امروز هشتم مارچ است، روزیکه به نام روز جهانی زن مسما است. برای من مهم نیست از این روز در چه تعدادی از کشورها و شهرهای دنیا تجلیل میشود، برای من حال و روز انسانهای گیرمانده در حصاری به نام «زن» مهم است. حتا اگر یک کلمه ننویسم، همهمان حال و روز زن را میدانیم. در بهترین حالت، زن چون مادر است، چون خواهر است، چون همسر است، احترام میشود. حتا در همین بهترین حالت که زن مادر است، خواهر است و همسر است، آنچه را ما به عنوان احترام به آنها قایل میشویم، احترام نیست، جیرهای است که ما احترامش نام میگذاریم، حتا همین جیره (احترام) را عمومی نمیدانیم. خلاصهاش میکنیم به مادر، همسر و خواهر خود.
عمر تجلیل از هشتم مارچ در افغانستان، کوتاهتر از عمر همان فرخندهایست که زیر پای مردان و زنان در شاه دو شمشیره کابل جان داد و جسدش را به آتش کشیدند و آخر سر، اشد مجازات برای قاتلینش 20 سال حبس تنفیذی تعیین شده. با آنهم، ادارات زیادی در افغانستان از هشتم مارچ بهعنوان روز جهانی زن تجلیل خواهند کرد و هر ادارهی به زنان کارمند در همان اداره، ممکن هدیهی بدهند. و این اوج احترام است که یک مرد یا مردان به زنان غیر از مادر، همسر و خواهر خود قایل میشود. تازه همین ادارات در صورتی از هشتم مارچ تجلیل میکنند که بودجهای برای تجلیل داشته باشند. اگر بودجهی از خزانهی اداره تخصیص نیابد، خبری از روز جهانی زن هم نخواهد بود.
نمیتوان گفت همین تجلیل پوشالی بد است، اما آنچه پشت گرامیداشتهای جعلی از روز زن مایهی رنج دوامدار زنان میشود، جهلیاست به شدت مقدس که همین جهل بد است. زن حتا اگر مادر نباشد، همسر نباشد، خواهر نباشد، انسان است. انسان بودن کار سختی است، هرچند در بحث ستم بر زنان تمامی نشانهها سوی مردان میروند، اما ستمهای بسیاری است که از سوی زنان بر زنان و از زنان بر مردان میرود. ستمهاییکه تعریف نمیشود و در سایهی جهل مقدسی حاکم در جامعه، اکثراً پنهان میماند.
دین و مذهب در کنار تمام ارزشهای تجربهشدهی موثر و انسانی در جهان، در کشور من از صلابت و هیبت و حضور گسترده و قوی برخوردار است. تعریف درست زن در دین و مذاهب مروج در افغانستان معلوم نیست، اما هر مرد دیندار و مذهبی، تعریف خودش از زن را دارد و مطابق همان تعریف با زنان برخورد میکنند. حتماً ملاحظه کردهاید که برای یک مرد مسلمان، از میان تمام زنهای کشور، یک زن مادر اوست. در صورتیکه دستش تنگ باشد، یک زن همسر اوست. چند زن دیگر، خواهر اوست و چند زن دیگر ممکن دختر او باشد. به همین ترتیب چند زن دیگر، ممکن برای او خاله، عمه، خواهرزاده، خالهزاده، دختر کاکا و ماما باشد که در وسیعترین دایرهی ممکن هم اگر حساب کنیم، این زنان از مرز 500 نمیگذرد. حالا این نسبتها، هر کدام یک تعریف از زن است و زنانی که با ما هیچ نسبتی ندارند، تعریف دیگری دارد.
حالا اگر ما در میان همین نسبتهای نهچندان گسترده هم دنبال احترام قایلشدن به زن بگردیم، بازهم با خورجین خالی بر میگردیم. این همان جهل مقدس است که گذشتن از آن کار حضرت فیل است. حتا مردان و زنانی که هشت مارچ را از خزانهی دولت یا نهادهای کمککننده تجلیل میکنند، اسیر همین جهل مقدس است. آنها در تعاملات اجتماعی، مخصوصاً در برخورد با خانمها احتیاط میکنند، چرا؟ چون هر زنی در این جامعه پدری، برادری، شوهری، کاکا یا مامایی دارد که باعث میشود هم زن در تعاملات اجتماعی محدود باشد هم مردان دیگر در برخورد با زنان دیگر! حضور ترسناک پدر، شوهر، برادر، کاکا و ماما یا هر کسی دیگر در ذهن زنان که آنها را محدود میکنند و پیش پای مردان نیز خاردار میگذارد، جهل مقدسی است که زنان را همواره از انسان بودن به همان نسبتها تقلیل میدهد. نسبتهاییکه پیش از آنکه بازتابدهندهی عاطفه و تعلق خاطر باشد، منبع مقدس اعمال محدودیت اند.
رهایی از نسبتهای تعریف شده ضروریست، اما این رهایی به معنای نفی نسبتها نه بلکه به معنای گرفتن قدرت اعمال محدودیت از مردان حاضر در نسبتهاست. هیچ دختری با رها شدن از دختر کسی بودن، به رهایی نمیرسد اما با داشتن حق تحصیل، حق کار، استقلال مالی، حق سرمایهگذاری و حق انتخاب مسیر زندگی، طبعاً به رهایی خواهد رسید.
امروز خیلی زود شام خواهد شد، فردا دیگر به هیچ عنوان هشت مارچ نیست، اگر حتا امروز تمام ادارات و انجوها از این روز تجلیل کنند. فردا دوباره جهل مقدس مردان و زنان دایرهی حضور زنان را تعریف و ترسیم خواهد کرد!
جهل مقدس و هشت مارچ
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه