رییس جمهور بیچاره

هادی دریابی

اشرف غنی به شدت در تلاش برگرداندن پناه‌جویان افغانستان از کشورهای اروپایی است. او هرچند عنوان رییس جمهور کشور را با خود دارد اما از لحاظ عقل و منطق، بیچاره است. فرزندان غنی، عبدالله، معاونین شان، اکثریت وزرا و مقامات بلندپایه‌ی کشور در کشورهای خارجی به سر می‌برند.
اگر حقوق بشر برای هر فرد حق داده مستقلانه محل زندگی خویش را انتخاب کند، این حق را برای عموم بشر داده، تنها برای ارجمندان رییس جمهور و معاونین‌اش، رییس اجرائیه و معاونین‌اش، وزرا و مشاورین بلندرتبه‌ی حکومت وحدت ملی نداده. آن‌چه اشرف غنی و عبدالله و مقامات را وادار می‌کنند که فامیل و فرزندان خویش را در خارج از افغانستان نگه‌دارند، فرض حقوق بشری نیست، بلکه نگرانی این‌ها از نبود امنیت و پایین بودن استندرد زندگی و تحصیل در افغانستان است.
آن‌چه باعث فرار جوانان و خانواده‌ها از افغانستان و روآوردن آن‌ها به کشورهای اروپایی می‌شود، زندگی بهتر در اروپا نیست، بلکه مجبوریت‌های ناشی از ناامنی، بیکاری، فساد، انحصار امتیازها و فرصت‌ها، نگرش‌های قبیلوی و رشد افراطیت در افغانستان است. تمام این مشکلات در یک جمله‌ی اشرف غنی نهفته است. او به مهاجرین گفته که اگر در کشورهای اروپایی بمانند، ظرف‌شوی بیش نخواهند شد. چرا رییس جمهور یک کشور به اتباع مهاجرش چنین اهانتی را روا می‌دارد؟
دلایل و شواهد زیادی وجود دارد که جهالت اشرف غنی را ثابت می‌کند. حضور فرزندان خود و معاونین‌اش و اکثریت مقامات بلندرتبه‌ی دولتی در خارج از کشور یکی از این دلایل است و طبعاً که ارجمندان خودش را به افغانستان نخواهند آورد. من هم اگر جای اشرف غنی باشم، به آوردن پسر و دخترم از امریکا به افغانستان اصلاً فکر نمی‌کنم. وقتی از اشرف غنی پرسیده می‌شود که چرا فرزندان خودت و معاونین‌ات در بیرون از افغانستان مصروف تحصیل و زندگی اند؟ جوابی ندارد. اشرف غنی فکر می‌کند که فرزندان او مستحق زندگی آسوده‌تر و فراگیری بهتر است اما جوانان مردم، حق دست‌رسی به محیط امن و سرمایه‌گذاری برای آینده‌ی شان را ندارند. چرا؟ چون اشرف غنی فاقد یک عقل محاسبه‌گر و سنجشی است. او فکر می‌کند عصر، عصر عبدالرحمن است و فرمان‌اش بدون هیچ اعتراض و سکتگی قابل اجرا. به همین خاطر هرچه در ذهنش رسید، از دهن مبارک‌اش خارج می‌شود.
من از اشرف غنی انتظار هر کنش غیرمنطقی را دارم، اما انگار انتظار من از عبدالله عبدالله رییس اجرائیه کشور بیش از حد است. عبدالله عبدالله که خود مدعی است پنجاه درصد قدرت در حکومت وحدت ملی حق مشروع است، در این مورد سکوت کرده. انگار سرنوشت پناه‌جویان افغانستان به او هیچ ربطی ندارد و در تقسیم قدرت، این مسئله به اشرف غنی اختصاص یافته. توبه خدایا توبه! من چه آدمی پرمدعایی هستم. با آن‌که خوب می‌دانم غنی و عبدالله مشترکاً قانون اساسی را دور زدند، بازهم انتظار موضع‌گیری منطقی از سوی عبدالله عبدالله مقابل اشرف غنی متفکر (!) را دارم.
مهم نیست انتظار من منطقی باشد یا نه، مهم این است که اشرف غنی که خود در بیرون از افغانستان بزرگ شده، اینک در صدد برگرداندن پناه‌جویان افغانستان است. پناه‌جویانی که با قبول کردن خطر و فروختن دارایی‌های شان در افغانستان به اروپا رسیده‌اند. برگرداندن پناه‌جویان در شرایط کنونی منطقی نیست. من با خیلی از جوانانی که راهی اروپا شده، صحبت کرده‌ام. همه می‌گویند اگر افغانستان امنیت بودی و ما قربانی قوم‌سالاری دولت‌مردان خود نمی‌شدیم، هرگز راهی اروپا نمی‌شدیم. آن‌ها حتا از زندگی بدتر در آن‌جا سخن می‌گویند و دل شان به این خوش است که این‌جا حداقل زنده ماندن ما تضمین است و زنده زنده در آتش نخواهیم سوخت. اگر حتا ما قربانی بدهیم، نسل بعد از ما از خوف و ترس و ناامیدی به دور خواهد بود.
من قول می‌دهم اگر حکومت وحدت ملی بخواهد با تروریسم به‌صورت جدی مبارزه کند، اشتغال ایجاد کند و امید به جامعه تزریق کند، تمام پوتانسیل‌های که حالا مهاجر شده، دوباره به وطن برخواهند گشت. اما حکومت به‌جای مبارزه با طالب و داعش و طالبان فکری که همه چیز را در افغانستان انحصار کرده، چسبیده به جان چند هزار مهاجر که آن‌ها را به کشور برگردانند. پناه‌جویانی که در سویدن مستقر شده، در واکنش هتاکی اخیر اشرف غنی به پناه‌جویان در یک تجمع اعتراضی عکس‌های غنی را آتش زدند و این مسئله‌ی کوچکی نیست.
اشرف غنی بیش از آن‌که نگران سرنوشت پناه‌جویان باشد، نگران اعتبار و حیثیت نداشته‌ی خودش در سطح بین‌الملل است. ممکن در افغانستان اجیرانش در وصف او بنویسند و از متفکر بودنش هفتاد من کاغذ به‌جا گذارند، اما در دنیای بیرون از افغانستان، او برای خودش اعتبار و هویت کاذب خریده نمی‌تواند. وسعت مهاجرین افغانستان، وسعت روسیاهی او در جامعه‌ی بین‌الملل خواهد بود. اشرف غنی می‌خواهد پناه‌جویان را برگرداند، یکی دو ماه از آن‌ها مراقبت کند و کلی بهره و امتیاز سیاسی از این مسئله بگیرد. بعدش هم گور بابای هرچه مهاجر است، زنده می‌مانند یا می‌میرند، ربطی به اشرف غنی نخواهد داشت. به همین خاطر اشرف غنی دست از سر کچل مهاجرین برنخواهند داشت.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه