معجزه‌ی هندی؛ این کشور چگونه بی‌صدا ابرقدرت می‌شود؟

اطلاعات روز
Photo: AI Generated

نویسنده: محمدهاشم امید


هفتادونُه سال پیش، زمانی که بریتانیا با اکراه استقلال شبه‌قاره را پذیرفت، وینستون چرچیل با تمسخر پیش‌بینی کرد که «هند به‌زودی به‌ دست مردان پوشالی می‌افتد و به قرون وسطی باز خواهد گشت.» اما تاریخ، طنز تلخی برای امپراتوری پیر داشت. امروز، در روزگاری که چرخ‌دنده‌های اقتصاد غرب زنگ زده و اژدهای چینی نفس‌بریده به نظر می‌رسد، هند به لنگرگاه اقتصاد و قدرت جهان بدل شده است. این مقاله، کالبدشکافی «معجزه‌ی هندی» است؛ روایتی از این‌که چگونه کشوری با هزاران پاره قومی و مذهبی، با اتکا به خرد ساختاری، موازنه‌گرایی بی‌رحمانه و قدرت نرم، در حال جابه‌جا کردن مرکز ثقل زمین از غرب به شرق است.

اوضاع جغرافیای سیاسی (ژئوپولیتیک) در جهان امروز، به‌شدت مه‌آلود، خشن و دوقطبی است. ذهنیت رسانه‌ای ما عادت کرده است که «قدرت» را در صدای مهیب موشک‌های بالستیک، جنگ‌های خاور میانه یا ناوهای هواپیمابر واشنگتن و پکن جست‌وجو کند. اما تاریخ تکامل جوامع به ما می‌آموزد که هژمونی‌های پایدار، نه در میدان‌های نبرد، بلکه در سکوت وهم‌انگیز کارخانه‌ها، آزمایشگاه‌های هوش مصنوعی و اتاق‌های فکر شکل می‌گیرند. در میانه هیاهوی برخورد تمدن‌ها، یک زمین‌لرزه‌ی خاموش و پیوسته در جنوب آسیا در حال وقوع است.

۱. سبقت بی‌سروصدا از چین و امریکا

برای درک ابعاد این تغییر تکان‌دهنده، باید از شعارها عبور کرد و به منطق بی‌رحم اعداد پناه برد. براساس تازه‌ترین گزارش‌های چشم‌انداز اقتصاد جهانی صندوق بین‌المللی پول (آی‌ام‌اف)، هند با ثبت نرخ رشد ۶.۶ درصدی در سال ۲۰۲۵ و ۶.۲ درصدی در سال ۲۰۲۶، با اقتدار و فاصله‌ی معنادار، سریع‌ترین اقتصاد بزرگ جهان خواهد بود.

این ارقام زمانی لرزه بر اندام نظم سنتی جهان می‌اندازد که آن‌ها را در یک آیینه مقایسه‌ای قرار دهیم: در حالی که غول‌های توسعه‌یافته در باتلاق رکود دست‌وپا می‌زنند (ایالات متحده با رشد حدود دو درصد، بریتانیا ۱.۳ درصد و آلمان بحران‌زده با رقم ناامیدکننده‌ی ۰.۲ درصد)، و حتا موتور اقتصاد چین نیز با افت رشد (به ۴.۸ درصد) در حال سرد شدن است، این هند است که جور رشد اقتصاد جهانی را به دوش می‌کشد. این یک جهش اقتصادی ساده نیست؛ این پدیده در اقتصاد سیاسی، «بزرگ‌ترین انتقال ثروت و قدرت قرن بیست‌ویکم» نامیده می‌شود.

شکل: ۱ پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول از رشد اقتصادی کشورهای بزرگ در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ با تمرکز ویژه بر صدرنیشنی هند. منبع: گزارش صندوق بین‌المللی پول. طراح نمودار: visual capitalist حامی مالی: بنیاد هینریش

۲. هدیه‌ای زهرآلود استعمار که هند را نجات داد

چرا هند، برخلاف بسیاری از همسایگانش در خاور میانه و آسیای جنوبی، در دام جنگ‌های داخلی و فروپاشی دولت گرفتار نشد؟ فرانسیس فوکویاما، متفکر و فیلسوف سیاسی، در کتاب «نظم و زوال سیاسی» استدلال می‌کند که توسعه، پیش از آن‌که نیازمند دموکراسی باشد، نیازمند «نهادهای دولتی قدرتمند و قانون‌مدار» است.

استعمار بریتانیا برای شبه‌قاره یک تراژدی غارتگرانه بود، اما یک تضاد تاریخی درخشان خلق کرد: بریتانیا پیش از خروج، ناخواسته بستر «دولت-ملت» را در هند پایه‌گذاری کرد. هندی‌ها پس از استقلال، وارث یک سیستم دیوان‌سالاری (بوروکراسی) عظیم، شبکه راه‌آهن سراسری و مهم‌تر از همه، «یک قوه قضائیه مستقل» شدند. نخبگان هند به‌ جای ویران کردن این نهادها به‌بهانه‌ی «استعمارستیزی احساسی»، آن‌ها را حفظ و بومی‌سازی کردند.

امروز هند جغرافیایی است با بیش از یک میلیارد جمعیت، هزاران پاره قومی و زبانی، و صدها میلیون مسلمان. در هر کجای جهان، یک‌دهم این تنوع، برای دهه‌ها جنگ داخلی کافی بود. اما حاکمیت قانون و ظرفیت ساختار دموکراتیک، این دیگ جوشان را مدیریت کرد. هند ثابت کرد که سرمایه جهانی همواره به‌دنبال «ثبات پیش‌بینی‌پذیر» است و تکثر، اگر در ظرف قانون ریخته شود، نه‌تنها عامل فروپاشی نیست، بلکه موتور محرک نوآوری است.

۳. دوست همه، دشمن هیچ‌کس

اگر بخواهیم نبوغ هند را در یک عرصه خلاصه کنیم، آن عرصه بی‌شک «سیاست خارجی» است. دیپلماسی دهلی‌ نو، تجسم بی‌نقص تئوری «رئالیسم ساختاری» در روابط بین‌الملل است؛ مکتبی که معتقد است در یک جهان آنارشیک، دولت‌ها فقط براساس منافع حیاتی و موازنه‌ی قدرت عمل می‌کنند، نه ایدئولوژی و احساسات.

هند دهه‌ها است که از ورود به ائتلاف‌های نظامی تعهدآور پرهیز کرده و استراتژی «چندجانبه‌گرایی شبکه‌ای» را پیش می‌برد. هنری کیسینجر، استراتژیست نامدار، جمله‌ی مشهوری دارد: «امریکا نه دوستان دائمی دارد و نه دشمنان دائمی؛ تنها منافع دائمی دارد.» به نظر می‌رسد هندی‌ها این گزاره را بهتر از خود غربی‌ها فهمیده‌اند.

بازی هند در بحران اوکراین، یک شاهکار دیپلماتیک بود. در حالی که واشنگتن و اروپا به‌دنبال انزوای مطلق مسکو بودند، هند با بی‌اعتنایی کامل به تحریم‌ها، نفت ارزان را از روسیه خرید، آن را در پالایشگاه‌های خود تصفیه کرد و با سود کلان به خود اروپایی‌ها فروخت. در عین حال، همین هند در مانورهای نظامی مشترک با ایالات متحده و جاپان (در قالب گروه کواد) شرکت می‌کند تا قدرت دریایی چین را در اقیانوس آرام مهار کند.

در ادبیات روابط بین‌الملل، هند با ظرافت خیره‌کننده در حال پیاده‌سازی تاکتیک «احاله‌ی مسئولیت» است. دهلی‌ نو هزینه‌ی درگیری مستقیم و مهار چین را به دوش امریکا و متحدان غربی‌اش می‌اندازد، در حالی که خود در سایه این تقابل، اقتصاد و ارتش خود را فربه می‌کند. این استراتژی، از هند یک قدرت غیرقابل‌جایگزین در معادلات «جنوب جهانی» ساخته است.

۴. وقتی فناوری و جمعیت دست به دست هم می‌دهند

یکی از کلیدی‌ترین برتری‌های ساختاری هند بر چین، مسأله‌ی «دیالکتیک جمعیت» است. چین امروز با بحران عمیق پیری جمعیت روبه‌رو است؛ پدیده‌ای که اقتصاددانان از آن با عنوان «پیر شدن پیش از ثروتمند شدن» یاد می‌کنند. در مقابل، هند در اوج «پنجره جمعیتی» خود قرار دارد. میانگین سنی در هند حدود ۲۸ سال است. این یعنی یک نیروی کار ارزان، عظیم، جوان و آماده‌ی جهش.

اما این نیروی انسانی خام، بدون زیرساخت، راه به جایی نمی‌برد. معجزه‌ی خاموش هند در دهه‌ی گذشته، راه‌اندازی یکی از پیشرفته‌ترین زیرساخت‌های دیجیتال عمومی در جهان (مانند سیستم پرداخت یوپی‌آی) بوده است. امروز، یک دست‌فروش هندی در پس‌کوچه‌های بمبئی، با یک موبایل ارزان‌قیمت، تراکنش‌های مالی خود را در کسری از ثانیه و بدون نیاز به پول نقد انجام می‌دهد. این انقلاب دیجیتال، میلیون‌ها انسان را از اقتصاد تاریک به اقتصاد رسمی متصل کرده و موتور مصرف داخلی را با قدرت بی‌سابقه روشن نگه داشته است.

۵. ارتش نامرئی هند

جوزف نای، نظریه‌پرداز «قدرت نرم» استدلال می‌کند که توانایی یک کشور در جذب و متقاعد کردن دیگران بدون استفاده از اجبار، تعیین‌کننده‌ترین سلاح قرن جدید است. قدرت هند امروز دیگر تنها در مرزهای جغرافیایی‌اش محصور نیست. هند یک «امپراتوری نامرئی» در سراسر جهان ساخته است.

این قدرت نرم، صرفا در رنگ‌ولعاب سینمای بالیوود یا فلسفه‌ی یوگا خلاصه نمی‌شود؛ برند اصلی، دیاسپورا (نخبگان و مهاجران) هندی است. وقتی ساندار پیچای فرمان گوگل را در دست دارد، ساتیا نادلا مدیرعامل مایکروسافت است، و شانتانو ناراین هدایت ادوبی را بر عهده دارد، ما دیگر با پدیده «فرار مغزها» روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با یک «استعمار معکوس» و تسخیر شریان‌های حیاتی اقتصاد دیجیتال جهان مواجهیم. سیاست‌مداران هندی‌الاصل در کابینه‌های بریتانیا، ایالات متحده و کانادا، بزرگ‌ترین و خاموش‌ترین «لابی منافع استراتژیک» را برای تضمین هژمونی دهلی‌ نو تشکیل داده‌اند.

۶. هند با چه خطراتی روبه‌رو است؟

اما آیا این مسیر صعودی بدون نقص است؟ هیچ تحلیل ساختاری واقع‌بینانه‌ای نمی‌تواند روی تاریک ماه را نادیده بگیرد. ماشین توسعه‌ی هند با یک تضاد مارکسیستی وحشتناک روبه‌رو است: «شکاف طبقاتی غول‌آسا».

براساس گزارش‌های نهادهایی چون آکسفام، بخش عظیمی از ثروت ملی هند تنها در دست یک درصد از نخبگان اقتصادی (همچون امپراتوری‌های مالی آمبانی و آدانی) متمرکز است. این کشور میزبان میلیاردرهایی است که عروسی فرزندان‌شان جهان را خیره می‌کند، در حالی که در چند کیلومتر آن‌طرف‌تر، میلیون‌ها نفر در زاغه‌هایی چون «داراوی» با فقر مطلق دست‌وپنجه نرم می‌کنند. توسعه‌ای که نتواند ثروت را در قاعده هرم جامعه توزیع کند، همواره آبستن انفجارهای اجتماعی است.

چالش دوم، زوال سکولاریسم و رشد ناسیونالیسم افراطی هندو است. اگر هند نتواند امنیت روانی و اجتماعی اقلیت‌های عظیم خود را در برابر پوپولیسم مذهبی تضمین کند، بزرگ‌ترین نقطه قوت خود، یعنی «ثبات دموکراتیک»، را به دست خود نابود خواهد کرد.

درس‌هایی از تجربه‌ی هند

هند امروز، خط بطلانی بر تمام کلیشه‌های جهان سوم است. کشوری که کاوشگر فضایی‌اش بر قطب تاریک ماه فرود می‌آید، دیپلماسی‌اش شرق و غرب را به کرنش وامی‌دارد و اقتصادش ماشین نجات جهان می‌شود، به ما می‌آموزد که در نظام بی‌رحم بین‌الملل، قدرت پایدار از مسیر انزواطلبی، شعارهای توخالی و ماجراجویی‌های احساسی نمی‌گذرد.

توسعه، محصول حفظ نهادها، انعطاف‌پذیری دیپلماتیک در ساختار جهانی، و تمرکز بی‌رحمانه بر اقتصاد دانش‌بنیان است. رقص فیل آسیایی، به کشورهای در حال توسعه (از جمله در خاور میانه) یادآوری می‌کند که برای عبور از نفرین تاریخ، باید پیش از تغییر جهان، خرد حاکم بر ساختارهای درونی خویش را تغییر دهند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه