نویسنده: بهرام بیرم
بخش اول
هر سر زمینی تا قبل از پیدایش معماری مدرن، تمدن و معماری خاص خود را داشت. ورود معماری مدرن در سر زمینها، معماریهای گذشته را دگرگون ساخت. بسیاری از کشورها تلفیق خوب با معماری مدرن داشتهاند و در این راستا موفقیتهای چشمگیری را نیز نصیب شدهاند. اما در اکثر کشورهای دیگر مخصوصاً افغانستان و در مجموع کشورهای جهان سوم، معماری مدرن نقش مخرب و ویران کننده داشته است. به اعتقاد معماران سبکها در فضایی که روییدهاند میتوانند نتیجه بخش باشند. «سبکها زاییدهی شرایط معینی هستند و در همان فضایی که روییدهاند میتوانند به درستی تنفس کنند و به منزلهی جزء مکمل از نظام ترجیحات حسی جامعه، وظیفهی اجتماعی خود را انجام دهند (نوحی, 1388).
میخواهم قبل از پرداختن به موضوع اصلی بحث، به شکل کوتاه از شکوه و عظمت معماری گذشته ما که یکی از الهامبخشترین معماریها در منطقه و جهان میباشد، یادآوری نمایم. گرچند در گذشتهها، افغانستان در شاهراه راه ابریشم قرار گرفته و همچنان از لحاظ جغرافیایی بهعنوان قلب آسیا و بهعنوان سرزمین استراتژیک مورد تهاجم و تاخت و تازهای بزرگترین امپراتوریهای جهان و منطقه قرار گرفته است؛ باز هم صاحب فرهنگ و تمدن خاص خود بوده است. اندیشمندان، هنر معماری کشور ما را به دو بخش مورد مطالعه قرار داده است:
معماری قبل از اسلام و معماری بعد از اسلام.
ما در هر دو دورهی تاریخی (معماری قبل از اسلام و معماری بعد از اسلام) معماریهای قابل حساب داشتهایم. از نمونههای معماری قبل از اسلام میتوان از شهرهای خانم، بت بامیان و تخت رستم و … یاد کرد. اما در دوره اسلامی خاصتاً دوره تیموریان هرات، در قسمت معماری دارای شهرت منطقهای و حتا جهانی بودهایم. از شخص امیر تیمور گرفته تا شهزادگان تیموری در حکومتداری خود سه هدف را دنبال میکردند:
– کشورگشایی
– دین پروری
– عمران و آبادانی
از این جهت، این دوره را بهنام رنسانس شرق نامیدهاند. در این دوره علاوه از رشد معماری، رشد قابل حسابی در عرصه هنر و فرهنگ و سیاست و حکومتداری خوب داشتهایم. شهزادهگان تیموری هر کدام به نوبه خود چنان از فرهنگ و تمدن سرزمین ما پاسداری کردهاند که همهی مردم ما مدیون خدمات ایشان اند. نمونههای از آثار معماری این دوره را میتوان از مسجد جامع هرات، مسجد و مقبره گوهرشاد بیگم در هرات و مسجد گوهرشاد در مشهد ایران، مصلیهای هرات، حوضها و بازارهای سر پوشیده هرات، روضه مبارک در بلخ، مسجد خواجه ابونصر پارسا و … یاد کرد.
بسیار به جاست که در اینجا از کارهای خیریه میر علی شیر نوایی، وزیر مدبر سلطان حسین بایقرا در قسمت ساخت ابنیههای خیریه ایشان یاد آور شویم. این بزرگ مرد بنابر روایتی آرزو داشته یک هزار و یک بنا اعمار نماید. از جمله به اعمار سه صد و هفتاد بنا توفیق مییابد. این بناها شامل خانقاها، حمامات، حوضها، عمارات مزار بزرگان (مقبرهها و زیارت گاهها) پلها، رباطها، باغها، لنگر خانهها، قلعهها، مسجدها، منارهها، بقعهها، تفریحگاهها، غلورخانه، جوی و کاریزها را شامل میشود. و همچنان به ترمیم و مرمت بعضی از بناها نیز پرداخته است. در مورد شخص ایشان به تفصیل در رساله بهنام وقفیه که ار تالیفات خود اوست یادآوری کرده است.
من مایلم بخشی از سخنان ایشان را در مورد اعمار ابنیهها، که در رسالهی وقفیه تذکر داده است نقل کنم. «برای آنکه مزرعه معاشم به یکبار نخشکد، برحسب امر سلطانی به چیزی از زراعت اشتغال میورزیدم، وچون در این شغلها جانب شریعت و انصاف را کاملاً مراعات میکردم و از عنایت خداوندی نفع بسیار میبردم و از عواید آن نعمت به خود با اندک مایهای پوشاک و خوراک میساختم. و بقیه آن صرف امور خیریه و بنای بقاع مینمودم و ثواب تمامت آن را وقف روزگار آن حضرت میکردم.» (احراری, 1393)
تعداد کمی از این آثار تا هنوز باقی و پا برجاست که یادآور شکوه و عظمت تاریخ معماری گذشته ماست. تا اینجا نوشتن این یادداشت هم برای من و هم برای خوانندهای این یادداشت شیرین است. بهخاطر اینکه از شکوه و عظمت معماری گذشته ما یاد کردیم و باعث فخر و افتخار ماست.
اما بیان معماری امروز ما، هم برای من و هم برای خواننده این یادداشت یک تراژیدی است. زیرا معماری امروز ما هم از لحاظ معنا و هم از لحاظ محتوی از بیهویتترین معماریهای منطقه و جهان به حساب میآید. اندیشمندان اعتقاد دارند که معماری باید متضمن آسایش و آرامش باشد. معماری امروز ما فاقد آسایش و آرامش است. همین امر سبب شده است که معماری شهرهای امروز افغانستان مخصوصاً کابل و کلان شهرها، بدل به فاجعه شود. در این فاجعه همه ما مسئول هستیم. به اصطلاح عام (خرد و کلان)، هرکس به نحوی در این رسوائی سهیم است. راستی چه چیزی سبب شده معماری امروز ما تا این حد بیهویت و بیمعنا شود؟
یک: گسست تاریخی:
هیچ رابطه معقول بین معماری گذشته و معماری امروز برقرار نیست. این خود میتواند عامل برجسته بیهویتی معماری امروز ما محسوب شود. در این جا پارهای از سخنان را به کریر معمار و استاد دانشگاه وین را میخوانیم. «درک ناقص ما از تاریخ، بهخاطر بیشتر تعبیرات نادرست ما از گذشته قابل سر زنش است و رابطه ما با آینده را نیز تعیین مینماید. آرزوی بریدن فرد از میراث گذشته بسیار دور از انتظار است. به انجام این کار فرد خود را از هزاران سال تجارب ارزشمند محروم میکند.» (کریر & هاشمی نژاد)
ما باید یک رابطه منطقی با معماری گذشته بر قرار کنیم و این به مفهوم برگشتن به گذشته نیست. اصلاً معماری گذشته ما قابل تکرار نیست. معماری امروز ما حتماً باید جدید باشد و با تکنالوژی روز ساخته شود و شکل آن هم تغییر بکند. اما الهام و سرچشمهاش باید از معماری گذشته مان باشد. متاسفانه شناخت ما از معماری گذشته مان در حد شناخت یک گردشگر است. این ناآگاهی و گسست تاریخی موجب ایجاد فضای ناخوانا در شهرهای امروز ما شده است. حسین امانت، معمار برجسته ایرانی با طراحی برج آزادی تهران نشان داد که چهگونه میتوانیم رابطه معقول بین معماری گذشته و حال بر قرار کنیم. او با طرح این برج، تمامی معماری سرزمیناش (معماری قبل از اسلام و بعد از اسلام) را به نمایش گذاشته است و در عین حال از معماری امروز (مدرن) نیز استفاد کرده است. در برج آزادی دو کمان دیده میشود. یکی آن بر گرفته شده از طاق کسری که نشان دهنده معماری قبل از اسلام و دیگری کمان (قوس) شاخ بزی که نشان دهنده معماری دوره اسلامی است، میباشد. مواد و مصالح و تکنیکهای بهکار رفته در این بنا و همچنان فورم آن، نشانگر خلاقیت معمار و بهره جستن از مسائل روز است. به قول معماران (معمار موفق کسی است که با توجه به گذشته و حال به نحوی کار کند که تمامی معماری سرزمیناش در اثرش آشکار شود.)
دوم؛ جهانی شدن:
عامل دیگر بیهویتی معماری امروز ما مقوله جهانی شدن است. اگر بخواهیم و نخواهیم مسئله جهانی شدن تاثیرات منفی خود را در اکثر کشورهای جهان سوم وارد کرده است. ما در موقعیتی قرار نداریم که با این پدیده مقابله کنیم. تا هنوز پایههای فرهنگ ملی و دینی ما تحکیم نشده، تا زمانی که این فرهنگها تحکیم نشود همچنان این تاثیرات پا برجا میماند. اما بعضی از کشورهای جهان سوم آمیزش خوب با مقوله جهانی شدن داشته است. موفقیتهای را نصیب شدهاند. آنها با حفظ فرهنگ ملی و دینی خویش از این فرایند استفاده خوب کردهاند. امروزه هر مشکلی را که در معماری خود میبینیم بخش بزرگ این مشکلات ناشی از تاثیرپذیری از این پدیده است.
مقدمهای بر فهم معماری شهرهای امروز افغانستان
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه