[یادداشت اطلاعات روز: اطلاعات روز دیدگاههای مختلف در مورد مسائل گوناگون جامعهی افغانستان را بازتاب میدهد. این دیدگاهها لزوما منعکسکنندهی نظر و موضع اطلاعات روز و گردانندگان آن نیستند. اطلاعات روز فقط مجالی برای بیان دیدگاهها فراهم میکند و دربارهی دیدگاههای وارده نفیا و اثباتا موضعگیری نمیکند. تمام دیدگاههای بیانشده در مقالات و یادداشتها و صحتوسقم ادعاهای مطرحشده به خود نویسندگان مربوط است. اطلاعات روز از نقد دیدگاههای منتشرشده در بخش مقالات وارده نیز استقبال میکند.]
نویسنده: عارف رحمانی
در سالهای اخیر، گاه این نگرانی مطرح شده است که برگزاری مراسم مذهبی، عزاداریها، سینهزنی، راهپیماییها و دیگر آیینهای دینی هزارهها و شیعیان در کشورهای غربی ممکن است با محدودیت، مخالفت یا پیآمدهای منفی روبهرو شود. بخشی از این نگرانیها ناشی از ناآشنایی با ساختار حقوقی و اجتماعی کشورهای میزبان است و بخشی دیگر ریشه در تجربههای تاریخی جوامعی دارد که سالها با تبعیض، محدودیت یا محرومیت مواجه بودهاند.
اما واقعیت این است که جوامع غربی نه براساس سلیقههای مذهبی و فرهنگی، بلکه بر پایه حاکمیت قانون، حقوق شهروندی و آزادیهای مدنی اداره میشوند. در چنین جوامعی، معیار اصلی برای ارزیابی افراد و گروهها، پابندی آنان به قانون و احترام آنان به حقوق دیگران است، نه تعلق دینی، قومی یا نژادی آنان.
آزادی مذهبی؛ یک حق عمومی، نه یک امتیاز ویژه
آزادی دین و مذهب از اصول بنیادین بسیاری از نظامهای دموکراتیک معاصر است. این آزادی شامل حق عبادت، برگزاری مناسک دینی، تشکیل اجتماعات مذهبی، حفظ سنتهای فرهنگی و انتقال باورهای دینی به نسلهای بعدی میشود. از این منظر، شیعیان و هزارهها نه خواهان امتیاز ویژه اند و نه مطالبهای فراتر از قانون دارند. آنان از همان حقی بهرهمند هستند که برای پیروان دیگر ادیان و مذاهب نیز بهرسمیت شناخته شده است. همانگونه که کلیساها، کنیسهها، معابد و مراکز دینی گوناگون فعالیت میکنند و مناسک خود را برگزار مینمایند، مسلمانان و شیعیان نیز حق دارند آیینهای مذهبی خود را در چارچوب قانون برگزار کنند. بنابراین، موضوع اصلی نه عزاداری، نه سینهزنی و نه هیچ مراسم مذهبی دیگری است؛ موضوع اصلی احترام به آزادیهای مشروعی است که قانون برای همهی شهروندان و باشندگان جامعه بهرسمیت شناخته است.
قانون؛ مرز آزادی و مسئولیت
آزادی در جوامع باز، مطلق و بدون مرز نیست. همان قانونی که از آزادیهای مذهبی حمایت میکند، از امنیت عمومی، نظم اجتماعی و حقوق دیگران نیز حفاظت مینماید. از اینرو هر فعالیتی، خواه مذهبی، سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی، اگر با خشونت، نفرتپراکنی، اخلال در نظم عمومی، تهدید امنیت یا نقض حقوق دیگران همراه شود، با محدودیت و برخورد قانونی مواجه خواهد شد. این قاعده برای همه یکسان است. در جوامع قانونمدار، افراد بهخاطر هویت خود مورد بازخواست قرار نمیگیرند؛ بلکه بهخاطر رفتار و عملکرد خود پاسخگو هستند.
انسجام فرهنگی؛ بخشی از سلامت جامعه
تجربهی کشورهای مهاجرپذیر نشان داده است که جوامعی که از پیوندهای خانوادگی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی برخوردار اند، معمولا در برابر بسیاری از آسیبهای اجتماعی مقاومت بیشتری دارند. گردهماییهای مذهبی و فرهنگی، هنگامی که قانونمند و مسئولانه برگزار شوند، میتوانند به تقویت همبستگی اجتماعی، کاهش احساس انزوا، حفظ هویت فرهنگی و افزایش مشارکت اجتماعی کمک کنند. به همین دلیل، در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، تنوع فرهنگی و مذهبی نه بهعنوان تهدید، بلکه بهعنوان بخشی از واقعیت جامعه پذیرفته شده است؛ مشروط بر آنکه این تنوع در چارچوب قانون و احترام متقابل جریان یابد.
دربارهی رشد جریانهای راستگرا
برخی میکوشند رشد جریانهای راستگرا در غرب را به مراسم مذهبی مهاجران نسبت دهند. این تحلیل، سادهسازی یک مسألهی پیچیده است. جریانهای راستگرا معمولا محصول مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، جمعیتی و هویتی هستند. نگرانیهای مربوط به مهاجرت، بازار کار، امنیت، هویت ملی و سیاستهای چندفرهنگی از جمله موضوعاتی است که در شکلگیری این جریانها نقش دارد. نسبت دادن چنین پدیدهای به عزاداری یا برگزاری مراسم مذهبی یک جامعهی خاص، نه با واقعیتهای سیاسی سازگار است و نه با شواهد موجود.
مسئولیت جامعهی هزاره و شیعه
در کنار برخورداری از حقوق قانونی، هر جامعهای مسئولیتهایی نیز بر عهده دارد. جامعهی هزاره و شیعه نیز از این قاعده مستثنا نیست.
نخست آنکه باید مراقب بود مراسم مذهبی به ابزاری برای تنشهای سیاسی، رقابتهای جناحی یا منازعاتی که ارتباطی با زندگی روزمرهی مردم در کشورهای میزبان ندارد تبدیل نشود. هرچه این مراسم بر جنبههای معنوی، فرهنگی، اخلاقی و انسانی خود متمرکز باشند، پذیرش و تأثیرگذاری بیشتری خواهند داشت.
دوم آنکه باید از هرگونه افراطگرایی، رفتارهای هیجانی، ایجاد مزاحمت برای شهروندان، بیتوجهی به قوانین شهری و اقداماتی که چهرهای نامطلوب از جامعه ارائه میکند پرهیز شود. حقوق دیگران همان اندازه محترم است که حقوق ما.
سوم آنکه جامعهی هزاره و شیعه نباید خود را تنها در قالب مناسک مذهبی تعریف کند. مراسم دینی بخشی از هویت ما است، اما تمام هویت ما نیست.
جامعهای که دههها قربانی تبعیض، خشونت و حذف بوده است، اگر میخواهد آیندهای متفاوت بسازد، باید در کنار حفظ سنتهای خود، در عرصههای آموزش، علم، اقتصاد، فرهنگ، رسانه، کارآفرینی، مدیریت، فعالیت مدنی و مشارکت اجتماعی نیز حضوری پررنگ و اثرگذار داشته باشد.
افق پیش رو
امروز بسیاری از هزارهها و شیعیان در جوامعی زندگی میکنند که فرصتهای گستردهای برای آموزش، پیشرفت حرفهای، مشارکت اجتماعی و شکوفایی استعدادها فراهم کردهاند. این فرصتها سرمایهای ارزشمند است که نباید نادیده گرفته شود.
حفظ هویت دینی و فرهنگی اهمیت دارد، اما آیندهی یک جامعه تنها با حفظ خاطرات و مناسک ساخته نمیشود؛ آینده با دانش، مهارت، مسئولیتپذیری، مشارکت مدنی، موفقیت اقتصادی و حضور مؤثر در ساختن جامعه رقم میخورد.
جامعهای که بتواند در عین حفظ ریشههای فرهنگی و مذهبی خود، به شهروندان مسئول، قانونمدار، تحصیلکرده، موفق و مفید تبدیل شوند، نهتنها احترام دیگران را بهدست خواهند آورد، بلکه جایگاه پایدار و شایسته برای نسلهای آیندهی خود خواهند ساخت.
جمعبندی
هزارهها و شیعیان در جوامع آزاد، همانند دیگر شهروندان و باشندگان، از حق برخورداری از آزادیهای مذهبی و فرهنگی بهرهمند هستند. این حقوق نه از مسیر تقابل و تنش، بلکه از رهگذر قانونمداری، احترام متقابل و مسئولیت اجتماعی حفظ میشوند.
حفظ مراسم مذهبی ارزشمند است؛ اما شکوفایی واقعی زمانی حاصل میشود که این مراسم در کنار آموزش، پیشرفت علمی، مشارکت مدنی، خدمت به جامعه و احترام به قانون قرار گیرد. آیندهای روشن برای هزارهها و شیعیان نه در انزوا و نه در درگیری، بلکه در اعتدال، شایستگی، مسئولیتپذیری و حضور سازنده در جامعه نهفته است.