سیدآقا حسین سانچارکی یکی از مشاورین دکتور عبدالله عبدالله است. البته باید ذکر کنم همانگونه که برای دوکتور عبدالله مهم نیست ایشان چه مشورهای میدهد و روز چند بار میدهد، برای من هم مهم نیست. مهم این است که او مشاور است و جایگاه خودش را در این آشفتهبازار دارد. آقای سانچارکی به تازگی در صفحه فیسبوکش تیتر زده که «کرزی عامل دو پارگی حکومت وحدت ملی!» و ادعا کرده که آقای کرزی با تمام توان برای به بنبست کشاندن انتخابات تلاش کرد و حالا هم با تمام توان برای دو پاره نگهداشتن حکومت وحدت ملی تلاش میکند. (شرط میزنم اگر کرزی همین فردا بمیرد، وضع حکومت وحدت ملی در سالهای آینده، یک جو هم بهتر نشود؛ مگر اینکه دو طرف عاقلانه به مسایل نگاه کنند).
آقای سانچارکی در نوشتهی کوتاهش چند مسئله را ذکر کرده که الهی خانهاش آباد! وی دانسته یا ندانسته از شکاف در درون حکومت وحدت ملی سخن گفته و کرزی را متهم به عمیقکردن همان شکاف کرده. وی از وجود سوءظن و بدگمانی میان دو تیم (ارگ و ریاست اجراییه) سخن میگوید و اعتراض دارد که آقای کرزی با گماشتن افراد وفادارش در بستهای کلیدی حکومت به همین سوءظن و بدگمانیها دامن میزند. در اخیر وی برای آقایان غنی و عبدالله نسخه پیچیده که متوجه سیاستهای تخریبی آقای کرزی باشند.
یکی از خصوصیات کرزی در طول دوران حکومتش این بود که به همه اجازه میداد در مورد او و حکومتش بنویسند. از نوشتههای اعتراضی و انتقادی خشم نمیگرفت. کارشناسان همه روزه و همه شبه او را با هزار روایت مداری و ناکام میخواند، اما او تا آخر دهن کسی را نگرفت و بارها ناکامیهایش را پذیرفت. همین خصلت او هنوزهم باقیست، هنوزهم هرچه میخواهید، میتوانید در مذمت کرزی بنویسید!
آقای سانچارکی هم صرفاً با استفاده از همین خصوصیت کرزی، ملامتنامهی نوشته که در خیال خودش مشورهایست راهگشا و مفید. اما هم خود آقای سانچارکی دانشمند، هم من نفهمِ بیسوادِ بیعقلِ بیخرد میدانیم که چنین نیست. یعنی عقدهها، حقهها، حفرهها، سوءظنها، بدگمانیها، شکافها و تنش موجود میان دو تیم حکومت وحدت ملی پیش از آنکه حاصل تلاش با تمام توانِ آقای کرزی باشد، بیشتر حاصل روزهای بعد از امضای توافقنامهی سیاسی میان آقای غنی و آقای عبدالله است. در اینکه آقای کرزی انتخابات ریاست جمهوری را به گند کشاند، شکی نیست. او کار نابخشودنی در حق مردم افغانستان کرد، اما نوشتن بدنامیهای حکومت وحدت ملی، یخنکشکهای غنی و عبدالله را به پای کرزی نوشتن، یک کمی دور از انصاف است.
آقای سانچارکی میداند که عمر توافقنامهی سیاسی رو به پایان است. توافقنامهایکه برای حضور غنی بهعنوان رییس جمهور و عبدالله بهعنوان رییس اجراییه و متعاقباً به حضور خود آقای سانچارکی بهعنوان یکی از مشاورین آقای عبدالله مشروعیت میبخشد. اما آنچه در فاصلهی تشکیل حکومت وحدت ملی تا حالا و از حالا تا روز دقیق پایان عمر توافقنامهی سیاسی، مایهی نگرانی دو طرف حکومت وحدت ملی و بیشتر مایهی نگرانی طرف ریاست اجراییه شده، عملی نشدن مفاد توافقنامهی سیاسی است. برگزاری لویهجرگه برای تغییر نظام هم چندان متصور نیست، سانچارکی احتمالاً با همین نگرانیها بر فرق کرزی میکوبد تا اگر هیچکاری نشد، تمام کارهای بد حکومت وحدت ملی را به کرزی نسبت بدهند. بد نیست به نسبت وزرای فعلی، والیان فعلی و تمام آنهاییکه صلاحیت تصمیمگیری یا اجراییوی دارند و مهم اند با هر یکی از آقایان غنی، عبدالله و کرزی نگاهی شود. وانگهی خواهیم دید که دست کرزی خیلی کوتاهتر از آستینی است که آقای سانچارکی برای او بریده و دوخته است.
مشورهی آقای مشاور رییس اجراییه بازتاب برداشت شخصی او از حکومت وحدت ملی است. برداشت آقای سانچارکی از حکومت وحدت ملی تا آنجا که «در حکومت وحدت ملی شکاف وجود دارد»، «سوءظن و بدگمانی میان دو تیم وجود دارد»، درست است. حتا این نسخهاش هم درست است که نگذارید افراد کرزی سوءظنها و بدگمانیها را دامن بزند. اما اینکه کرزی با تمام توان در صدد تعمیق شکاف و دامن زدن به سوءظنها و بدگمانیها در حکومت وحدت ملی است، کمی نادرست به نظر میرسد. شما میتوانید لیست بلندی را ترتیب دهید که نمایانگر اختلاف غنی و عبدالله باشد، اما نمیتوانید نشانی از حضور و مداخله آقای کرزی پیدا کنید.
اگر حال و روز بقیه مشاورین این حکومت شبیه آقای سانچارکی باشد یا بدتر از آن باشد، ما قانوناً، شرعاً، اخلاقاً، تجربتاً الیالله حق داریم به حکومت وحدت ملی حق ناکارآیی، ضعف و دربدری را بدهیم. حساب سیاهیهای کرزی را علیحده، از حکومت وحدت ملی را علیحده تیتر کنیم. درست نیست از خرمن سیاهقاق حکومت وحدت ملی، به نام کرزی در بازار عرضه کنیم. این یک توصیه مجانی بود!
عاقا! شما خود دو پارهاید!
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه