رییس جمهور غنی در پنجاه و دومین نشست امنیتی مونیخ اشتراک کرده و روز جمعه در حضور تقریباً ششصد مقام ستونرتبه از سراسر دنیا، سخنرانی نمود. او در بخشی از سخنانش گفته که در نشست قبلی یعنی پارسال، در مورد خطر داعش به جهانیان هشدار داده بود که متاسفانه به آن توجه نشد و برخی این هشدار را تلاش برای جلب توجه جهان به افغانستان دانستند.
در این قسمت حق کاملاً با آقای غنی است. کشورهاییکه داعیهی حمایت از افغانستان باثبات را دارند و عملاً در افغانستان برای ایجاد ثبات حضور دارند، در این قسمت شدیداً باید شرمنده باشند. چون هر روزی که میگذرد، خطر داعش جدیتر میشود. اشرف غنی بهعنوان رییس جمهور افغانستان هشدار خود را داد، حتماً کاری از دستش ساخته نبود، ورنه داعش را در همان ابتدای ظهور، چنان درس وطنی میداد که هیچ افغان بیکار و جنگلی، بهخودش جرئت پوشیدن کالای سیاه و بلندکردن بیرق سیاه را نمیداد.
ناامنی بخش عمدهی از مشکلات افغانستان است، نه همهی آن. اشرف غنی هم در نشست امنیتی مونیخ گفته که برخلاف تصور غالب، ناامنی از بیرون افغانستان وارد میشود و از کشورهای مثل روسیه، چین و بهخصوص پاکستان در صدور ناامنی به افغانستان نام برده است. او این ادعا را در حالی مطرح میکند که پاکستان و چین، دو عضو گروه هماهنگی چهارجانبهی مذاکرات صلح است. غنی چرا اینقدر متناقض حرف میزند؟ اگر چین و پاکستان ناامنی به افغانستان صادر میکند، یعنی که صلح فریب است. اگر صلح فریب نیست، یعنی که آقای غنی در نشست امنیتی مونیخ، سخنی گفته بیاساس که خودش هم نمیداند.
قراین نشان میدهد که هم صلح فریب است، هم کشورهای یادشده ناامنی به افغانستان صادر میکنند، هم غنی در تمام این صدور و فریبها، یک ضلع شریک است. بهطور مثال، غنی سال قبل در مورد داعش به جهان هشدار داده که توجه نشده. در ضمن ادعا کرده که نیروهای دولتی در مبارزه با داعش، تا اینجای کار موفق بوده. از سوی دیگر، آشوبها در ننگرهار، هلمند و بغلان، به حد کافی توجه عمومی را بهطرف خویش جلب کرده، چه کسی و از جمله غنی، آیا خبر دارد در ولایتهای غزنی و زابل چه جریان دارد؟ مشخصاً اگر باید گفت، همین روزها که همه دل شان در بغلان میسوزد و جگرشان در ننگرهار کباب میشود، کسی از ولسوالی ناوهی غزنی چیزی میداند؟ وزارت داخله، امنیت ملی و مشخصاً آقای غنی، خبر دارد که چه اکمالات و معاملاتی با محوریت این ولسوالی در ولایتهای غزنی و زابل جریان دارد؟
اینکه ناامنی از کجا وارد میشود یا چه کسانی آنرا تولید میکند بماند سرجایش، اینکه غنی برای مهار ناامنیها چقدر صداقت و توجه دارد، مهم است. طالبان تاهنوز هم قویترین دشمن مردم و دولت است. طالبان بارها بر ولسوالیها و پاسگاههای نیروهای امنیتی حمله کردند. در خیلی از این موارد، قبل از اینکه ولسوالی سقوط کند، یا قبل از اینکه سربازان پولیس و اردو در پوستههای شان مهمات تمام کنند و در نهایت امر، به آتش کشیده شوند یا به رگبار بسته شوند، خواهان کمک از حکومت مرکزی به ویژه وزارت داخله و دفاع شده بودند. اما هیچ کمکی به آنها نشد. وردوج، جلریز، قیصار، غورماچ، دند غوری، دهنه غوری، قیاغ، اینها کلماتی هستند که هر کدام روایت دوربهدرازی از حمایت حکومت مرکزی از ناامنی دارد. حالا چه کسی در این مورد به اشرف غنی هشدار بدهد؟ چه کسی باید به غنی هشدار دهد که رویکرد داخلیات سراپا نقض است، به همین خاطر ترس سقوط نظام تو را مجبور به التماس پیش رهبران و متنفذین قومی میکند. اگر جهان به هشدار تو در مورد داعش توجه نکرد و حالا همه تاوان پس میدهیم، آیا خرد پذیرش هشدارهای موجهی مردم را داری تا فردا مجبور نباشی تاوان گزافی بپردازی؟
از لاک قبیله بیرون بیا، هم دنیا را زیباتر خواهی دید، هم مردمت را تواناتر! اینگونه هم داعش برایت لقمه میشود تا قورت دهی، هم طالبان چارهی جز صلح نخواهند داشت. حتا والیهای سابق افغانستان در پاکستان ترور نخواهند شد، چون جبری وجود ندارد که برای دریافت ویزای بریتانیا به پاکستان بروند. اما تا زمانیکه منافع ملی و آیندهی کشور را از پشت عینک قبیلهگرایی تعریف و ترسیم کنی، همواره مجبور خواهی بود در مورد خطراتی که کشور و مردمت را تهدید میکند به کشورهای جهان هشدار بدهی و همواره به هشدارهایت توجه نشود. خیال قدرت مطلق و برتری بلاناغه، قبلاً در کشورهای دیگر تجربه شده، در هیچ کشوری به واقعیت نپیوسته، اینجا هم اتفاق نخواهد افتاد. اما زندگی مسالمتآمیز و پذیرفتن ارزشهای زندگی مدرن و عملکردن به آن، در هر کشوری نتیجه داده، اینجا هم قطعاً نتیجه خواهد داد.
نفامیدی؟!
نفامیدی؟!
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه