تا حال هر بار که سخن از داعش میشد، ذهنها اتومات میرفت به ولسوالی اچین ولایت ننگرهار و جنایاتی که این گروه در حق مردم ننگرهار روا داشتند. اما از این بهبعد، اینگونه نخواهد بود. ظاهراً تا حال تصمیم بر این بوده که ذهن جمعی مردم در ولایت ننگرهار با خلق جنایت و فاجعه مصروف شود تا نیروهای داعش در ولسوالیهای بسیار مشخص غزنی و زابل جابهجا و مستحکم شوند. نیروهای داعش بهصورت قطع تروریستانی اند که از پاکستان اخراج شدهاند. آنها با هویت بیجاشدهگان وارد افغانستان شده، بیجاشدهگانی که با وسایط نقلیهی مدرن و کیسههای پر از پول وارد افغانستان شده. حتا شنیدیم که دولت افغانستان به پاس همسایهداری و عطوفت انسانی به همین بیجاشدهگان خیمه، نان و دالر توزیع کرده است.
حالا بحث روی اینکه چه کسی به آنها بهعنوان بیجاشدهها کمک کردند، یک کمی دیر است. بیجاشدههای یک سال قبل، اینروزها جاهای محکمی دارند و میروند که جای خویش را از جنوب تا شمال بگسترانند. گزارشی که خبرگزاری مرکزی منتشر کرده، نشان میدهد که با شروع فصل بهار، شاید هم زودتر، هزاران خانوادهی مسلح مستقر شده در بعضی از ولسوالیهای ولایات غزنی و زابل، بر ولسوالیهای جاغوری، مالستان و ناهور حمله خواهند کرد تا از ولایتهای مرکزی که عمدتاً هزارهنشین اند، راه به شمال کشور باز کنند.
قصههای صلح همانگونه که در یکونیم دهه گذشته مفت بود، حالا مفتتر هم خواهد شد. صلح با طالبان در سایهی حضور سنگین نیروهای منسوب به داعش، برای هیچ ولایت و شهروندی آرامش نخواهد آورد. مدارا با طالبان، این فرصت را به پاکستان داده که هویت جدیدی برای صدور تروریست به افغانستان خلق کنند. هرچند حالا هم هزینهی نبرد با داعش برای حکومت بسیار سنگین خواهد بود، اما اگر دولت مثل تمام سالهای گذشته از مدارا و معامله کار گیرد، بهای گزافی را خواهیم پرداخت. هویت داعش، حتا اگر سربازانش طالبانی باشند که جامه و پرچم سفید قبلی را به رنگ سیاه تبدیل کرده، به خودی خود ویرانی و کشتار گسترده را میطلبد. طراحان داعش این مسئله را در تمام مسیرهای که داعش از آن عبور میکنند یا جاهایی که ساکن خواهد شد، پیاده خواهند کرد. ویرانی خانهها، کشتار مردم، آتش زدن مزارع و به بردگی کشاندن دختران و پسران جوان مولفههای اصلی گروه تروریستی داعش اند و این مولفهها میرود که افغانستان را سیاه و مردم را تباه کند.
حالا مسئله این است که حکومت مرکزی با این نگرانی و خطر چگونه برخورد میکند؟ آیا مانند زمانی که مردم از مسیر راهها و حضور انبوه داعشیها در مسیرها شکایت داشتند و نگران بودند و در نهایت فاجعههای چون گروگانگیری 31 مسافر و بریدن گلوی هفت مسافر دیگر اتفاق افتاد، سکوت خواهد کرد؟ آیا حکومت بار دیگر به نجوای مردم گوش نخواهد کرد؟ آیا بار دیگر فریاد استعانت نیروهای امنیتی از غزنی و زابل بیپاسخ خواهد ماند؟ آیا ولسوالیهای جاغوری، مالستان و ناهور، اچینهای بعدی افغانستان خواهد شد؟
شک نیست. رویکرد حکومت در ننگرهار، هلمند، فاریاب، بغلان، بدخشان و جلریز چندان امیدوار کننده نیست. حکومت از افزایش فاصله میان حکومت و مردم بهخوبی آگاه است، اما نگاه پروژهای حکومت به زندگی و امنیت مردم، فراتر از آن است که حکومت این فاصلهها را درک کند. حکومت فاصله میان مردم و حکومت را از روی فاصله میان رهبران قومی و حکومت میسنجد که کاملاً اشتباه است. دلجویی از رهبران و متمولین قومی را با کاهش خطر تودهها اشتباه نگیریم چون هیچ ربطی به هم ندارد. کاهش فاصلهها با نابود کردن داعش در ولسوالیهای ناوه وگیلان ولایت غزنی و ولسوالیهای دایچوپان، ارغنداب، میزان و نوبهار ولایت زابل ممکن است. چیزی که حکومت فعلاً وقعی به آن نمینهد اما برای دلجویی از صاحبان قدرت قومی، درنگ هم نمیکنند.
داعش پروژه است، همانگونه که طالب و القاعده پروژه بودند. پروژهایکه شروع شده، اگر حکومت و به ویژه مقامات طراز اول حکومتی شریک این پروژه نیستند، بسمالله و بفرمایند ولسوالیهای یادشده را از نزدیک ببیند. از مردم بشنوند و در مورد حضور چچینیها، ازبکها و اویغورها معلومات گرفته، بدون هیچ مصلحتی آنها را نابود کنند. در هیچ مملکتی خانوادههای بیجاشده و پناهجو تا دندان مسلح نیستند و با کیسههای دالر و وسایط مدرن و نو بهدنبال پناهگاه نمیگردند، مگر اینکه تروریستان بیجاشدهی پاکستانی باشند که در دامن افغانستان آمده تا نقش بازی کنند.
بعد ننگرهار و قیصار و اچین خیز و بیا ملک سنایی ببین
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه