مبانی افتخارات بی‌پایان ما

هادی دریابی

از آن‌جایی‌که بدون افتخار زندگی تقریباً ناممکن است، ما هم ناگزیریم افتخاراتی داشته باشیم. چون مجبوریم افتخار داشته باشیم، پس چه بهتر که زیاد داشته باشیم. تا جایی‌که من به تحقیقاتم اجازه دادم پیش برود، مبانی افتخارات ما تقریباً مشترک است، اما در بعضی موارد، چاره نبوده جز جدایی و افتخار به تنهایی!

یکی از مبانی افتخار محکم و پابرجای ما، دین مشترک همه‌ی مسلمان‌هاست. در دین مبارک اسلام، حرمت کعبه محفوظ و بر آن تاکید شده است. متاسفانه روزگار چنان افتاده که شاه عربستان را خادم حرمین شریفین می‌نامیم. حالا برای هیچ مسلمانی مهم نخواهد بود که همین خادم حرمین شریفین، برای 24 ساعت بود و باش در امریکا، باید 24 میلیون دالر را هزینه کند تا به قول نیمچه شاعران، خاطرش ارضاء شود. من به عنوان یک مسلمان اکنون به شک افتاده ام که به همچو خادم هم می‌توانم افتخار کنم یا نه؟ اگر افتخار کنم، حساب بود و باش یک‌شبه‌ی او آزارم می‌دهد و اگر مکلف نیستم افتخار کنم، چطور قبول کنم که سالانه هزاران انسان از کشورم برای زیارت کعبه به عربستان برود تا پادشاه آن ملک با پول هم‌وطنان من این‌گونه ولخرجی کند؟ از کسانی‌که در این زمینه اطلاعات و علم درستی دارند، تقاضای کمک دارم. لطفاً با نارنجک پاسخ ندهید، همه شیر آدم خوردیم و به سخن می‌فهمیم!

ما در طول تاریخ ثابت کرده‌ایم که شجاع هستیم. شجاعت ما به خودی خود افتخارآفرین است اما با جهاد، دایره‌ی افتخارات مربوط به شجاعت مان، تکمیل شد. خدا را شکر که روس‌ها و انگلیس‌ها بالای افغانستان تجاوز کردند و خدا را هزار مرتبه شکر که ملت شجاع ما توانست این ارتش‌های مکار و ظالم را شکست داده و از وطن بیرون راند. در غیر آن، مسلم بود که به صنعت نمی‌رسیدیم، البته با توجه به خصوصیات علمی و عقلی مان! از طرفی هم نمی‌توانستیم بدون افتخار زندگی کنیم، مجبور بودیم صد سال دیگر حیران بمانیم که به چه افتخار کنیم.

در مرحله‌ی سوم هویت مان است. ما می‌توانیم به هویت خویش افتخار کنیم. فارغ از این‌که به چه قومی تعلق داریم، قوم مهم نیست. مهم این است که افغان هستیم، هرچند که در مسیر قوم‌آلود تقسیم امتیازات و تخصیص بودجه بارها بر این افتخار مشترک خویش قضای حاجت کردیم. اما حالا بحث تذکره‌های برقی است و این هویت دوباره نیاز به افتخار مشترک ما دارد. به حدی که اگر افتخار نکنیم، باید از این کشور برویم!

از آن‌جایی‌که ما حتی در آینده‌ها نیاز داریم مبانی افتخارات خویش را داشته باشیم، از همین امروز شروع کرده‌ایم به خلق این مبانی. مثلاً از هر ده نفر همسایه‌ی ما، دو نفر راهی اروپا شده اند، عده‌ی در مرز ایران-ترکیه تیر خورده، جمعی زنده به وطن برگشته و شماری هم از مرزهای پر از بلای کشورهای مثل ایران، افغانستان و پاکستان گذر کرده. به کسانی که رفته و تقریباً خاطر شان جمع است که بدست انسان تکه تکه نخواهند شد، می‌توان افتخار کرد. اگر این‌ها درد متحمل شده در افغانستان را در دل شان زنده نگه‌داشتند و برای رسیدن به جایی تلاش کردند، فردا روز افتخار افغانستان خواهند شد. مثبت اندیشی ام را تحمل کنید، شاید حق با من باشد.

بعد از جهاد که سرشت و خوی ما باهم ساز نشد، شروع کردیم به کشتن هم‌دیگر! ما حتی همان روزها هم می‌فهمیدیم که قیامتی در کار خواهد بود اما برای داشتن یک قیامت خوب، خون ریختیم. خون ریختن برای قیامت، یکی از افتخارات دیگریست که حتی تا هنوز هم می‌توانیم بر همدیگر گران بفروشیم. تنها کالایی که هیچ‌وقت با افت قیمت مواجه نشد، همین افتخارات جهاد و پس از جهاد است و ناگفته نماند که عرضه و تقاضایش هم همیشه پررنگ بوده. از این به بعدش معلوم نیست، ممکن همچنان ادامه یابد.

بعد از طالبان ما تقریباً حکومت مردمی داشتیم، انتخابات برگزار کردیم، هرچند که در هیچ کدام حق به حق‌دار نرسید، اما بازهم جزء افتخارات ما شد. مخصوصاً انتخابات آخری خویش را با اسم مبارک گوسفند متبرک کردیم. حالا، همان آدمی که افتخار گوسفندی کردن انتخابات را به ملت بخشید، دوباره قصد دارد افتخار جنون‌آسای دیگری را به ملت هدیه کند. هدیه‌ی که او می‌خواهد به ملت تقدیم کند طوریست که مثلاً من از حق خویش بی‌خبرم یا آن را نمی‌خواهم، اما آن‌ها تاکید دارند که حق من به من برسد و من از آن استفاده کنم. تهدید می‌کنند که اگر استفاده نکنی، یا باید بروی یا احتمالاً…

تقریباً من هم جزء مبانی افتخارات می‌شوم. از بس نمی‌فهمم چه بنویسم، امروز این را نوشتم تا اگر کسی فرصت کرد به من افتخار کند!!!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه