بهرام بیرم
بخش دوم و پایانی
سوم؛ معماری بازتاب سبک زندگی است:
نادیده گرفتن ارزشهای دینی و ملی در معماری شهرهای امروز افغانستان یکی دیگر از عواملی است که ضربه محکم به پیکر نیمجان معماری امروز ما وارد کرده است. این وضعیت نه تنها معماری ما را دچار بحران ساخت بلکه صدمه بزرگ به محیط زیست مان نیز وارد کرده و در مقیاس بزرگ تهدیدی برای جهانیان نیز شده است.
درحال حاضر همه شهروندان افغانستان از نبود محیط سالم رنج میبرند. این وضعیت باعث مبتلا شدن اکثر شهروندان به امراض جسمانی و روانی شده است. کابل بهعنوان پایتخت، در این جریان بیشتر از همه شهرهای ما آسیب دیده است.
«معماری خانههای امروز در کابل، مظهر و تمثیل تمام آن چیزهای است که شهر کابل را تسخیر کرده است: تندروی اسلامی، فرهنگ روستایی، اقتصاد و مواد مخدر، ثروتهای اختلاس شده، ترس و تروریسم. البته نباید زیاد تعجب کرد: خانهی یک انسان بیانگر شخصیت اوست. فارابی میگوید: «صفات یک شهر، صفات مردم آن شهر است». او میگوید انسانها نمیتوانند بیشتر از ظرفیت ذهنی شان چیزی بسازند. او اصطلاح «مدینه فاسقه» را در برابر «مدینه فاضله» به کار میبرد. اگر قول فارابی را اساس قراردهیم، میتوان ادعا کرد که اغتشاش و بینظمیِ که در معماری این خانههای عظیم ونازیبا میبینیم، چیزی نیست جز نشان و نمایش جسم ویران شهر کابل و فضای غالب سیاست بر این شهر. (کریمی, 1394)
از این جهت، بزرگان گفتهاند همهی مقولهها همانند سایکل دایرهای بر یکدیگر اثر میگذارند. ما باید بیشتر از هر زمان دیگر برای نهادینه شدن اخلاق در جامعه تلاش کنیم. زیرا «هرنوع معماری بازتاب سبک زندگی خود است. هر قدر جامعه اخلاقیتر باشد، این اخلاق را در معماری میبینیم. هرچه اخلاق در جامعه کمتر باشد، بازتاب آنرا هم در معماری میبینیم.» (محمدی)
شهر آیینهی شهروند است. شهر خوب را شهروند خوب میسازد و یا به عبارت دیگر، «فضای خورد مصنوع عین شخصیت طراح و سازنده است و فضای کلان مصنوع (معماری و شهرسازی) عین شخصیت جامعه است». (حمید, 1388)
به قول بزرگی، اگر قرار باشد ایرادی به معماری امروز گرفته شود، بهتر است که درخود مان، رفتار مان و فرهنگی که با آن خو گرفتهایم، تأمل کنیم. چون همیشه معماری و فرهنگ دو روی یک سکهاند. تقلید کورکورانه و غیرآگاهانه از معماری غرب و کشورهای همسایه، مخصوصاً پاکستان، سبب شده معماری امروز ما دچار آسیبهای جدی شود.
مردم ما از وضعیت پیش آمده در معماری رنج میبرد زیرا مردم معماری خوب را میفهمند و قدر آنرا میدانند. گفته میتوانیم معماری امروز ما نه دارای ارزشهای ملی بوده و نه هم ارزشهای تثبیت شدهای معماری غرب را دارد. من با فرموده مهندس حمید نوحی موافقم که گفته است «هرحقیقتی وقتی خوب درک نشود و به جای برخوردهای باطنی و جوهری مورد برداشتهای سطحی، صورتی و قشری قرار گیرد، نه تنها نتایج مورد انتظار از آن عاید نمیشود بلکه به ضد خود تبدیل میشود و نتایج معکوس بهبارمیآورد.» (حمید, 1388)
معماری افغانستان پس از طالبان:
دگرگونی که در معماری امروز خود میبینیم، بخش بزرگ آن بعد از سال 1381 (پس از سقوط طالبان) اتفاق افتاده است. پس از سقوط طالبان درسال 2001، کنفرانسی در بن برای استقرار دولت جدید در افغانستان دایر گردید. تمامی کشورهای اشتراک کننده در این کنفرانس و مخصوصاً امریکا، وعده کمک و همکاری دادند. در این کنفرانس موضوعات ذیل در الویت کاری جامعه جهانی به رهبری امریکا قرارگرفت:
– تدوین قانون اساسی جدید در افغانستان
– انتخابات آزاد ریاست جمهوری و پارلمانی
– ایجاد اردو و پولیس ملی
– عمران و آبادانی، بازسازی خرابیهای ناشی از جنگهای گذشته
متاسفانه این کمکها به شکل بنیادین آن تطبیق نشد. حتا بعضی از برنامهها صرف در روی کاغذ باقی ماند و کمکهایی هم که صورت گرفته، اکثریت آن حیف و میل شد. مردم امیدوار بودند شاید کشورشان با کمکهای میلیارد دالری که صورت گرفته و سرازیر شده است، مرفه شود اما متاسفانه تغییراتی آنچنان مثبت و بنیادین صورت نگرفت بلکه همین حیف و میل میلیارد دالری کشورهای کمک کننده سبب شد تا افغانستان در ردهی سه کشور فاسد دنیا قرار بگیرد. بزرگان ما عوامل همه این نابسامانیها را به خوبی میدانند. من در اینجا دو عامل برجسته فساد را ذکر میکنم.
– اولاً کشورهای کمک کننده هیچ علاقهمندی برای ثبات در افغانستان ندارند، مخصوصاً امریکا. این بحثی است که همه بزرگان عرصه سیاست بارها گفتهاند و تایید میکنند.
– عدم مشارکت نهادهای کمک کننده و حکومت و مردم سبب شد تا کشورما از هرلحاظ و مخصوصاً درعرصه معماری و شهرسازی دچار بحران شود.
اقرار میکنم که یادآوری همهی این فسادها در این یادداشت غیرممکن است. خیلی جالب است خبری که در روزنامه ماندگار، در شماره 1456 سال ششم، در مورد ضیاع 500 هزار دالر در ساخت یک مرکز پولیس افغانستان، نشر شده است نشان میدهد که بیتوجهی نهادهای کمک کننده، حکومت و مردم سبب شده است که این ساختمان غیرمعیاری ساخته شود.
یک اداره نظارتی در امور بازسازی افغانستان گفته است که ایالات متحده امریکا در ساخت یک مرکز آموزش پولیس افغانستان نزدیک به 500 هزار دالر را ضایع کرده و این ساختمان اندکی بعد از ختم کار ساختاش، تخریب گردیده است. جان ساپکو، بازرس کل ایالات متحده امریکا، در امور بازسازی افغانستان (سیگار) درگزارش تازهاش گفته است این ساختمان خشتی قرار بود مرکزی برای پیشبرد عملیات کشفی پولیس ویژه افغانستان گردد. اما چهار ماه بعد از تکمیل شدن کار ساخت آن، سقف و دیوارهایش بر اثر بارش باران تخریب گردیده است. به گزارش دفتر جان ساپکو «هرچند ممکن است این پروژه با هدف نیک راهاندازی شده باشد، اما این واقعیت که افغانستانیها مجبور شدند آنرا تخریب کنند و از نو بسازند، نه تنها مایه خجالت است بلکه مهمتر از آن هدر دادن پول مالیهدهندگان امریکایی است. ….. یافتههای این اداره نظارتی نشان میدهد که مقامهای امریکایی از جریان ساخت این ساختمان نظارت مناسب نکرده است.»
از این هم فاجعه برانگیزتر این است که خبر ساخت دهها مرکز صحی خیالی را از تلویزیون آریانا شنیدم. پول همهی این مراکز صحی که قرار بود در هرات ساخته شود، حیف ومیل شده است.
هیچ نهاد بیرونی، حکومت و مردم به تنهایی قادر به چنین فساد گسترده نیستند. همین گونه که راه علاج فساد را بزرگان در مشارکت مردم و حکومت میدانند، برعکس گسترش فساد نیز با مشارکت صورت میگیرد. ساختمانهایی که پس طالبان اعمار گردیده اکثریت آنها از همین پولهای حیف و میل شده و همچنان از پولهای قاچاق مواد مخدر و … ساخته شده است. بناً ساختمانهاییکه در این دوره ساخته شدهاند نه دارای معیارهای انجینری بوده و نه هم دارای معیارهای معماری و شهرسازی میباشد. به قول مولانا، پول به هرقسمی که بهدست انسان بیفتد چه از راه مشروع و چه از راه غیرمشروع، سبب میشود که انسان نه در فکر دین بیفتد و نه هم در فکر راه درست.
من درحدی نیستم که راه خروج از بحران را در این یادداشت طرح بکنم، اما در اینجا سخنان بزرگان عرصه معماری و شهرسازی را بهعنوان راه خروج از بحران نقل میکنم. متاسفانه این سخنان در کتابچه یادداشتم بدون ذکر نام این بزرگان ثبت شده بود. این سخنان آنقدر روشن و مشهور است که نیاز به ذکر نام این بزرگان نیست و مطمئناً مورد تایید شما نیز قرارخواهد گرفت.
– معماری قابل هدایت و برنامهریزی است و این کار از طریق خوش سلیقه ساختن مردم بهدست میآید.
– ما باطرح کوتاه مدت به معماری خوب دست نمییا بیم. چرا که معماری تاریخ یک کشور است و تاریخ یک کشور به سادگی شکل نمیگیرد.
– کمبود امکانات در معماری مشکل اصلی نیست در گذشته با امکانات کم شهکارهای بزرگ خلق شده است.
– معماری خوب براساس اندیشه فرهنگی جامعه باید شکل بگیرد که افراد جامعه بتواند در فضای آشنا به خودباوری برسند.
– شیفتگی در مقابل غرب، بازماندن از هویت خود.
– هرکشور فرهنگ، معماری و تفکر خاص خود را دارد و این قابل تداوم است و باید تداوم پیدا کند.
– عقب افتادگی معماری انعکاس عقب ماندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. (حمید نوحی)
– مردم باید ارتباط خود با گذشته و آینده را باز یابند.
– معماری باید برمبنای فطرت و غریزه آدمی شکل بگیرد.
– معماری امروز ما باید از گذشته الهام بگیرد.
– ما باید هویت افغانی را در درون زندگی انسان افغانی دوبار بیابیم، نه اینکه برای او هویت بسازیم و به شکل آییننامه و دستورالعمل به او ابلاغ کنیم.
– ساختمان باید زمین را بهگونهی آرام و سبک لمس کند (یعنی انرژی را حریصانه مصرف نکرده بلکه آلودگی کم تولیدکند.) ( مورکات- معمار استرالیایی)
– معماری را نمیتوان با ارائه تک بناها و تبلیغ رشد داد. (حمید نوحی)
– معماری خوب در سطح کلان با دستورالعمل ایجاد نمیشود و باید این کار بهطور طبیعی اتفاق بیفتد. (حمید نوحی)
پینوشت
1. احراری، عبیدالله. (1393). امیر علی شیر نوایی. هرات: انتشارات احراری.
2. کریر، راب. ترجمه، هاشمی نژاد، داکتر خسرو. ترکیب در معماری. دانشگاه آزاد اسلامی قزوین.
3. کریمی، م. علی. (1394). چهره شهر کابل، تاثیر سیاست بر معماری. بازیابی از www.dw.de
4. محمدی، اکرم. گفت و گو با داکتر حسن اصانلو. بازیابی از www.khorasannews.com
5. نوحی، حمید. (1388). تاملات در هنر و معماری.