از میان هزاران صفت حمیدهی رهبران سیاسی افغانستان خوبترینشان همین تصدق دادن آنهاست. خیلی که به دلشان بد آمد و خیالشان پریشان شد، تصدق میدهند. به آقازادهی خود میگویند:” بچیم فردا شب یک پلو جور کنید، میخواهم بلای رقبا را دفع کنم”. از میان هزاران صفت نیکوی فعالان مدنی هم همین است که معمولا یکی-دو-سه- ده تایشان در این ضیافتهای ملون دیده میشوند. بعد، فردا پیش از آنکه دیگران بگویند” هی فلانی، تو که میگفتی من به دهن کثیف فلان رهبر حتا طبله نمیزنم، چهطور شد که دیشب در میهمانیاش بودی؟”، او در فیسبوک مینویسد:” عدهیی خزعبلباف بیکار در فیسبوک بر من خرده میگیرند که… اما خدمت این میمونهای آدمنما عرض شود که…”. حق هم دارد. یکی تصدق میدهد، دیگری تصدق میگیرد و ثواب دادن و ثواب گرفتن کار صوابی است.
اما اگر از من بپرسید که از میان چند صفت بد رهبران سیاسی و فعالان مدنی یکی را نشانی کنی، آن صفت کدام است، عرض کنم که:
رهبران سیاسی ما یک عادت بد دارند که گاهی برای یکلحظه فراموش میکنند که چهکسی تا ابد دشمنشان است. مثلا عکسی در فیسبوک منتشر میشود که در آن آقای کریم خلیلی و سیدحسین انوری در مجلسی کنار هم نشستهاند. البته بعید است که در چنان مجلسی آقای خلیلی و انوری با هم طرح توطئهیی بریزند یا حزبهایشان را با هم یکی کنند. ولی همین که کنار هم نشستهاند خودش کفر است. همین چند روز پیش یکی از عکسهای داکتر عبدالله را دیدم که طرف اشرفغنی نگاه کرده بود و لبخند زده بود. اشرفغنی هم بهطرزی آشکار تبسم کرده بود. این چیزها را که آدم میبیند با خود آرزو میکند که زمین دهان باز کند و آدم را ببلعد. چرا رهبران سیاسی ما اینقدر خاین اند؟ چرا… بگذریم.
اما از بدیهای فعالان مدنی ایناست که در ضیافتهای تصدق هر دو طرف شرکت میکنند و عکس هم میگیرند. برادر من، تو برای چاک کردن آمدی و این از حرفهای انقلابیات هم پیداست. پس چرا میروی به مجالس این دشمنان ابدی و باعث میشوی که آنها هم واقعا فکر کنند دشمنیها کمکم از بین میروند؟ خوب فکر کن.
ما برای چاک کردن آمدیم
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه