برو بابا! حوصله نگذاشتی!

هادی دریابی

آن دو شاخ موش اگر خر داشتی
یا تصور کن که خرس زهر داشتی
خلق عالم را شکایت بود چنین
برو بابا! حوصله نگذاشتی!

خواهش می‌کنم با این دو بیت ناچیز، آماده شوید که برویم به ایران! ایران جای خوبی است، مردمش مهربان، دولتش عادل و نظامش هم مشروع است. کاری به آزادی، حد و شدت دیکتاتوری و مشروعیت یا عدم مشروعیت نظام ایران ندارم.
بر اساس تعریف سازمان خلل که از ایران بیرون داده است، ایران کشوریست که برخورد با مهاجرین افغانی را از روی نبض سوریه تنظیم می‌کند. یعنی اگر در سوریه بشار اسد شاد و آرام بود، مهاجرین افغانی نه حق تحصیل و تعلیم در دانشگاه‌ها و مدارس را دارند و نه اجازه‌ی حضور در پارک و اماکن دیدنی. اما اگر روزگار بر وفق مراد بشار اسد نچرخید، کلوخ و سنگ قبور رفته‌گان چند صد سال قبل، به خطر مواجه شده و مهاجرین افغانی، هم عزیز می‌شوند، هم ضرورت می‌افتد که در مدارس شامل شوند. راه دانشگاه را باز می‌کنند و در برنامه خندوانه دعوت کرده، تکریم شان می‌کنند. پارک‌ها برای پذیرایی از مهاجرین افغانی، خدا خدا کرده و مسئولین سپاه و اطلاعات، انگار هشت سال متواتر کرم و کاهو خورده‌اند، مهربان می‌شوند.

بگذارید از حاشیه‌ بگذرم و یک راست بروم روی اصل مطلب! اولاً که موش شاخ ندارد، حتی اگر شاخ داشته باشد، برای خر چیزی نخواهد بود که بخواهد آن را با خود داشته باشد. دوماً، فروکش خشم و غذب نظام ایران بر مهاجرین افغانی، نه برای اعاده کردن حیثیت انسانی مهاجرین، بل از روی ضرورتی است که ایران ناچار باید هزینه کند. سوریه به عنوان دوست استراتژیک ایران، حال و روز خوبی ندارد. دولت سوریه با کمبود نیروی انسانی برای جنگ با داعش و مخالفین بشار اسد مواجه است. ایران به عنوان یک دوست و بازی‌گر فعال در منطقه دوست ندارد ابُهت و نفوذ خویش در سوریه را از دست بدهد تا از بازی با عربستان و مصر، عقب نماند. از این‌رو، ایران باید به سوریه سرباز جنگی بفرستد.

ایرانی‌ها دفاع از حرم حضرت زینب و بقیه حرم‌های منسوب به ائمه اطهار را بهانه قرار داده، در صدد کمک به حکومت بشار اسد اند. لطفاً نپرسید که چرا خود ایرانی‌ها به سوریه رفته از قبور بزرگان مذهب تشیع دفاع نمی‌کنند؟ لابُد حوصله ندارند. اما استفاده از مجبوریت مهاجرین و فرستادن مهاجرین افغان به سوریه، از هیچ زاویه‌ی قابل قبول نیست. نظام ولایت فقیه قبلاً با استفاده از جبر، مهاجرین را گسیل می‌کردند اما حالا روش تازه‌ای در پیش گرفته اند. می‌خواهند با جواز ورود به مدارس و دانشگاه‌ها و برخورد نیکو با کارگران، به قول خود شان مهاجرین را جو گیر کنند. حتی اجازه‌ی برگزاری کنسرت به هنرمندان افغانی در ایران، بخشی از این پروژه خواهد بود.

این مسلم و ثابت شده است که عقاید مذهبی، کم کم نقش خویش را در تحمیق مردم از دست می‌دهند! مهاجرین افغانی ممکن متعلق به دولتی باشند که برایش مهم نباشند، اما انسان اند و نباید مواد سوخت آتشی شود که قرار است ایران در سوریه بیافروزد. حتی اگر دفاع از حرم ائمه توجیه مذهبی-دینی داشته باشد، بازهم از لحاظ حقوق‌بشری، این خود ایرانی‌ها باید باشند که سینه سپر سنگ و کلوخ قبور بزرگان مذهبی می‌کنند، نه افغانی‌های بدروز که از ظلم و جور زمانه، برای زنده ماندن به ایران پناه برده اند.

نمی‌دانم مناسبات دیپلماتیک افغانستان و ایران در چه حدیست، اما هرکه مسئول دیپلماسی با ایران است، آدم بی‌ظرفیت است. ایران به قدر کافی مرهون افغانستان است، نیاز نیست جا دادن به افغان‌ها را به رخ ما بکشند چون در بدل پناه دادن، به بدترین شکل، مورد استثمار قرار شان می‌دهند. دوست ندارم مسئله‌ی آب را به رخ ایران بکشم که سال‌هاست مجانی استفاده می‌کنند. شاید حرف صادق زیبا کلام هنوزهم معنای قوی و پیام به مراتب انسانی‌تر داشته باشد که گفته بود: تهران به دست مهاجرین افغانی آباد شده اما همین مهاجرین، حق گشت‌وگذار به تهران را ندارند و این اصلاً درست نیست!

و ماند آن دو بیت بالا که باید توضیح داده شود. آن دو بیت بالا اشاره‌ایست به تقسیم جغرافیایی زمین و جدا کردن ملت‌ها! (کی گفته بی‌ربط است؟). مثلاً تصور کنید که خامنه‌ای رهبر کل جهان بود یا اشرف غنی ما رییس جمهور تول نلی می‌بود؛ می‌دانید چه می‌شد؟ خوب نمی‌دانید دیگر! من هم نمی‌دانم ولی حدس می‌زنم شکایت خلق عالم به خدا این بود که برو بابا! حوصله نگذاشتی! یعنی هرچه خدا استدلال می‌کرد که شما اشرف مخلوقات‌اید و این راه رسیدن به رفاه و آن هم منتهی به چاه است، باز ما قبول نداشتیم و می‌گفتیم “برو بابا! حوصله نگذاشتی!”

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه