از وعده‌ی بهشت برای خون‌ریزی تا وعده‌ی بهشت به جای زندگی

اطلاعات روزخالد محمدی
عکس: نیروهای قول‌اردوی ۲۰۳ منصوری طالبان

گروه طالبان در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان، جنگ‌جویان خود را با وعده‌ی رسیدن به بهشت به میدان نبرد می‌فرستاد. اکنون که این گروه قدرت را در افغانستان در انحصار خود درآورده است، همچنان از بهشت سخن می‌گوید؛ اما این‌بار مخاطب آن فقط جنگ‌جویان نیستند، بلکه عموم مردم‌ اند. در روایت تبلیغاتی این گروه، خواندن کتاب رهبر طالبان «پاسپورت و ویزای بهشت» معرفی می‌شود و حتا ادعا می‌شود که پیامبران در مورد تداوم حاکمیت این گروه توافق کرده‌اند. این تبلیغات، در کنار تأکید بر اطاعت از رهبر و حاکمان طالبان، نشان‌دهنده‌ی تداوم روایتی است که در آن وعده‌ی پاداش اخروی بر زندگی دنیوی تقدم می‌یابد: همان‌گونه که دیروز بهشت جایگزین زندگی جنگ‌جویان می‌شد، امروز نیز وعده‌ی آخرتی بهتر به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به حکومت‌داری و مطالبه‌ی اطاعت از مردم تبدیل شده است.

تغییر مخاطب این تبلیغات، از جنگ‌جویان به عموم مردم، با تغییر موقعیت طالبان از یک گروه شورشی به حاکمان افغانستان ارتباط دارد. در دوران جنگ، طالبان با وعده‌ی پاداش اخروی، جنگیدن و کشته‌شدن در راه این گروه را توجیه می‌کردند؛ اکنون نیز در مقام حکومت، به‌ جای آن‌که مشروعیت خود را با بهبود وضعیت زندگی مردم، ایجاد فرصت‌های شغلی، تأمین معیشت و فراهم‌کردن امکان آموزش و مشارکت اجتماعی بسنجند، بر اطاعت دینی و پاداش اخروی تأکید می‌کنند. به این ترتیب، در منطق تبلیغاتی طالبان، بهشت همچنان وعده‌ی اصلی است، اما این‌بار نه فقط برای کسی که در جنگ کشته می‌شود، بلکه برای مردمی که باید از حاکمیت این گروه اطاعت کنند. این رویکرد، عملا مسئولیت حکومت در برابر زندگی دنیوی شهروندان را به حاشیه می‌راند و بهبود سرنوشت آنان را به وعده‌ای در جهان دیگر پیوند می‌زند.

فقیرالله فایق، روحانی حامی طالبان، در سخنرانی‌ای که از تلویزیون ملی افغانستان تحت اداره‌ی این گروه پخش شد، مدعی شد که کتاب «عقیده اهل السنة والجماعة» منتسب به ملا هبت‌الله آخوندزاده، «پاسپورت و ویزای بهشت» است. او تأکید کرد که همه باید کتاب رهبر طالبان را بخوانند و مدعی شد که مطالعه‌ی این کتاب راه رسیدن به بهشت را هموار می‌کند.

توصیف کتاب رهبر طالبان به‌عنوان «پاسپورت و ویزای بهشت» در حالی مطرح می‌شود که گذرنامه‌ی افغانستان در تازه‌ترین رتبه‌‌بندی شاخص گذرنامه هنلی، در آخرین جایگاه قرار دارد و دارندگان آن برای سفر به بیشتر مقصدهای جهان به دریافت ویزای قبلی نیاز دارند. در دوران حاکمیت مجدد طالبان، دشواری سفر شهروندان افغانستان به کشورهای همسایه نیز ادامه داشته است؛ دریافت ویزای کشورهایی مانند اوزبیکستان، تاجیکستان، چین و پاکستان از موانعی است که شهروندان افغانستان برای سفر به این کشورها با آن روبه‌رو اند.

در روزهای اخیر، حکومت طالبان، رسانه‌های وابسته به این گروه و حساب‌های حامی آن در شبکه‌های اجتماعی، تبلیغ کتاب منتسب به رهبر طالبان را گسترش داده‌اند. اعلام انتشار این کتاب به ماه حوت ۱۴۰۴ بازمی‌گردد و سه‌شنبه، پنجم عقرب، نیز وزارت خارجه‌ی طالبان نشستی برای معرفی و بررسی آن در کابل برگزار کرد.

براساس اطلاعیه‌ی وزارت خارجه‌ی طالبان، امیرخان متقی، وزیر خارجه‌ی این گروه، و چند مقام دیگر در این نشست سخنرانی کردند و کارکنان نمایندگی‌های دیپلماتیک طالبان نیز در آن حضور داشتند. متقی کتاب را برای آموزش عقیده اسلامی مؤثر دانست و از کارکنان وزارت‌خانه خواست آن را با دقت مطالعه کنند.

در این کتاب، منتسب به رهبری که طالبان او را با القابی مانند «امیرالمؤمنین» و «شیخ‌الحدیث» معرفی می‌کنند، پیروی از حاکمان مسلمان واجب دانسته شده است. در بخشی از آن تأکید شده که حتا اگر حاکمان ستم کنند، نباید علیه آنان شورش شود. البته در همین بخش، برای اطاعت از حاکم این شرط نیز ذکر شده است که او به نافرمانی از خداوند دستور ندهد.

در متن این کتاب آمده است: «اگر امیران ما ظلم هم بکنند، ما علیه آنان شورش نمی‌کنیم و آنان را نفرین نمی‌کنیم. اطاعت از امیران را واجب می‌دانیم. این اطاعت تا زمانی انجام می‌شود که امیران خلاف فرمان خدا دستور ندهند و برای اصلاح شان دعا می‌کنیم.»

مقام‌های طالبان با تأکید بر مطالعه و پیروی از مطالب کتاب منتسب به رهبرشان، در پی ترویج اطاعت از او و تحکیم پایه‌های حاکمیت این گروه‌ اند. قرار گرفتن ادعای «پاسپورت و ویزای بهشت» در کنار تأکید کتاب بر اطاعت از حاکم، نشان می‌دهد که چگونه وعده‌ی پاداش اخروی با فرمانبرداری سیاسی پیوند داده می‌شود. این تبلیغات در شرایطی ادامه دارد که سرکوب مخالفان و محدودیت‌های گسترده علیه کار و آموزش زنان و دختران همچنان برقرار است.

نیروهای طالبان/شبکه‌های اجتماعی طالبان

ادعای توافق پیامبران به حکومت طالبان

رویافروشی طالبان تنها به توصیف کتاب رهبر این گروه محدود نمی‌شود. در هفته‌های اخیر، ویدیویی از سخنرانی یکی از اعضای طالبان در ولسوالی دایمیرداد ولایت میدان وردک منتشر شد که مدعی بود در خواب، پیامبران را در نشستی در بهشت برای تصمیم‌ گیری درباره‌ی افغانستان دیده است و همگی آنان با تداوم حاکمیت «امارت اسلامی» توافق داشته‌اند.

این عضو طالبان هنگام سخنرانی در یک مسجد، از سالن بزرگ، سینی‌ها و پیاله‌های چای و حضور پیامبران سخن گفت و چنین روایت کرد: «در شب خواب دیدم که یک سالن بزرگ بود و پیاله‌های چای و سینی‌های زیادی بود و در پیاله‌ها چای می‌ریختند. فردی در مجلس می‌گفت امروز پیامبران برای افغانستان تصمیم‌‌گیری می‌کنند. آن سالن از همه‌ی پیامبران پر شد و حضرت آدم هم در گوشه‌ای نشسته بود. مسلمانان گرامی، این نظام با توافق پیامبران شکل گرفته است.»

در این روایت، حمایت از حکومت طالبان به تأیید پیامبران نسبت داده می‌شود؛ همان‌‌گونه که در سخنان فایق، خواندن کتاب رهبر طالبان به راه رسیدن به بهشت تبدیل شده است. کنار هم قرار گرفتن این ادعاها نشان‌‌دهنده‌ی تلاش برای «تقدس‌‌بخشی» به رهبر و حاکمیت طالبان و ترویج اطاعت از آنان با تکیه بر باورهای مذهبی مردم است.

اجرای آنچه طالبان «شریعت اسلامی» می‌نامند، از اهداف اصلی اعلام‌‌شده‌ی این گروه و شخص ملا هبت‌الله آخوندزاده است. رهبر طالبان در سخنرانی ماه سرطان ۱۴۰۱ در نشست روحانیان در تالار لویه‌ جرگه کابل، هشدار داده بود که حتا اگر با حمله‌ی اتمی روبه‌رو شود، از اجرای شریعت عقب‌‌نشینی نمی‌کند و به توصیه‌های آنچه «کفار» می‌خواند، گوش نخواهد داد.

او در همان سخنرانی تأکید کرده بود که شریعت را موضوع معامله قرار نخواهد داد. رهبر طالبان همچنین بازگشت طالبان به قدرت را «موفقیت جهاد افغانستان» توصیف کرده و مدعی شده بود: «موفقیت جهاد افغانستان نه‌تنها باعث افتخار افغان‌ها بلکه افتخار برای همه‌ی مسلمانان جهان است.» چنین توصیفی، پیروزی نظامی و حاکمیت این گروه را نیز در قالب دست‌آورد دینی معرفی می‌کند.

بهشت و جنگ‌جویان انتحاری

نمونه‌های قدیمی‌تر این وعده‌های اخروی در روایت افرادی دیده می‌شود که برای حملات انتحاری جذب شده بودند. مصاحبه‌های ثبت‌‌شده از آن دوره نشان می‌دهد که برخی از آنان، مرگ در حمله را راه رسیدن به بهشت می‌دانستند.

سی‌ان‌ان در دهم مه ۲۰۰۷، در گزارشی از پیتر برگن درباره‌ی مهاجمان انتحاری طالبان، مصاحبه با امدادالله را پخش کرد؛ جوانی اهل پاکستان که در زندانی در کابل با او گفت‌وگو شده بود. امدادالله سن خود را بیست سال اعلام می‌کرد و پیش از پیوستن به این مسیر، دامداری می‌کرد. او گفته بود در پاکستان آموزش دیده و قصد داشته به نیروهای خارجی حمله کند، اما حمله‌اش ناکام مانده بود. برگن از او پرسید آیا از موفق‌ نشدن در حمله پشیمان است. امدادالله گفت: «پشیمانم که خداوند اجازه نداد خودم را قربانی کنم.» او درباره‌ی سرنوشتی که پس از مرگ انتظار داشت نیز گفت: «خداوند به من بهشت می‌داد.» او این پاداش را وعده‌ی خداوند و حق کسی می‌دانست که «شهید» می‌شود.

خبرنگار خطر کشتن غیرنظامیان را به او یادآور شد و پرسید چگونه چنین حمله‌ای را با دین سازگار می‌داند. امدادالله در پاسخ، کشتن مسلمانان را نادرست خواند، اما حمله به امریکایی‌ها و بریتانیایی‌ها را مجاز دانست و دوباره به وعده‌ی بهشت استناد کرد. در پایان مصاحبه نیز، وقتی از او پرسیده شد آیا پس از آزادی همچنان خواهان «شهادت» خواهد بود، پاسخ مثبت داد.

مدرسه‌ی جهادی خالد بن ولید در ولایت قندهار/طالبان

در همین سال، یوناما در گزارش «حملات انتحاری در افغانستان، ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷»، منتشرشده در نهم سپتامبر ۲۰۰۷، روایت نوجوان پانزده‌ساله به‌نام امیر را آورده است. خانواده‌ی او اهل گردیز بودند، اما خودش در پاکستان به دنیا آمده بود. امیر تحصیلاتی نداشت و فقط دو روز به مدرسه‌ی دینی رفته بود؛ سپس پدرش خواسته بود همراهش کار کند.

براساس روایت ثبت‌‌شده در صفحات ۷۵ و ۷۶ گزارش، یک روحانی محلی در گردیز به امیر گفته بود برای کشتن خارجی‌ها به کابل برود. به‌گفته‌ی امیر، آن روحانی ۲۰۰ افغانی به او داده و مدعی شده بود در واقع به او بهشت می‌دهد. او حمله را وظیفه‌ی دینی معرفی کرده و وعده داده بود که امیر با کشتن یک خارجی به بهشت می‌رود.

امیر گفته بود این سخنان را باور کرده و واقعا خواهان رفتن به بهشت بوده است. تصمیمش را از خانواده پنهان کرده و گفته بود به بازار می‌رود. معتقد بود پدرش اگر می‌دانست، مانعش می‌شد. پس از بازداشت، وقتی مقام‌های امنیتی از احتمال کشتن مسلمانان گفتند، احساس کرد آن روحانی فریبش داده است. وابستگی آن روحانی به طالبان در این بخش مشخص نشده است.

در سطح مقام‌های طالبان نیز، روایت خواب و وعده‌ی رسیدن نیروها به بهشت برای دفاع از حملات این گروه تکرار شده است. در یک فایل صوتی که در بهار ۱۴۰۱ منتشر شد، سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله‌ی طالبان و رهبر شبکه حقانی، مدعی شده بود که پیامبر اسلام حمله‌ی مهاجمان انتحاری به هتل انترکانتیننتال کابل را رهبری می‌کرد.

حقانی در شرح این ادعا گفته بود که یکی از مهاجمان در جریان حمله، هنگام تماس تلفنی با او، مدعی شده است پیامبر اسلام در کنار آنان حضور دارد و حمله را رهبری می‌کند. او سپس خوابی را به یکی از دوستانش نسبت داده بود که براساس آن، پیامبر اسلام برای مهاجمان انتحاری کشته‌شده در این حمله «سند بهشت» می‌نوشت.

حمله‌ی مورد اشاره مهاجمان شبکه حقانی به هتل انترکانتیننتال کابل در هفتم سرطان ۱۳۹۰، برابر با ۲۸ جون ۲۰۱۱، رخ داد. در این حمله ۱۲ نفر، از جمله غیرنظامیان افغان، مأموران پولیس و یک پیلوت اسپانیایی، کشته شدند. با احتساب نُه مهاجم کشته‌ شده، شمار مجموع جان‌‌باختگان به ۲۱ نفر می‌رسید. بنابراین، ادعای سراج‌الدین حقانی درباره‌ی دریافت «سند بهشت» برای مهاجمان، به حمله‌ای مربوط بود که غیرنظامیان نیز در آن جان باختند.

تجلیل از مهاجمان انتحاری پس از بازگشت طالبان به قدرت نیز ادامه یافت. سراج‌الدین حقانی در ۲۶ میزان ۱۴۰۰، در همان هتل انترکانتیننتال، با خانواده‌های عاملان حملات انتحاری دیدار کرد و از مهاجمان به‌‌عنوان «قهرمانان اسلام و وطن» یاد کرد. او همچنین تأکید کرد که نباید به آرمان‌های افرادی که طالبان آنان را «شهید» می‌نامند، خیانت شود.

وزارت داخله‌ی طالبان در آن زمان اعلام کرد که به هر خانواده ۱۰ هزار افغانی پرداخت شده و وعده‌ی واگذاری یک قطعه زمین نیز داده شده است. این مراسم نشان داد که ستایش از مهاجمان و وعده‌ی پاداش به خانواده‌های آنان، با پایان جنگ طالبان علیه حکومت پیشین متوقف نشده و به بخشی از برنامه‌های رسمی حاکمیت این گروه تبدیل شده است.

از وعده‌ی بهشت به جنگ‌جویانی که برای حملات انتحاری جذب می‌شدند و روایت «سند بهشت» برای مهاجمان کشته‌شده، تا «پاسپورت و ویزای بهشت» خواندن کتاب رهبر طالبان، یک منطق تبلیغاتی مشترک دیده می‌شود: پیروی از طالبان و پذیرش فرمان رهبران این گروه با پاداش اخروی پیوند داده می‌شود. تفاوت در این است که در دوران جنگ، این وعده برای فرستادن جنگ‌جویان به میدان نبرد به کار می‌رفت؛ اکنون که طالبان در مقام حکومت قرار دارند، همان منطق برای تحکیم حاکمیت و مطالبه‌ی اطاعت از مردم استفاده می‌شود.

در این روایت، طالبان از مردم نمی‌خواهند که کارنامه‌ی حکومت را با معیارهایی چون اشتغال، معیشت، آموزش، رفاه و بهبود کیفیت زندگی ارزیابی کنند؛ بلکه با تقدس‌بخشی به رهبر و نظام سیاسی خود، اطاعت از حاکمیت را به راهی برای رستگاری اخروی تبدیل می‌کنند. به این ترتیب، همان‌گونه که در دوران جنگ وعده‌ی بهشت جایگزین زندگی جنگ‌جویان می‌شد، اکنون نیز بهشت در تبلیغات طالبان به وعده‌ای تبدیل شده است که قرار است جای خالی پاسخ‌گویی درباره‌ی زندگی مردم را پر کند. گویی برای طالبان، وظیفه‌ی حکومت نه فراهم‌کردن زندگی بهتر برای شهروندان در این جهان، بلکه هدایت آنان به بهشتی است که وعده‌اش را می‌دهند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه