هر وقت حرف از آزادی بیان میشود، دو اتفاق رُخ میدهد.
اول، دولتمردان سنگ افتخارش را به سینه کوبیده و تقریباً هشت نسل بعدی ما را بدون هیچ تعارفی فحش میدهند! البته مستقیماً نه، اما ته دل شان فحشهای تر و خشک قلوم قلوم میکند.
دوم، رسانهها به صورت اتومات و دقیقاً مثل طالبان که هیچوقت اجازهی داخل شدن در خانههای مردم را نمیگرفت، در ذهنخانهی آدم داخل میشوند.
اما آنچه مسلم است، حضور رسانهها هرگز به معنای آزادی بیان نیست، ضمن اینکه آزادی بیان با رسانهها معنا مییابد. بهطور مثال، اگر به تعداد رسانهها توجهی نداشته باشیم، رسانه در افغانستان از دههها قبل وجود داشته که میتوان به رادیو شریعت هم اشاره کرد. رادیو شریعت در دوران خودش رسانه بود، آما آنچه از آدرس رادیو شریعت به مردم رسانده میشد به کلی متفاوت از پیامها و حرفهای است که امروز از رادیوهای محلی افغانستان شنیده میشود. خواهش میکنم گیر ندهید که برنامههای رادیوهای محلی چهقدر میانتهی و بازاری است. به اندازهی کافی وقت داریم روی این مسئله، محفل چرس و چلم برپا کنیم (گلاببهرو ما هم یک شینگ حس قوماندانی داریم).
شاید شما بیشتر و دقیقتر از من از برنامههای رادیو شریعت بدانید و به یاد داشته باشید، بگذریم. اما آنچه از طریق رسانهی بهمرسانی میشود، همواره مهم بوده و اهمیت آن تا امروز پابرجاست. یکی از اصول اولیهی رسانهگری، بیطرفی در بازتاب دادن موضوعات و مسایل است. حفظ بیطرفی در جامعهی افغانستان کار سختی است. آدم باید با عالمی از پرسشها و موانع کنار بیاید تا خبری را بدون دخل و تصرف به سمع مردم و مخاطبینش برساند.
رادیو طالبونگ که یکی از رسانههای محترم کشور به شمار میرود، با حفظ همین اصل دوست دارد مدام خبرهای نشر کند تا مردم از اتفاقاتی که هرگز نیفتاده، باخبر شوند. این رادیو در تمام موارد بیطرف است، اما در یک مورد از وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت امور داخله، ریاست امنیت ملی، وزارت دفاع، ریاست جمهوری و ریاست اجرائیه اجازه گرفته که بیطرف نباشد چون در این قسمت، بیطرفی بیشرفی است! این قسمت همان دامن زدن به مسایل و اختلافات قومی-مذهبی است. دلیلش این است که اگر این اختلافات نبود، امروز مقامات حکومتی سنگ افتخار آزادی بیان را به سینه نمیکوبیدند و هی فرق مردم را در بدل این افتخار نمیشکافتند. بگذارید اختلافات قومی داغ باشد تا آزادی بیان طعم دلپذیرش برای همیشه باقی بماند.
رادیو طالبونگ از مخاطبین خواهش میکند که سراغ وزارت اطلاعات و فرهنگ نروند و نپرسند که چرا چشم بر سیاهکاریهای این رسانه میپوشاند؟ ضمناً یخن امنیت ملی را هم نگیرید که چرا در قبال گزارشهای مغرضانه و نفاقافگنانهی این رادیو خاموش است! گرچه امنیت ملی به صورت فعال کنار جنرال دوستم مصروف جنگ با طالبان در ولایت فاریاب و ولسوالی غورماچ ولایت بادغیس اند اما ما حضور آنها را نادیده گرفتیم و یک گزارش دروغ را نشر کردیم که آقای معاون اول ریاست جمهوری مصروف چپاول و تجاوز بر نوامیس مردم اند. خوب کردیم که از فرار مردم مسلمان ولایت فاریاب سخن گفتیم، برای ما اصلاً مهم نیست که مردم فاریاب از شر و ستم طالب توسط نیروهای دولتی با رهبری جنرال دوستم رهایی یافته اند و بچههای شان از این به بعد امکان به مکتب رفتن را حاصل خواهند کرد. برای ما مهم این است که اولاد این مردم همچنان از درس و تحصیل دور بمانند تا رادیو طالبونگ همچنان در آیندهها شنونده و حامی داشته باشد. در دنیاییکه تجارت حرف اول را بزند، چه فرقی میکند خون تجارت کنیم یا تریاک؟ قدرت تجارت کنیم یا دروغ؟ زندگی تجارت کنیم یا جهل؟ ما برای بقای خویش دست به هرکاری خواهیم زد. اگر قرار باشد ما هم مثل بقیه رسانهها آنچه را که واقعیت دارد نشر کنیم، بازار ما سقوط خواهد کرد. چون از یکطرف کارمندان ما سواد ندارند، از سوی دیگر، وجدان ما قبول نمیکند.
رادیو طالبونگ مایل است کمی شکسته نفسی به خرج بدهد و به سمع مردم برساند که آنچه از آدرس این رادیو نشر میشود، دیدگاه خبرنگاران یا گزارشگرانش نیست، بلکه دیکتهایست که توسط مدیران و رهبران این رسانه میشود. اعتبار و امتیاز تمام خبرها به مدیران این رسانه مربوط میشود. از کارمندان هم نهایت سپاسگزاریم که در این زمینه ما را همیشه یاری رسانده و عنقریب مثل ما به گدودی ایمان میآورند.
رادیو طالبونگ حدس میزند که وزارت اطلاعات و فرهنگ، کمیسیون بررسی تخطیهای رسانهیی، امنیت ملی و تمام مقامات مسئول از گزارشهای که اینجا به نشر سپرده میشود، بیخبر اند، ورنه دلیلی وجود ندارد مانع افروختن آتش اختلافات ما نشود. رادیو طالبونگ از باسواد شدن و آگاه شدن مردم به شدت میترسد. بناءً خواهش ما از مردم شریف و مسلمان افغانستان این است که آگاه نشوید، پشت درس و تحصیل نگردید. ما از همهچیز شما را خبر میکنیم، دیگر چه نیاز است؟ مگر نشنیدهاید که شاعر میگوید:
نابرده رنج اگر میسر شود گنج
مزد آن گرفت جان برادر که گوش کرد