سازمانهای شفافیت بینالمللی و دیدبان شفافیت افغانستان مشترکاً اعلام داشته که بقای دولت افغانستان و تامین صلح در کشور، به جلوگیری فوری از فساد، محدودیت دخالت سیاسی و خویشخوری و محاکمه مفسدین بستگی دارد. فساد گسترده در ادارات دولتی، از یکطرف روی میلیاردها دالر کمک جامعهی جهانی تاثیر منفی گذاشته و از طرف دیگر، اعتماد مردم به دولت را کاهش داده. با توجه به همین تاثیرات منفی، این دو سازمان به این نتیجه رسیده که دولت افغانستان به ریاست محمد اشرف غنی، باید بهصورت جدی علیه فساد مبارزه کند. در گزارش این دو سازمان تذکر داده شده که مبارزه علیه فساد دیگر گزینهی مطلوب نه، بلکه یک نیاز استراتژیک است.
پیشنهاد عالی، بهجا، دقیق، بدون نقض و جانانه است اما؛ به چند مثال زیر توجه کنید.
طالبان سالهاست علیه مردم، زندگی و آینده میجنگند. ما هم سالهاست از طالبان خواهش میکنیم که جنگ نکنند. با هزار دلیل اسلامی و غیر اسلامی از طالبان خواستیم که دست از جنگ بردارند، اما این لامصبها عاشق جنگ اند. در این شکی نیست که جنگ تجارت است و طراحان اصلی جنگ طالب با مردم، هیچ اعتقادی به اسلام و مذهب و آخرت ندارند. طالبان به جنگ باور دارند، چه کسی این باور را برای طالبان خلق و نهادینه کرده، معلوم نیست. ما دیدیم و همینطور دیده خواهیم رفت که طالبان با خواهش ما، دست از جنگ برنخواهند داشت.
شیر را همه میشناسیم. منظورم شیر واقعی است نه آن شیری که کرزی تعریف میکرد. شیر برای پر کردن شکمش، دست از شکار برنخواهد داشت، حتا اگر صدها حیوان در فهرست حیوانات رو به انقراض سازمان ملل قرار داشته باشند. برای شیر، مثلاً انقراض آهو مهم نیست، شکمش مهم است که باید پر باشد. به همین خاطر هرچه شیر را بگوییم که شیر عزیز! این آهوان بدبخت را اگر دریده بروی، یک ماه بعد هیچ آهویی در این کشور زنده نخواهد ماند، شیر دست از دریدن آهو برنخواهد داشت.
اصلاً همین معتادان کابل را در نظر بگیرید. شما با هزار دلیل و سند به این قشر تذکر دهید و ثابت کنید که مصرف دخانیات مضر است و زندگی فردی آنها را تباه میکند، برای شان مهم نیست. به شما خواهند گفت که برو برو بچیم! سر ما خوده کاکه نگیر!
میتوان مثالهای زیادی را قطار کرد. حالا گزارش و پیشنهاد سازمانهای شفافیت بینالمللی و دیدبان شفافیت افغانستان هم دقیقاً شبیه همین مثالهاست. این دو سازمان، از کسانی خواهان مبارزه با فساد، خویشخوری و تبارگرایی میشوند که خود آنها تا خرخره در فساد غرق اند و از خویشخوری و تبارگرایی کام میگیرند. از بالاترین مقام این دولت که آقای غنی باشد، اگر شروع کنیم؛ او چگونه علیه فساد مبارزه کند و مفسدین را به محاکمه بکشاند وقتی خودش از دل انتخابات پر از تقلب به کرسی ریاست جمهوری رسیده؟
سازمانهای شفافیت بینالملل و دیدبان شفافیت افغانستان چند نکته را برای دولت افغانستان پیشنهاد کرده قرار ذیل:
کمیسیون مستقل خدمات قضایی برای انتخاب، تعیین و آموزش قاضیان و کارمندان بخش قضا؛
انتصاب یک دادستان کل که از او کرده انسان شفاف تا هنوز زاده نشده باشد؛
قانون حمایت از افشاگران مستقل؛
بایگانی کردن آمار و دادهها و ایجاد فرهنگ شفافیت؛
ایجاد شاخص روشن برای حرفهای و غیر سیاسی کردن خدمات عمومی تا خدمات بیطرفانه در اختیار شهروندان قرار گیرد.
حالا سوال این است که چه کسی اینها را انتخاب کند؟ بان کیمون بیاید یا به دست دولت افغانستان انتخاب شود؟ مخصوصاً این قانون حمایت از افشاگرانش جالب است. فرض کنید همین لحظه یک نفر از بغلان افشاگری کند که دندغوری را نه گلاب منگل که خود آقای غنی به طالبان واگذار کرد و در این خصوص سندهای محکم هم ارائه کند، بعد فرض کنید که قانون حمایت از او وجود داشته باشد، آیا او مصون خواهد ماند؟ در کشوری که قانون اساسی را دور میزنند، رعایت قانون حمایت از افشاگران مستقل چقدر عملی خواهد بود؟ مخصوصاً که ذهنیت اجتماعی هنوز آمادهی رعایت قوانین نیست. شاید این سوال مطرح شود که با تمام اینها، راهحل چیست؟ آیا دست زیر کله گرفته خمار بنشینیم که با مفسدین نمیشود علیه فساد مبارزه کرد؟
واقعیت این است که فساد پروژهای بیش نیست. هنوز تا پایان این پروژه زمان باقی مانده، پس کلاهی که سازمانهای شفافیت بینالملل و دیدبان شفافیت افغانستان برای دولت فعلی بافته، مفیدیتی نخواهد داشت و هیچ اتفاقی علیه فساد نخواهد افتاد ولو که مبارزه با فساد از حد نیاز استراتژیک هم بگذرد و به مذهب دولتمردان تبدیل شود. کاری که باید صورت گیرد، روشنگری جمعی است. کاری که تا هنوز صورت نگرفته و با موانع بسیاری مواجه است. ما کوریم که یکچشمها چپ و راست حکومت میکنند، تا بینا نشویم، وضع چنین خواهد بود. زمان میخواهد.
از گرگ بخواهیم گوسفند نخورد؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه