی، ترجمه‌ی بهرنگ صدیقی و وحید طلوعی، تهران: نشر نی.
  2. زیمل، جورج (۱۳۸۰)، تضاد فرهنگ مدرن، ترجمه‌ی هاله لاجوردی، ارغنون، ۱۸، ۲۲۵۲۴۶.
  3. کامو، آلبر (۱۳۹۹)، بیگانه، ترجمه‌ی جلال آل احمد، تهران: آتیسا.
  4. کامو، آلبر (۱۳۸۹)، اسطوره‌ی سیزیف، ترجمه‌ی مهستی بهرینی، تهران: نیلوفر.
  5. کامو، آلبر (۱۳۹۳)، طاعون، ترجمه‌ی رضا سید حسینی، آرمان‌شهر.
  6.  کانت، ایمانویل (۱۳۸۴)، نقد عقل محض، ترجمه‌ی بهروز نظری، کرمانشاه: باغ نی.
  7. کاپلستون، فردریک (۱۳۸۸)، تاریخ فلسفه، جلد چهارم، ترجمه‌ی غلام‌رضا اعوانی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
  8. هراری، یووال (۱۳۹۷)، انسان خردمند، ترجمه‌ی نیک گرگین، تهران: نشر نو.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه