بازارهای افغانستان مملو از مال چینایی است. شاید اکثریت ما از مالهای چینی استفاده کرده باشیم. من به یادم نمانده کسی از مال چینایی تعریف کرده باشد، البته منظور من شامل آندسته از کالاهای تجاری چین میشود که به فرمایش تجار افغان، مخصوص افغانستان تولید میشوند. مال چینایی در بازارهای افغانستان کیفیت خوبی ندارد. نیازی نیست در این مورد نمونه ذکر کنم، با آنهم یک نمونه کوچک ذکر میکنم که نمایندگی از تمام اقلام دیگر کالاهای تجاری چین در بازار افغانستان کند.
مثال: تابستان گذشته، اگر دقیق بگویم، روز جمعه 23 اسد، 10 نفر در یک سالون ورزشی جمع شده بودند که فوتسال کنند. از میان این ده نفر، یکی به اسم سمیر نیکو لباس ورزشیاش جدید جدید بود. پیراهن، شورت، جوراب و کفشش. هنوز بیست دقیقه از بازی نگذشته بود که سمیر پایش لخشید و زاویه میان دو پایش از حاده گذشت و به زاویه منفرجه تبدیل شد. حیا مانع، شورتش (نیکرش) پاره شد. زیر شورت ورزشی، یک شورت دیگر برای حفظ آبرو پوشیده بود که آن هم پاره شد. خلاصه رنگ سمیر گشت، هرچه تماشاچیها صبوری پیشه کردند تا سمیر روحیهاش خُرد نشود، نشد. سمیر مثل بچههای تازه ختنهشده، با ناز و کرشمه از میدان خارج شد و رفت. رفیقانش بعدها میگفت که سمیر کفشهایش را آویخت و هرگز به فوتسال برنگشت. تمام چیزهای که سمیر پوشیده بود، از کفش گرفته تا همان دو دانه شورت که پاره شد، همه چینایی بود. حالا شما کیفیت سایر کالاهای چین در بازارهای افغانستان را از شورتهای سمیر قضاوت کنید. قابل اعتماد نیستند.
اما گفتنی است که چین برای هر کشور، ستندرد مخصوصی دارد. مثلاً کالاهاییکه برای بازارهای اروپایی تولید میشوند، خیلی هم با کیفیت و قابل اعتمادند. اما ما که تا هنوز آن کالاهای باکیفیت چین را ندیدیم.
دو روز قبل، لوی درستیز چین، آقای فانگ فونگ هوی به کابل آمده بود. وی اول به دیدار رییس جمهور اشرف غنی رفت. برای اشرف غنی طرح مشخصی را پیشنهاد کرد و کمک جمهوری مردم چین به حکومت افغانستان را نیز اعلام داشت. آقای غنی از فانگ فونگ هوی تشکر کرد و نقش چین در ثبات منطقه و بهبودی شرایط را ارزنده تلقی کرد.
فانگ فونگ هوی بعد از دیدار با اشرف غنی، میخواست برگردد به چین که سفیر چین گفت نه صبر کن حنیف اتمر مانده. مجبور شد با حنیف اتمر نیز دیدار کند. در این دیدار مجبور شد تمام سخنانی را که با غنی گفته بود، با اتمر هم بگوید. آقای اتمر از او تشکر کرد. بر موثریت نقش چین در ثبات و پیشرفت منطقه تاکید کرد. اتمر از او خواست که برای ما کلینیکهای سیار بدهید، در ترانسپورت و لوجستیک ارتش ما کمک کنید، رادارهای سیار بدهید، در قسمت یونیفورم هم با ما کمک کنید.
بعداً آقای اتمر فانگ فونگ هوی را به دیدار معصوم استانکزی بُرد و گفت که این وزیر دفاع ماست. آدم بسیار لایق و معصوم است. فانگ فونگ هوی به معصوم استانکزی گفت که میخواهم همتای افغانیام را ببینم، کجاست؟ استانکزی رو به اتمر کرد و میخواست چیزی بگوید که اتمر پیشقدم شد و گفت که بیا که تو را خدمت رییس ستاد ارتش افغانستان ببریم.
هرسه نفر قدمزده آمدند به دربار داکتر عبدالله. اتمر فکر میکرد که رییس ستاد ارتش چین هم مثل شورتهای ورزشی و غیر ورزشی چینایی بیکیفیت است. به همین خاطر او را به دربار داکتر عبدالله آورد تا از یکطرف فانگ فونگ هوی را بازی بدهد و از طرف دیگر، دل نازک عبدالله را بهدست بیاورند. اما آقای فانگ فونگ فوی به محض ورود به حیاط قصر سپیدار، بنرهای آرایشی آقای عبدالله را دید و او را شناخت، اما چیزی نگفت. خلاصه به دیدار عبدالله رفت. باز مجبور شد تمام گپهای قبلاً گفته شده را تکرار کند و فرمایشات تکراری دریافت کند.
فانگ فونگ هوی در این مدت اصلاً حوصلهاش سر نرفت. حتا گفت اگر لازم است به دیدار معاونین تان هم بروم؟ که خدا را شکر دوستم در کابل نبود، دو نفر دیگر مصروف حوت اند و محمدخان هم رخصت گرفته بود. فانگ فونگ هوی از عبدالله پرسید که در ایران چه کسی از شما پذیرایی کرد؟ آنها که رییس اجرائیه ندارد؟ اما عبدالله از صنعت خنده استفاده کرده گفت: من هر وقت به چین آمدم، هرکسی را بفرستید فرق نمیکند، مقصد بغلکشی و ماچ بلد باشد صحیح است.
تمام مقاماتی که از کشورهای دیگر به افغانستان میآیند، در دید و وادید بسیار به عذاب هستند. اگر ببینند که یک عالم وقت ضایع میشود، اگر نبینند میترسند که از کابل خارج نشده، ترور شوند. آقای فانگ فونگ هوی ثابت کرد که حوصلهی مردم چین بسیار است، به خصوص از مقامات چین. این همه آدم را دید و برای تک تک شان پیام خواند و سفارش دریافت کرد، اصلاً ناراحت نشد. زنده باد حوصلهی چینایی!
زنده باد حوصلهی چینایی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه