زبان و جایگاه زنان

اطلاعات روز
اطلاعات روز

رابین لاکوف

مترجم: معصومه عرفانی

بخش پنجم

زنی را به عنوان مدیر تبلیغاتی در کنفرانسی تبلیغاتی تصور کنید. هراندازه هم که این مدیر تبلیغاتی منشی «زنانه» داشته باشد، احتمال این‌که نظرات خود را با جملۀ (الف) بیان کند خیلی بیشتر است تا جملۀ (ب)، که ممکن است تعجب و واکنش دیگران را برانگیخته و یا عکس العمل‌هایی مثل این را در پی داشته باشد: «این نتیجۀ قرار دادن یک زن به عنوان رییس این شرکت است.»

از طرف دیگر، تصور کنید که یک دوست به همان زن پیشنهاد می‌کند که او باید کیف دستی همرنگ فندک سیگارش بخرد. در این مورد، این پیشنهاد تنها متوجه او و تاثیر او بر دیگران است. ممکن است این‌جا از جملۀ (ب) استفاده کند که بخشی از «زبان زنانه» است. پس این انتخاب چندان آزادانه نیست: کلمات محدود به «زبان زنانه» پیشنهاد می‌کنند که مفاهیمی که بر آن دلالت دارند در واقع زیاد مناسب و مربوط به جهان واقعی (مردانه) قدرت و نفوذ نیست.

ممکن است این سوال مطرح شود که آیا در حقیقت واژه‌هایی متشابه نظیر این‌ها در فرهنگ لغت مردان وجود دارد یا نه؟ اصطلاحاتی برای تایید بر بدیهیات، اصلاحاتی شخصی؛که به جای سنجش عکس‌العمل‌های محتمل رایج، از نقطه نظر عکس‌العمل احساسات فردی خود شخص بیانگر این تایید باشد. البته می‌توان در میان «هیپی»ها چنین واژه‌ای را یافت: «groovy.»

وقتی لغت‌نامه را کنار گذاشته و به نحو مراجعه می‌کنیم، درمی‌یابیم که از لحاظ نحوی بسیاری از زنان به شکلی ویژه صحبت می‌کنند. چنان که من می‌دانم هیچ قانون نحوی در گرامر انگلیسی وجود ندارد که تنها زنان بتوانند استفاده کنند. اما حداقل یک قانون وجود دارد که در گفت‌وگوی محاوره‌ای، زنان بیشتر از مردان استفاده می‌کنند. (این موضوع البته نشاندهنده این است که بخشی از کارآیی قوانین نحوی توسط زمینه اجتماعی کنترل می‌شود- موقعیتی که گوینده و مخاطب در جامعه دارند و میزان احترامی که نسبت به هم قایل هستند و تأثیری که یکی کوشش دارد بر دیگری بگذارد). این قانون، قانون ساخت پرسش‌های استفهامی است.

 استفاده از سوال تأییدی مانند حالت نحوی آن (در انگلیسی)، در مسیر میان یک جملۀ کامل و پرسشی است که پاسخش نه و بله است: کمتر قاطعانه نسبت به مورد اول اما قطعی‌تر از حالت دوم. بنابراین تحت شرایط خاص مفهومی قابل استفاده است: نه برای اظهار نظر، نه در شرایطی که در آن پرسش بله ـ خیر بطور کلی مورد استفاده قرار می‌گیرد، بلکه در موقعیت‌هایی میان این دو.

فرد زمانی اظهار نظری می‌کند که به دانسته‌های خود اطمینان دارد و کاملا مطمئن است که این اظهار نظر مورد قبول واقع خواهد شد؛ و زمانی سؤال مطرح می‌کند که در مورد برخی نکات دانسته‌هایش کافی نباشد و براین باور است که این عدم آگاهی می‌تواند با پاسخی از سوی مخاطب رفع شود. پرسش استفهامی، که بین این دو قرار دارد، زمانی به کار برده می‌شود که گوینده در مورد مسئله‌ای اظهار نظری می‌کند اما کاملا به حقیقت این ادعا اطمینان کامل ندارد.

بنابراین اگر من بگویم «آیا جان این‌جاست؟»، احتمالا از این‌که پاسخ من منفی باشد تعجب نمی‌کنم. اما اگر بگویم: «جان این‌جاست، اینطور نیست؟»، بر عکس جمله قبل در این جمله مشخص است که من انتظار جواب مثبت را دارم و تنها تأیید مخاطب را می‌خواهم. در این سوال هم مانند سوال بله-خیر من منتظر پاسخی از سوی وی هستم اما برای پیش بینی پاسخ مورد نظر به اندازۀ کافی اطلاعات دارم (یا این‌طور فکر می‌کنم)، اطلاعاتی بیش از جمله‌ای اخباری. پس می‌توان چنین برداشت کرد که پرسش‌های استفهامی جملاتی اخباری هستند، بدون این پیش فرض که قرار است مخاطب آن را باور کند. پرسش استفهامی برای مخاطب مهلتی فراهم می‌کند، نه این‌که وی را مجبور کند با دیدگاه گوینده هم رأی شود.

موقعیت‌هایی هست که در آن مطرح کردن پرسش‌های استفهامی در واقع تنها نوع مناسب جمله است. بنابراین، برای مثال، اگر من چیزی را بطور نامعلوم دیده باشم، و دلیلی مبنی بر این داشته باشم که مخاطب اطلاعات بهتری داشته باشد، می‌توانم بگویم: «من عینک نداشتم و متوجه نشدم. او ساعت سه رفت، اینطور نیست؟». برخی اوقات پرسش‌های استفهامی در مواردی استفاده می‌شود که گوینده به خوبی مخاطب پاسخ احتمالی را می‌داند و نیازی به تأیید ندارد. یکی از نمونه‌های آن زمانی است که مخاطب حرف بی ربطی می‌گوید تا رشتۀ کلام را از مخاطب بگیرد: این‌جا خیلی گرم است، اینطور نیست؟

در بحث کردن درمورد احساسات یا نظریات شخصی، به طور طبیعی فقط گوینده از پاسخ صحیح آگاه است. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوئیم، مطرح کردن پرسش درمورد نظرات خودمان کاری بیهوده است. جملاتی مثل «سرم درد می‌کند، اینطور نیست؟» معمولا تمسخر آمیزند. اما بدیهی است که موارد مشابهی وجود دارند که بیان کنندۀ عقیدۀ گوینده است، نه ادارک وی، و گوینده در پی تأیید آن برمی‌آید، مثل جملۀ «اینطور که قیمت‌ها بالا می‌روند وحشتناک است، اینطور نیست؟». حال آن‌که در جملاتی نظیر این، تفاسیر دیگری نیز ممکن است، یکی از این تفاسیر احتمالی این است که گوینده جواب مشخصی را در ذهن دارد –بله یا خیر- اما نمی‌خواهد آن را با صراحت بیان کند. این عقیدۀ من است، اگرچه من اطلاعات آماری دقیقی ندارم که نشان دهد این نوع از سوالات استفهامی بیشتر توسط زنان استفاده می‌شود و یا مردان. اگر این قطعا درست است، دلیل آن چیست؟

این نوع جملات شرایطی را به وجود می‌آورد که گوینده می‌تواند از درگیرکردن خود با این مسئله و در نتیجه از برخورد با مخاطب اجتناب کند.

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه