با آنکه ملا عمر دو سال پیش مرده بود، اما شورای عالی صلح همچنان از نام صلح، نان میخورد. این شورا که همواره در صدد متقاعد کردن بدترین ذات انسانی برای دست برداشتن از کشت و قتل مردم است، درست مثل ما متقاعد بود که ملا عمر زنده است و آرزو داشت که روزی او را پای میز مذاکره ببیند. پای میز مذاکره ببیند و به چشم کورش نگاه کرده بگوید: او مولوی صحاب! آلی چُرا ایقه به کشتن علاقه داری؟ بیا صلح کو، بریت موتر، خانه، زن، همسایه، محافظ، معاش و نان میتیم! بهشت بهشت میکنیم کل زندگیته. ده قندار خواستی، ده لوی پکتیا خواستی، ده کابل خواستی، ده هرجای که تو خوش استی، همونجه بریت زندگی میتیم.
اما این فرصت از دست شورای خالی صلح گرفته شد. پاکستانیها لطف کردند و در کاسهی نان این شورا خاک ریختند. باز خانه پاکستانیها آباد که بعد دوسال آمد و به همه گفت که ملا عمر مرده، پشت نخود سیاه نگردید. گرچه شورای خالی صلح این کار پاکستان را مخالفت آشکار با پروژهی صلح میخواند، اما حالا آب از جوی گذشته و بیل گرفتن، سودی ندارد.
حالا بیایید و درد طالبان را حس کنید، آنها هم خبر نداشته که ملای عزیز و آدمخوار شان عمر خود را به آنها بخشیده. طالبان که فهمید ملا عمر دیگر در میان ما نیست، فوراً چسبیدند به چیزهای ملا اختر محمد منصور! با او بیعت کردند و قسم خوردند که فقط یک چشم از ملاعمر اضافی داری، باقی اعضایت که از قید قلم مانده، فیکس ملا عمر واری است. ملا اختر محمد منصور، دید که از سر و ریشش ملا عمر میبارد، یخن انداخت و دهن بگشود و گفت:
نکنم صلح به هیچ قیمتی با مردم خویش
بکشم، راه بگیرم همه روز بیشتر ز پیش
این نه رنگیست که درآیم در آن جلوه کنم
این مرا عشق است و آیین است و کیش!
لوی مترجم افغانستان این شعر را چنین ترجمه کرده: ملا اختر محمد منصور گفته که بچه خر باشم اگر صلح کنم. اگر روزی دیدید که من آدم نکشتهام، بدانید که حتماً مصروف ختم قرآن بوده ام یا خانه کدام طالب از اندیوالا بچه شده و مراسم ختنهسوری اش بوده است. من راه الحاج ملا محمد عمر را ادامه خواهم داد. تا که نسل بشر را منقرض نکنم، آرام نخواهم نشست. انشاءالله شما به زودی شاهد فعالیتهای صلحبرانداز ما خواهی بود. کاش ملا عمر زنده بود و میدید که آیین و کیش او به حول و قوهی بعضی از عربها و پاکستانیها، چه زر و رقی دارد. من عاشق کشتنم، عاشق خونم، عاشق جنازه ام.
در بخشی دیگر از پیام این ملای منفور، او از مردم افغانستان خواهش کرده که انار، تربوز، گیلاس و آلوچه زیاد بخورند تا غلظت خون شان بالا برود و او در موقع خون ریختن، کیف و لذت حسابی ببرد. البته معلوم نیست که این ملای منفور چند سال قبل دیگر میمیرد و فاتحهاش را چه کسانی در کابل، از پشت تریبیونی با آرم و نشان دولت افغانستان خواهند گرفت. اما شک نیست که که چهار سال بعد بشنویم که ملا اختر محمد منصور، سه سال پیش در حمام لخشید، پایش شکست و به تعقیب آن دو سال پیش مرد. بعد یک دفعه ببینیم که رییس جمهور جدید آمریکا این خبر آی اس آی را تایید کرده و ما هم غافلگیر شویم.
اما ملا محمد اختر منصور گفت که نظر به روابط فعلی آی اس آی و طالبان مجاهد، این امکان بعید است.
ما برای قتل کردن آمدیم
نه برای وصل کردن آمدیم.