عُمّال به آدمی گفته میشود که بار خودش را در یک گوشه بگذارد و بار دیگری را ببرد. برای مثال، سید عیسی حسینی مزاری روز جمعهی آخر رمضان هر سال، نمایش اجرا میکند. او و جمعی از خود محترمترش در یکی از جادههای کابل که عموماً در غرب کابل باشد، جمع شده و در دفاع از مسلمانان فلسطین تظاهرات میکند. توجه کنید که در دفاغ از مسلمانان فلسطین تظاهرات میکند. بعد چون ترکیب عقل و انرژی در وجود آنها میزان نیست، عکس رهبران ایرانی را بالا کرده و شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر اسراییل سر میدهند. البته او امسال قبل از رسیدن آخرین جمعهی ماه مبارک رمضان گفته که تظاهرات امسال، عمل کردن به آیات قرآن در مورد یهود است.
او که اسفل السافلین هرچه عُمّال است میباشد اکثر اوقات با گریه میگوید که بند بندم درد دارد وقتی میبینم کودکان فلسطین، جانهای سفید شان را مقابل حملات بیرحمانهای اسراییل از دست میدهد. او از بیعدالتیها خیلی ناراحت است و خواهان یک جهان خالص ایرانی و فلسطینی میباشد. او پنجشنبه گذشته در سخنرانی خود گفته که یهودیان در صدد ترور پدران حضرت محمد برآمد. با آنکه هاشم جد اعلای حضرت محمد را ترور کردند، اما تیر شان دیر به هدف خورد. یعنی قبل از اینکه تیر یهودیان به هدف بخورد، هاشم چالاکی کرده، نطفهی عبدالمطلب را بست و سپس ترور شد. وی با خشم سرشار از هدف گفت که عبدالمطلب نیز مورد سوء قصد قرار گرفت اما جان به سلامت برد. سپس ایشان خاطرنشان کرد که در مورد مرگ عبدالله و آمنه، اطلاعات امنیتی جمهوری اسلامی ایران کافی نیست و هنوز مشخص نشده که آنها را هم یهودیان ترور کرده یا خیر؟
حالا این آقا قرار است جمعه علیه استبداد جاری در فلسطین قدعلم کرده و مدت پانزده دقیقه، برای عابرین و کارگران روزهدار کوتهسنگی مزاحمت ایجاد کند. هرچه او را به مشاهدهی ظلم و استبداد جاری در کابل و ولایتهای افغانستان فرابخوانیم، گوش بده نیست. انگار داریم سورهی یاسین را یکجای دیگر میخوانیم. جلریز، قندوز، کنر، نورستان، بدخشان، کابل، غزنی و مزار هر روز خونین است، اما خبری از عدالتطلبی عیسی حسینی مزاری نیست. گفته میشود ترکیت عقل و انرژی در وجود مبارک عُمّالان به شکل وحشتناکی نابرابر است. به همینخاطر، این جماعت در طول عمر شان حتی یک روز هم مفید زندگی نمیکنند.
این یک طرف قضیه بود، طرف دیگر قضیه، بستههای تومان است که خیلی راحت به افغانی و دالر قابل تبدیل است. کارلو شاموزه میگوید که رنج اقتصادی به حدیست که اجازه میدهد خدا را بفروشیم، عدالت و مظلومیت که در برابر خدا چیزی نیست! با این حساب، درست نیست خرید و فروش عیسی حسینی مزاری خراب شود.
نوع دیگر عُمّال، شما شنیدید که رییس جمهور گفت برای بررسی فاجعهی جلریز، کمیسیون حقیقتیابی را خواهد فرستاد. مثلاً فرض کنید رییس جمهور به این کمیسیون گفته که نتیجهی حقیقتیابی تان را تا روز جمعه برایم بفرستید. بعد متوجه میشویم که این کمیسیون تا روز جمعه نه تنها حقیقت را نیافته که حتی همدیگر را در کابل هم نیافته اند. اینها به نحوی جزو عُمّالان محسوب میشوند. اگر توانستند حقیقت را بیابند و به همه نشان بدهند که معلوم میشود شیر حلال خورده اما اگر مسئولیت حقیقتیابی خویش را پس یک فاجعهی دیگر پنهان کردند، آنوقت است که میتوانیم شتر شک و اعتراض خویش را در مزرعهی سبز وجدان و آزادهگی شان رها کنیم.
دانشمندان میگویند که عیسی حسینی مزاری بر کمیسیون حقیتیاب مورد نظر اشرف غنی ارجحیت دارد. به قول دانشمندان، عیسی حسینی مزاری حد اقل معلوم است که از کدام پاچه روایت میکند اما این کمیسیون حقیقتیاب راز و رمزش معلوم نیست. دانشمندان علاوه کردند که عیسی حسینی مزاری شجاعت قابل وصفی دارد و نمونهی آن را چنین بیان کرد: به باور عیسی حسینی مزاری، یهودیان و به ویژه اسراییل جای شیاطین را گرفته اند. البته خود عیسی حسینی مزاری گفته که من شاهد صحنه بودم که اسراییل دست شیطان جنی را از پشت بست و در زندان خود برد. او گفت که من از ظلم اسراییل، حتی به حال شیطان هم گریستم.
حتی این الشیطالشیاطین که جغرافیای شرمش به کلی نابود شده گفت که شرکت در تظاهرات ما، امتحان الهی است و خدا کند از این امتحان موفق بدرآییم. وی علاوه کرد که برای موفقیت، باید عکس رهبر فقید ایران (خمینی) را بالای سر خویش بالا کنیم. چرا که اسراییلیان با دیدن عکس خمینی، مجبور میشوند هم حمام بکنند هم کالاشویی! وی از این بیشتر چیزی نگفت و گفت که باقی حرفها روز جمعه، ساعت 9 صبح!