تلفن‌ها از جلریز و به جلریز

هادی دریابی

قبل از آن‌که ممد سیاه و یارانش در جلریز بدست طالبان کشته و سربریده شوند، تماس‌های زیادی از جلریز به سوی میدان وردک و کابل برقرار شد. به والی میدان تماس گرفتند و گفتند که نیاز به کمک و تجهیزات داریم، اما والی گفت: الو! الو! الو… صدایت نمیایه او بچه کیستی؟ نام پدرت چیست؟ او بچه از سنگر برای سر تپه برو که صدایت بیایه. باز زنگ زد اما شماره‌ی والی خاموش بود. به قوماندان امنیه تماس گرفتند، از او هم خاموش بود. به معاون والی تماس گرفتند، نشد. خلاصه هرچه تماس به طرف میدان وردک صادر کردند، رد شد. جوابی نشنیدند.

ممد سیاه به کابل زنگ زد. به وزارت دفاع زنگ زد، جواب نگرفت. به وزارت داخله زنگ زد، جوابی نشنید. به ریاست اجرائیه زنگ زد، شبکه گفت شماره مورد نظر شما در پنجشیر رفته که روزه را سر کند و شبانگاه به تماشای مهتاب بنشیند، لطفاً تماس تان را بعد از شنیدن صدای راکت که از آن طرف شلیک می‌شود؛ قطع کنید. به رییس جمهور زنگ زد، یک دخترخانم گفت شماره مورد نظر شما فعلاً مصروف است اما ما هرچه تلاش می‌کنیم که در کجا مصروف است، موفق نمی‌شویم. لطفاً قبل از اینکه کریدت تان تمام شود، به آقای دانش و محقق تماس بگیرید. اشرف غنی خوش ندارد از این تماس‌ها داشته باشد.

به محقق زنگ زد، محقق گفت انشاءالله فردا پس فردا جنازه‌های شما را به بهترین وجه تشییع خواهیم کرد. یک چند کلمه‌ی دیگر هم گفت که هیچ فهمیده نشد. به سرور دانش زنگ زدند، سرور دانش شروع کرد به نقد نظریات ابن خلدون در مورد سقوط اخلاق در حکومت‌داری‌های نمونه. ممد سیاه یقینش ثابت شد که آقای دانش را چیزی شده، میخواست به داکتر زنگ بزند که دانش را معاینه کند، اما راکت بغل سنگرش اصابت کرد و تلفنش از دستش افتاد.

به وکلا هرچه تماس گرفتند، در جواب فقط می‌شنید که شبکه می‌گفت: شماره مورد نظر خاموش است، لطفاً بعد از شنیدن صدای بیب پیغام تان را بگذارید، هزینه هر پیغام، 2.7 افغانی است. ممد سیاه از هرچه تماس بود، ناامید شد. فقط یک حرامزاده به آن‌ها گفته بود که منتظر باشید، کمک در راه است. ممد سیاه و یارانش، به امید کمک که هرگز نرسید، تا آخرین مرمی برابر طالبان ایستاد. مرمی‌ها تمام شد. ممد سیاه آخرین نفس‌هایش را فدای مردم و خاکش کرد. تسلیم نشد. فرار نکرد. ایستاد تا که تیر وسط مغزش نشست و سرش را متلاشی کرد.

جلریز در خون فرو رفت. تماس‌های ممد سیاه قطع شد. حالا نوبت کابل و میدان وردک رسیده که به ممد سیاه زنگ بزند. والی زنگ زد، اما ممد سیاه جواب نداد. والی عصبانی شد. قوماندان امنیه و معاون والی هم همین‌طور! آن حرامزاده‌ای‌که گفته بود کمک‌ها در راه است و بزودی خواهد رسید، هی به شماره ممد سیاه زنگ می‌زد که بپرسد نیروهای کمکی رسیده یا نه؟ اما ممد سیاه جواب نمی‌داد. اشرف غنی میخواست به ممد سیاه بگوید که من چنان حکومت خواهم کرد که بعد از من افتخار کنید و بگویید شاباش بچیه! عبدالله به سرعت به کابل رسید، هرچه تماس گرفت، برقرار نشد. محقق و دانش هم هرچه تلاش کردند نشد.

چه سناریوی مشابهی! قبل از خون هرچه ممد سیاه به کابل و میدان وردک تماس گرفت، برقرار نشد! بعد از خون هرچه میدان وردک و کابل به ممد سیاه تماس گرفت، برقرار نشد.

اما خدایی دم وزارت داخله گرم! رشادت‌های این وزارت قابل ستایش است. وزیر داخله وقتی با چشمان سرش در شفاخانه‌ی چهارصد بستر، اجساد سربازان را دید، فوراً دستور صادر کرد که لباسش را اتو کند. لباس اتوکشیده‌اش را پوشید و به جلریز رفت. البته قابل تحسین است ک رییس ستاد ارتش که قبلاً از ارسال کمک به جلریز ابراز عجز کرده بود نیز با وزیر داخله رفت. طبعاً وقتی چنین افرادی به جلریز می‌روند، یک کاروان مکمل را باخود می‌برند. کاروانی که اگر یک سوم آن برای کمک به ممد سیاه و یارانش فرستاده می‌شد، هرگز جلریز خونین را شاهد نبودیم. خوب به هرصورت! این استراتژی حکومت است. مقصر اصلی این فاجعه، ارگ است. اشرف غنی، شورای امنیت و ریاست اجرائیه است. وقتی ارگ اجازه‌ی مبارزه علیه تروریستان را از وزارت داخله و دفاع بگیرد، طبیعی است که ممدهای سیاه و یارانش توسط طالبان محاصره و شهید شوند. بحران‌های دیگری از این دست در راه است و بسی بزرگتر خواهد بود. مدیریت این بحران هم بدست ارگ و هم‌پیمانانش است. این‌که چه چیزی پشت این بحران‌ها مطرح است، من نمی‌دانم. ولی این‌قدر می‌دانم که ارگ مردم را فشار می‌دهد تا آماده‌ی پذیرش یک تصمیم غیرقانونی و انسانی شوند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
4 دیدگاه