در این که بسیاری از مشکلات بشر ناشی از درک نکردن است، کمتر کسی تردید دارد. اما این مشکل در افغانستان به شکل حادتری بحران آفرین شده. ما در افغانستان بعضی چیزهای بسیار ساده را هم درک نمیکنیم و به همین خاطر دایماً شاکی هستیم و در نظر همدیگر سخت «پدر لعنت» به نظر میآییم. خود همین فحش پدر لعنت نیز محصول همین درک نکردنی است که در بارهاش حرف میزنیم. طرف آمده و مدعی است که پدرش شب و روز به او تعلیم میداد که وقتی بزرگ شد دزدی نکند و حرمت مال مردم را داشته باشد و ما در پای تلویزیون نشسته هی بر پدر او لعنت میگوییم. یکی نیست به ما بگوید که برادر، خواهر، چرا به پدرش فحش میدهی، او که میگوید من خودم خلاف نصایح پدرم دزد شدم؟ البته به دزد صحیح هم فحش نمیدهیم. بیچاره کارمند دولت یک شب رفته و کلاه پولیس را قرض گرفته و از مردم عزیز میهن مقداری پول ستانده. همو را فحش میدهیم. به آنکس که میلیونها دالر را برده باشد، فحش نمیدهیم. به او که رسیدیم میگوییم«کی زور داشت که نبرد»؟
حالا حکایت درک کردن دولت وحدت ملی است. میگویند بیایید آقای رییس جمهور و اطرافیان او را درک کنیم. میبینیم که دولت هیچ تمایلی به سرکوب طالبان ندارد. نه فقط تمایلی به سرکوب طالبان ندارد، به آنها کمک نیز میکند. گاه چند ولسوالی و حتا ولایت را به آنان میدهد. سربازان اردو جان میدهند و زخم بر میدارند و در محاصره میمانند و با کام و زبان خشک در برابر طالبان میجنگند. بعد، به آنها خبر میرسد که سعی تان مشکور و اجر تان با خدا، حالا از خود کمی «درک» نشان بدهید و همان ولسوالی یا شهری را که این قدر برایش خون دادید، به طالبان تسلیم کنید. چرا؟ برای این که خداییاش باید رییس جمهور و امنیت ملیاش را درک کرد. ایشان در این دنیا دارد ندارد فقط همین برادران را دارد. آن وقت شما با این برادران بجنگید و انتظار داشته باشید که رییس جمهور خوش حال شود؟ درک کنید. انصافاً اگر شما همین برادران طالب را از رییس جمهور بگیرید، ایشان میتواند نصف روز رییس جمهور بماند؟ کمی درک داشته باشید.
در فواید درک کردن
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه