عیاض، چرا رمان نیست؟

اطلاعات روز

نویسنده: شیون شرق


مقدمه

اگر نثر کتاب «عیاض» را در قالب یکی از ژانرهای نوشتاری و ادبی به بررسی بگیریم، لاجرم باید بگوییم که این کتاب رمان نیست، خط داستانی و نثر داستانی ندارد، بلکه زندگی‌نامه است و اگر به‌عنوان رمان تاریخی (براساس ادعای نویسنده) به آن نگاه کنیم، این‌قدر می‌توان گفت که برای یک رمان تاریخی، به‌ تنهایی آوردن نام غزنه، شاه، دارالحکمه، بازار و دربار کافی نیست.

«عیاض» نسبت به رمان، به روایت زندگی‌نامه‌ای و نثر تعلیمی و اخلاقی نزدیک است. در رمان، تعیین نثر یا داشتن نثر داستانی یک عنصر اساسی از عناصر چندگانه است، اما عیاض نه‌تنها که نثر داستانی ندارد، شیوه داستانی ندارد و به‌هم‌ریخته است، با عناصر دیگر این ژانر از جمله شخصیت‌پردازی، گونه‌ی روایت، ساختار روایی، گفت‌وگو، منطق شخصیت و… نیز بیگانه است و ما در متن شمه‌ای از نوآوری و بیان تازه را پیدا نمی‌کنیم. شاید بهتر بود در کنار اسم کتاب، واژه‌ی «رمان» ذکر نمی‌شد، واژه‌ی حکایت و قصه آموزشی و اخلاقی مناسب‌تر می‌نماید، و در این‌ صورت می‌شد متن را در ژانر «حکایت» یا «قصه‌ای آموزشی» به بررسی گرفت که شاید اشاره‌ی انگشت انتقاد نویسندگان و منتقدان به‌سوی آن خفیف‌تر می‌بود.

در ساده‌ترین تعریف، رمان صرفا متنی بلند نیست، تعدد شخصیت، گفت‌وگو و صحنه‌ها به‌ تنهایی تضمین‌کننده‌ی رمان یا رمان‌بودن متن نیست. قهرمان‌بازی و روایت رویداد برای ایجاد فضای داستانی کافی نیست، بلکه رمان از خود عناصر و قواعد مشخص و از پیش‌تعیین‌شده دارد و اگر متنی دارای این قواعد و قاعده نباشد، از چارچوب این ژانر بیرون می‌زند. قالب رمان خیلی حساس و جدی است و بسیار به‌ سادگی یک متن دراز می‌تواند از جهان رمانی، به ژانر دیگر، به‌ویژه خاطره و روایت سقوط کند؛ در صورتی که نویسنده واقف به ساختار، عناصر و ارکان بخش رمان نباشد، دشوار است بتواند رمان پدید آورد و در چارچوب رمان متن خلق کند.

با در نظر داشتن قواعد رمان و عناصری که یک متن تنها با داشتن آن‌ها می‌تواند «رمان» حساب شود، کتاب «عیاض» را نمی‌توان به‌ سادگی رمان یا کتابی دارای عناصر، قواعد و ملزومات داستانی دانست یا بر رمان‌بودن آن انگشت تأیید گذاشت. مشکل بنیادی کتاب در کمبود شخصیت، محتوا و اندرز یا سوژه و کلمات نیست، بلکه رمان بیشتر از نداشتن عناصر داستانی، ساختار روایی، شخصیت‌پردازی، منطق، نشان‌دادن و ولخرجی در کلمات رنج می‌کشد. ما شاهد حجم زیادی از گفت‌وگوها در کتاب هستیم، اما شکل و سیمای گفت‌وگوها داستانی نیست، ریخته، پراکنده و مناسب نثر تعلیمی و زندگی‌نامه است.

هسته مرکزی و شخصیت‌ها

در رمان، ایجاد هسته مرکزی مهم و مسأله‌ی حیاتی است و این هسته باید به‌گونه‌ای باشد که بتواند جهانی را خلق کند، فضا و محوری را ایجاد کند، خواننده را تا پایان بکشاند و سریع فرو نپاشد و مشخص نگردد. داستان و قهرمان تا پایان ویژگی‌ای برای تماشا داشته باشد و رمزی در آن گذاشته شود تا خواننده خود موفق به گشودن باب آن شود، نه این‌که قبل از شروع، نویسنده باب پیچیدگی‌ها و هسته را بگشاید و یا همه چیز را توضیح بدهد.

«عیاض»

در کتاب «عیاض» هسته مرکزی در آغاز معرفی می‌شود و مشخص می‌گردد. از همان شروع داستان و اسم شخصیت‌ها، معلوم می‌شود که عیاض، کودک فقیر و بااستعدادی است که می‌خواهد طبیب شود؛ با تبعیض طبقاتی، فساد، توطئه و قدرت‌طلبی حارث روبه‌رو است؛ رنج می‌کشد، تبعید می‌شود، دوباره برمی‌گردد. در خط‌های نخست داستان، مخاطب می‌شناسد که عیاض انسان باهوش، مؤدب، مؤمن، مهربان، اهل مطالعه و دارای آرمان پزشکی است. خرد است، اما پاسخ‌هایش شبیه پاسخ انسان بالغ است، یعنی از آغاز او به‌عنوان یک قهرمان کامل، خلاف خط و انتظار رمان، معرفی می‌شود. در رمان، شخصیت اصلی ساخته می‌شود، نه این‌که کامل تحویل خواننده داده شود. «عیاض» در آغاز مرتکب این اشتباه شده است.

بزرگ‌ترین ایراد ادبی در کتاب این است که عیاض شخصیت نیست، فضیلت است؛ انسانِ رمان نیست، انسان کامل است و کنجکاو نیست، شبیه آخوند است. ایراد، عیب و ترس و ضعف ندارد، کامل است. خواننده فرصتی برای کشف ابعاد عیاض ندارد، او همیشه توسط نویسنده معرفی می‌شود، مانند شخصیت‌های کتاب‌های تعلیمی و تربیتی.

فضیل

شخصیت فضیل از عیاض رمانی‌تر است، اما او هم ناقص مانده و نویسنده دوباره چهره و سیمای او را به شاگرد شرور و شخصیت متن‌های آموزشی نزدیک کرده است. فضیل جوان فهمیده و تحت تأثیر حارث است که در اثر جاه‌طلبی از مسیر اخلاقی منحرف می‌شود. وقتی فضیل وارد ماجرا می‌شود، متن خود را به داستان نزدیک می‌کند، او نگاهش به همه چیز دیگر است، حتا مواجهه‌اش با جسد حارث و پوچی- تنها لحظه‌ای است که شخصیت درونی و داستانی می‌شود، اما به‌زودی گونه‌ی روایت به‌سوی متن تعلیمی برمی‌گردد.

حارث

حضور حارث به‌عنوان انسان شرور، فضای بیشتری برای داستان می‌دهد، نادرستی این‌جا است که از اول حارث برای خواننده پیدا می‌شود که کیست؟ چه‌کاره؟ و دارای چه طرز فکری؛ انسان جاه‌طلب، دنبال قدرت و طراح قتل. همه‌چیز از آغاز ورودش، خلاف روال یک رمان، مشخص می‌شود.

برخورد این‌چنینی (عیاض خیر و انسان خوب و حارث شر و انسان شرور) متن را به‌سوی «تمثیل اخلاقی» سقوط داده است.

گفت‌وگوها

در رمان، گفت‌وگو صدای شخصیت‌ها، بیان‌کننده‌ی افکار و ذهنیت آن‌ها است، همچنین تنوع زبانی، فکری، ذهنی، بومی و لهجه‌ای شخصیت‌های رمان در گفت‌وگوها مشخص می‌گردد. گفت‌وگوها عضو سازنده‌ی یک رمان‌ اند و مسئولیت روایت جهان درون انسان‌ها را دارند و کارشان بازتاب‌دهی و شناساندن هویت شخصیت‌ها است.

اما جدی‌ترین مشکل کتاب عیاض در قسمت گفت‌وگو و گفت‌وگوسازی است. گفت‌وگوها رنگ‌وبوی داستانی ندارند، بیشتر عبا و قبای آموزشی و تعلیمی دارند؛ خواننده فکر می‌کند دارد متنی از کتاب‌های درسی دوران مکتب را می‌خواند یا مشغول مرور درسی از کتاب‌های آموزشی خود است. گفت‌وگو در رمان نباید درس‌گفتار باشد. در بخش ملاقات‌ها، استاد از عیاض در مورد قرآن، طبیعت و هرچه دیگر می‌پرسد و او بالغانه پاسخ منسجم و درست می‌دهد. شخصیت رمان‌ها اشتباه می‌کنند، حاشیه می‌روند و از خود ضعف نشان می‌دهند، نه این‌که مانند عیاض، فیلسوف‌مآبانه برای هر پرسش پاسخ بدهد و توضیح شلیک کند. گفت‌وگوها در این کتاب اطلاعات پخش می‌کنند، اما شخصیت نمی‌سازند؛ هدف‌مند و مستقیم‌ اند، پیچیده نیستند، حرکت یا کاری خلاف کار رمانی.

پیرنگ

پیرنگ تنه‌ی رمان است، بدون آن رمان کلاسیک از ناقص‌بودن رنج می‌برد و با فضای نابرابر و ناداستانی مواجه می‌باشد. اما همین پیرنگ یک عضو نیمه‌زنده در عیاض است، این‌جا پیرنگ دارای نقصان، مهندسی‌شده و قابل پیش‌بینی است و رویدادها براساس آن ادامه پیدا می‌کنند. پیرنگ از ابتدا انتها را به فهم مخاطب می‌رساند، این‌که عیاض موفق می‌شود، حارث سقوط می‌کند و شخصیت‌های دیگر به‌گونه‌ی دیگر در حرکت‌ اند و پایان می‌یابند. هرگاه صحنه‌ها پیچیده یا داستانی می‌شود، یک شخصیت دیگر وارد می‌شود و همه‌چیز را حل می‌کند. این‌گونه برخورد با صحنه‌ها، مشکل ساختاری دیگری است در رمان؛ مثلا در ماجرای «افشای توطئه»، شاهدها پی‌درپی وارد می‌شوند و همه‌ی ماجرا حل می‌شود، حتا فردی که همه گمان برده‌اند سال‌های پیش کشته شده است، می‌آید. نویسنده جای شخصیت‌ها، خود گره قصه را باز می‌کند.

ماجرای تاریخی

کتاب در غزنه و فضای تاریخی دارالحکمه می‌گذرد. اما تیپ، رنگ و سیمای شخصیت‌ها امروزی و تنها لباس آنان مانند گذشته است. از تاریخ در یک رمان تاریخی، تنها آوردن نام غزنه، شاه، دارالحکمه، بازار و دربار کافی نیست. ادبیات و زبان آن زمان، انسان آن زمان، مناسبات طبقاتی، نظام‌های آن زمان، فرهنگ و رسم و سلیقه‌ی آن‌ها، لازم است هریک وارد رمان گردند. در عیاض این موارد سازنده‌ی رمان نیست.

زبان

زبان عیاض در شیوه هم‌وزن با زبان شخصیت‌های دیگر در حرکت است، ولی زبان همه بیشتر یکسان، خطابی و موعظانه است. حرف‌های شخصیت‌ها پیچیدگی ندارد، واضح است. این یکسان‌بودن در رمان کلاسیک کار غیرداستانی است و زبان موعظانه به‌ درد رمان نمی‌خورد، مناسب کتاب‌های تعلیمی و درس‌گفتارهای مکتبی است.

اگر کوشش می‌شد

با وجود یافتن کاستی و ضعف‌های وافر در عیاض، من باورمندم اگر بیشتر تلاش می‌شد، این کتاب می‌توانست لااقل به‌سوی رمان خود را نزدیک بسازد؛ زیرا ایده مرکزی کتاب قابل گسترش است، شخصیت فضیل در مراحل داستانی می‌گردد، فضای دارالحکمه ظرفیت روایی و داستانی دارد. اگر برخی شخصیت‌ها و صحنه‌های اضافی برداشته شود و زبان همه‌اش درست گردد، فضا و گونه‌ی روایت دست‌کاری شود، ما شاهد متن قریب به داستان خواهیم بود.

شاید مهم‌ترین کاری که در این کتاب انجام یافته، روایت تاریخی، زندگی و ماجرای یک انسان تاریخی در روزگار امروزی است، اگرچه این روایت بیشتر در ژانر روایت و تعلیمی مانده، ولی جنس آن کار ارزشمندی است در ادبیات و برای جامعه. از این نگاه، به «عیاض» می‌شود به‌عنوان کتاب ارزشمند نگریست، اما توجه من در یادداشت روی متن رمانی، و بررسی آن به‌عنوان رمان و کتابی در بخش رمان بود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه