یک سازمان است که دستآورد کشورها را در سطح جهان مقایسه کرده و بهترین دستآوردها را برای تمام جهان میکند. این سازمان در تازهترین مورد، اعلام کرده که قرار است جاپان نوعی از مبایلهای هوشمند را در بازار جهانی عرضه کند که این مبایلها قادر خواهند بود که میزان امیدواری و ناامیدی صاحبش را به اساس درجه تشخیص بدهند. همچنان این سازمان در عرصهی هنر، اعلام کرده که هنر غوالیدن توجه جهانیان را به زودی به خود معطوف خواهد کرد. غوالیدن هنریست که خاستگاه آن افغانستان عزیز ما میباشد. ممکن با هنر غوالیدن به پیشواز تاریخ پنجهزار سالهی بعدی خویش برویم.
غوالیدن در منطق و عقل بشر نمیگنجد، باید چیزی فراتر از آنها باشد تا غوالیدن را بفهمیم! اما مخترعین هنر غوالیدن ثابت کرده اند که هر وقت چند نفر دور هم جمع شد و همین چند نفر به این نتیجه رسیدند که افغانستان از آنهاست و بقیه از مقعد طیاره به افغانستان افتیده اند، اوج هنر غوالیدن است. چون به باور همین چند نفر نابغه، بقیه مردم از مقعد طیاره خطا خورده، آنها وظیفه دارند که دوباره این مردم را به کشور شان یعنی مقعد طیاره برگرداند. سابق که هنوز هنر غوالیدن انکشاف نیافته بود، وقتی مردم به خصوص پادشاه مملکت را غوالیدن میگرفت، لشکر را امر میفرمود که به فلانی ولایت رفته، از فلان جا تا فلان جا مردم را قتل کنید. زمینهای شان را گرفته به فلانی خان که از توابع ماماگان حاکم است، اعطا کنید. اگر سلالهی ماماگانم قبول نکردند و زمین کمبود نمود، شما مختارید به قدری که رضایت …خان گرفته شود، بازهم کشتار کنید! اما حالا که این هنر ناب انکشاف یافته، هرچند جماعتی را که میخواهند بغوالند، بد نمیآید که به سبک گذشته بغوالند اما جبر زمانه و شرم انسان بودن ظاهراً مانع این کار میشود.
دانشمندان در این خصوص میگویند که اگر خدای نخواسته، هنگامیکه جماعتی را غوالیدن ضرورت میافتد، نور امیدواری بتابد؛ دیگر نیاز نیست حکام گذشته را اذیت کنیم. هر جنایتی که بخواهید، ممکن اتفاق بیافتد. این دانشمندان میگویند که پیاده کردن 13 مسافر در مزار و رگبار کردن شان که جنایت نیست، فقط یک جنایت ساده است که به دست خلقی اتفاق افتاده که هنوز هیچ چیزی نمیغوالند. اما اگر گروهی که غوالیدن شان فوران میکند، اندکی امیدواری از سوی حکومت یا مثلاً پاکستان دریافت کند، باز بیا و پوره کن!
البته آنهای که هر از گاهی به هنر غوالیدن رو میآورند و دوست دارند وطن را خلوت گیر بیارند، عشق عجیبی به تریاک هم دارند. افغانستان حتی اگر سگماهی کشورها هم شود، باز نمیتواند به تنهایی بزرگترین صادرکنندهی تریاک در جهان باشد. مگر اینکه طرفداران غوالیدن قدرتمند باشند که هستند. از این بابت خدا را شکر، در دنیای صادرات، تنها از همین درک نام کشور عزیز ما میدرخشد.
من هرچه تلاش کردم، نتوانستم یک غوالندهی خوب باشم. از همین خاطر بقیه عزیزانی که این روزها گرفتار غوالیدن اند، تصمیم دارند که من و امثال مرا از کشور اخراج نمایند. اما قراین و شواهد نشان میدهد که مدنیت در افغانستان در حال شکلگیری است. بدون شک که تمام اقوام افغانستان در شکلدهی این مدنیت سهیم خواهند بود. نه پشتون، نه تاجک، نه هزاره، نه ازبیک و نه هیچ قوم دیگری خواهان توحش و بربریت اند. اکثریت مردم افغانستان به این درک رسیدهاند که زندگی مسالمتآمیز و بدون تفرقههای قومی-مذهبی، پسندیده و زمینهساز تمدن در افغانستان اند. بیایید به جای غوالیدن به این فکر کنیم که انسان ایم و باید زندگی انسانی داشته باشیم. مهم نیست پوست مان چه رنگ و زبان مان چیست، مهم این است که بی هیچ خشونتی میتوانیم همدیگر را بفهمیم!
گرچه تا حالا آسیبی از غوالیدن به کسی نرسیده، اگر قرار باشد که ما چیزی بغوالیم و به کسی آسیب نرسد، حق مان است. هرچه و در هرکجا و به هر قدری که خواسته باشیم، میتوانیم بغوالیم. اما اگر قرار باشد که غوالیدن ما منجر به فراری دادن همسایه و همشهری مان شود، همان به که بمیریم و ننگ غوالیدن خویش را بر نسل بعد از خود برجا نگذاریم. ما به اندازهی کافی از نسلهای قبل از خود شرم داریم، دیگر نیاز نیست. همین که نمیتوانیم سوزنی بسازیم تا در بسیاری از جاها دهن خویش را بدوزیم، خود روایتگر افتخار یا شرمیست از که نسلهای قبلی به ما رسیده است.
راستی چرا هیچ وقت در ذهن ما خطور نمیکند که خانهی خویش را تریاکستان جهان کردهایم، آنوقت برای خوشبختی و رستگاری، هر سال هزاران نفر مان راهی مکه میشوند؟ چون هنوز بازار غوالیدن توأم با خطر، گرم است. ای کاش روزی برسد که هرکسی بتواند بغوالد اما هیچ کسی حق نداشته باشد و نتواند به دیگری آسیب بزند! آن زمان ما حق خواهیم داشت از مرگ همان کودک سوری که جنازه اش با موج دریا به ساحل رسیده بود، زار زار بگرییم! در غیر آنصورت، هر روز صدها کودک افغانستان قربانی غوالیدنهای خود ما میشوند که میتوانیم با خیال راحت در ماتم آنها خون گریه کنیم.