زبان و جایگاه زنان

اطلاعات روز

رابین لاکوف

مترجم: معصومه عرفانی

بخش ششم

هم‌چنین مشکل این‌جاست که با استفاده از این‌گونه سوالات، ممکن است گوینده این معنا را برساند که او اعتماد به نفس نسبت به نظر خود نداشته و از مخاطب انتظار تایید دارد، یا حتا می‌‌تواند نشان دهندۀ این باشد که او هیچ دیدگاهی از آنِ خود ندارد. انتقاد آخر اغلب گروه زنان را هدف قرار می‌دهد. جالب توجه است که این مسئله چگونه انعکاس دهندۀ (تاثیرات) استفادۀ زبانی خاص است که از همان سال‌های اول زندگی زنان به آنها تحمیل می‌شود.

با توجه این نوع استفاده ویژه نحوی، تفاوت‌های گسترده‌ای که در طرز بیان زنان وجود دارد قابل درک است. این جمله خاص با الگوی خاص بیان (در انگلیسی) تا آنجا که من می‌دانم تنها میان زنان استفاده می‌شود که نوعی از پاسخ مثبت به سوال است و در همان موقعیت استفاده می‌شود اما انعطاف پذیری سوالات بله-خیر را دارد، هم‌چنان‌که نشاندهندۀ تردید است. مفهوم آن این است که گوینده انتظار دارد تأیید شود گرچه او تنها کسی است که اطلاعات لازم را دارد.

الف) شام کی آماده می‌شود؟                   ب) … حدودا ساعت شش…؟

جمله ب می‌گوید: ساعت شش، اگر تو موافق باشی. «الف» در موقعیتی قرار می‌گیرد که باید تصدیق کند و «ب» مردد به نظر می‌رسد. این نشاندهندۀ عدم تمایل به اظهار نظر قطعی و نهایی است. نتیجه احتمالی این خواهد بود که این نوع الگوی گفتاری انعکاس دهندۀ واقعیتی راجع به شخصیت زنان و یکی از دلایلی است که باعث می‌شود زنان جدی گرفته نشده یا برای عهده‌دار شدن مسئولیت مسایل مهم مورد اعتماد قرار نمی‌گیرند؛ چرا که او خودش نمی‌تواند افکار خود را سازماندهی کرده و به خود اطمینان داشته باشد.

و این‌جا باز هم می‌بینیم که افراد چگونه قضاوت‌های‌شان را راجع به دیگران براساس رفتارهای زبانی ظاهری که ممکن است ربطی به شخصیت اصلی آنها نداشته اما به گوینده تحمیل شده باشد، به صورت بدترین مجازات که جدی گرفته نشدن است، شکل می‌دهند.

چنین ویژگی‌هایی احتمالا بخشی از این واقعیت است که گفت‌وگوی زنان بیشتر از مردان «مودبانه» به نظر می‌رسد. یک نمودِ از ادب همان است که تشریح کردیم: قابل تعدیل بودن تصمیمات، نه این‌که نظر یا عقیده یا ادعای خود بر کسی دیگر تحمیل کنید. بنابراین سوال استفهامی نوعی از حالت بیان مودبانه است که در آن مخاطب مجبور به باور و موافقت با آن نمی‌شود. یک درخواست می‌تواند به همان معنا یک فرمان مودبانه باشد که صراحتا اطاعت از آن نیاز نیست، اما اشاره بر این دارد که کاری به عنوان لطفی به گوینده انجام شود. یک دستور صریح، (همانند یک جمله امری) غرور گوینده را (معمولا) از برتربودن مقامش نسبت به مخاطب نشان می‌دهد، که اجبار در اطاعت را همراه دارد، در حالی‌که در یک درخواست تصمیم به قبول آن به مخاطب واگذار شده است… الفاظ بیشتر در جمله این مسئله را که این یک درخواست است نه یک دستور، تقویت می‌کند و در نتیجه مودبانه‌تر است. جملات زیر این نکات را نشان می‌دهد: (الف) یک دستور مستقیم است، (ب) و (ج) درخواست‌های ساده هستند و (د) و (ه) درخواست‌های ترکیبی (چندجزئی) هستند.

الف) در را ببند.

ب) لطفا در را ببند.

ج) ممکن است در را ببندی؟

د) ممکن است لطفا در را ببندی؟

ه) امکانش نیست در را ببندی؟

اجازه بدهید ابتدا توضیح بدهم که چرا (ه) در گروه درخواست‌های ترکیبی جای گرفت. (پس جمله‌ای مانند    امکانش نیست لطفا در را ببندی؟ به عنوان درخواست ترکیبی مضاعف به شمار می‌آید).  جمله‌ای مانند (ج) به این معنا که «تو مایل هستی که در را ببندی؟» نزدیک است. با توجه به قوانین طبیعی گفت‌وگوهای مودبانه، موافقت با این‌که شما مایل هستید، همان موافقت با انجام کاری است که از شما خواسته شده است. از این رو کارکرد این پرسش مشخصا همانند یک درخواست است، که تصمیم را به تمایل مخاطب واگذار می‌کند. عبارت‌بندی آن به عنوان یک سوال مثبت، (به طور ضمنی) این فرض را می‌رساند که جواب «مثبت» خواهد بود. جمله (د) مودبانه‌تر از (ب) و (ج) است چرا که ترکیبی از این دو است: لطفا، نشان می‌دهد که موافقت کردن یعنی انجام دادن کاری برای گوینده، ممکن است، چنان‌که گفته شد، نشان می‌دهد که مخاطب تصمیم نهایی را می‌گیرد. حالا اگر  جمله به شکل منفی ساخته شود، مانند (ه) ، به نظر می‌آید گوینده بیشتر امکان پاسخ منفی از طرف مخاطب را به او می‌دهد. از آن‌جایی که فرض این‌که مخاطب برای قبول نکردن آزادتر است، (ه) درخواست مودبانه‌تری را نسبت به (ج) و (د) نشان می‌دهد: (ج) و (د) مخاطب را تحت فشار قرار می‌دهند در حالی که جمله (ه) چنین حالتی را نشان نمی‌دهد.

با ارائه این حقایق می‌توان ارتباط میان سوالات استفهامی و درخواست‌های استفهامی و انواع دیگر درخواست‌ها را متوجه شد. در هیچ کدام این نمونه‌ها گوینده به حالت تصدیقی یا بیانی صحبت نمی‌کند. هرچه اجزای جمله درخواستی بیشتر باشد، بیشتر نزدیک به شخصیت زنان است و هرچه کم‌تر باشد، متعلق به مردان. جمله‌ای که با «امکانش نیست لطفا» (بدون تأکید بر روی لطفا) حداقل به نظر من به وضوح آهنگی غیرمردانه دارد. درحقیقت دختربچه‌ها یاد می‌گیرند که مانند بانوان کوچک صحبت کنند که در این حالت گفتار آنها نسبت به پسران و مردان به شیوه‌ای مودبانه‌تر است، و یک دلیل برای آن این است که گفتار مودبانه مانع از بیانی قدرت‌مند است و گفتار زنان به گونه‌ای شکل گرفته است تا مانع از بیانی قدرت‌مند باشد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه