به باور خودش مجاهد بود. غمانگیزتر اینکه جماعتی سفلهتر و کودنتر از خودش، وی را امیرالمومنین خطاب میکرد. عمرش در جنگ گذشت. جنگی که به باور سعودی و پاکستان جهاد بود و به باور خودش، مسیری برای رسیدن به بهشت. سالها حاکم افغانستان بود، هر چه خواست انجام داد و هر که مزاحمش شد، از سر راه برداشت. میلیونها انسان را از مسیر زندگی خارج کرد، کشت و کشت و بازهم کشت. تمام فرصتهای آبادی مملکت را نابود کرد. عاشق سیاهی و تباهی بود. کندپشت را از کلهمنارهای هزارهها ماندگار کرد و ماندگاری بوداهای بامیان را، ارزانی مواد منفجرهی پاکستانیها کرد. انگورهای شمالی را به آتش کشید و جنوب را خشخاشگاه جهان کرد! دانش را تعطیل کرد و افراطیتآموزی را دیکته.
ملا محمد عمر رهبر طالبان و مزدور پاکستان و عربستان، امارت اسلامی را برپا کرد و عمارت انسانی را ویران. پیروان انبوهی جمع کرد و این برای تمام افغانستان، مصیبتبارترین مسئله است. چون نشان میدهد که خلق افغانستانی، چهقدر از زندگی و تعقل فاصله دارند. ملا عمر و رهبرانش، زندگی و مرگ را در افغانستان تقسیم میکردند. وحشت میآفریدند و وحشت میآفریدند. حتا یک مورد کار نیک از او به یادگار نمانده. زندگی او چهقدر تاسفبار و خجالتآور است؟! او رهبر یک جریان بود اما مزدور جریانهای بیگانه و دشمن افغانستان.
ملا محمد عمر دو سال پیش در پاکستان به شکل رقتانگیزی مرد. خدا نیامرزدش! مالکان ملا عمر، مرگ او را از همه پنهان کرد. حالا بعد از دو سال، همه از مرگ ملای کور باخبر میشویم، شک ندارم که هر آدم عاقل و بالغی، از مرگ تروریست و جانیای مثل او، خوشحال است. خوشحالیایکه برای زندگی وی اصلاً اتفاق نیفتاد. مرگی که شادی بیافریند، روایتگر یک زندگی تاسفبار و چندشآور است. زندگی ملای تک چشم، با آنکه برای همهی ما راز است، اما در کثیف بودنش شکی وجود ندارد. ظلمی که ملا عمر به نام جهاد روا داشت، فقط عربهای دوران جاهلیت در حق بشریت روا داشتهاند.
البته این تنها ملای تک چشم نیست که زندگیاش سراسر تاسف و خجالت است، سربازان وی که هر روز بنیان انسانیت و زندگی را تخریب میکند، نیز چیزی جز تاسف و خجالت برجای نخواهند گذاشت. سربازانی که یک عده در صف جنگ اند، عدهای دیگر در متن جامعه در لباس عالم دین و دانشجو که مصروف انحراف فکری جوانان اند و عدهی دیگر که در خط حکومت اند. جای تاسف است که حکومت وحدت ملی، حتی برای تقویت روحیهی سربازان امنیتی کشور هم مرگ ملای تروریست را تهنیت نگفتند. ساکت عبور کردن از کنار مرگ تروریستی به بزرگی ملا عمر، فقط یک چیز را در ذهن شهروندان خلق میکند و آن اینکه رییس جمهور ما، آقای اشرف غنی، از مرگ وی متاسف است. این تاسف، خود برای ملت به سیاهی هرچه سیاهکاریایکه بر افغانستان رفته، اسفناک است. چرا اشرف غنی نمیخواهد از مرگ ملاعمر به عنوان یک جانی و قاتل، علیه طالبان و حامیان بیرونی شان استفاده کند؟ چرا مرگ وی را نباید حربهای بسازد برای انگیزه دادن نیروهای امنیتی کشور ما؟ نگران کننده است.
به هر صورت، مرگ ملای کورعقل و تک چشم را برای تمام بشریت تبریک و برای ملت افغانستان، تبریکتر عرض میکنم. برای آنعده از رهبران سیاسی و حکومتی که از مرگ وی متاسف است و جرئت ابراز تاسف ندارند، نیز صبر جمیل و زندگی علیل آرزو دارم.
نه! برای نیروهای طالبان هیچ آرزویی ندارم، آنها محال اند تا قاف قیامت معنای انسانیت و زندگی را بفهمند. محال است ذرهی از اسلام و مذاهب اسلامی بویی ببرند. آنها تا زنده اند، قاتل اند و تا حامیانی چون پاکستان و عربستان داشته باشند، عاشق خون و جنازه اند. امیدوارم پایان زندگی نکبتبار ملاعمر، درس خوبی برای بقیهی علاقهمندان خط امارت اسلامی باشد. یعنی هرچه در امارت اسلامی موفق و نیکنام باشید، نزد خدا و جهان، شرمنده و سیاهروی خواهی بود. اگر هم روزی رییس جمهور شدید، یا ظالمانه طالب باشید، یا عاقلانه آدم. این درست نیست که هم آدم باشیم هم طالب!