[su_label]میثم غزنوی[/su_label]
رییس عمومی خدمات ملکی و اصلاحات اداری که برای ارائهی توضیحات در زمینهی افزایش میزان بیکاری به مجلس نمایندگان فراخوانده شده بود گفته است که در حدود بیست و پنجهزار بست خالی در دولت وجود دارند. احمدمسعود توخی گفت بهدلیل اینکه شاروالیها شامل اصلاحات نشده اند، بستهای خالی شاروالیهای ولایات مشمول این آمار نمیشوند. توخی گفته است ادارهی شاورالیها نیز بستهای خالی زیادی دارد. همچنان، وزیر کار که بهدلیل مشابه به مجلس فراخوانده شده بود گفت: «بر اساس دو احصائیهیی که از ریاست تشکیلات ریاست جمهوری و کمیسیون اصلاحات اداری در دست دارم، در حدود ۲۰ تا ۲۵ هزار پُست ملکی در ادارات دولتی خالی است. پنجاههزار شاید باشد، اما برخی از ادارات شامل احصائیه نشدهاند.» افزون بر این، ادارات نظامی بهخاطر محرم بودنشان در این رقم نگنجیدهاند. اما وزارت خارجه، بخش اداری استرهمحکمه، ادارهی امور ریاست جمهوری و دارالانشای شورای وزیران نیز شامل سیستم رتب معاشات نشده اند و بستهای آنها نیز در احصائیه شامل نیست.
مسئولین وزارت کار و اصلاحات اداری هنگامی از بستهای خالی در ادارات دولتی اطلاعرسانی میکنند که سال گذشته «جنبش علیه بیکاری» پس از روزها تحصن جلو درِ پارلمان دست بهتظاهرات زد و دروازههای ورودی وزارت کار را بهروی کارمندان آن اداره بست.
حکومت دلایل موجودیت بستهای خالی در ادارات را بهصورت واضح بیان نمیکند. اما عوامل مختلفی در این مسأله دخالت دارد. فساد اداری و ظرفیت پایین در ادارات احتمالاً عناصر تعیینکنندهی این معضل اند. متباقی عوامل میتوانند در زیرمجموعهی فساد و ظرفیت پایین در ادارات قابل جمع باشند. مانند واسطهگرایی، وجود کارمندان کهنسال که با ابزارهای نوین آشنایی ندارند و از سطح تحصیلات پایینی برخوردار هستند و نیز بروکراسی پیچیدهی موجود باعث شده است که اینهمه بست خالی که بدون شک بخشی از مشکل بیکاری در کشور را حل میکند، همچنان خالی بمانند.
واقعیت دردناک ایناست که تا هنوز آمار دقیقی از جمعیت کشور در دست نیست. در غیبت آمار، گراف بیکاری هم نامعلوم و غیر دقیق است. با اینحال جمعیت بیکار را بین چهار تا هشت میلیون نفر تخمین میزنند. در سال گذشته وزارت کار اعلام کرد که 12 میلیون نفر واجد شرایط کار هستند که از اینمیان چهار میلیون نفر آن بیکار هستند. گفته میشود سالانه در حدود چهار صد هزار نفر نیروی کار جدید، وارد بازار کار میشوند.
با این همه، زراعت و بخش خدمات دو سکتوری هستند که بهگفتهی سازمان بینالمللی کار زمینهی بیشترین اشتغال را در کشور فراهم کرده اند. اما این بخشها که زیادترین اشتغال را فراهم کرده هر کدام با دشواریهایی روبهرو است. در بخش خدمات، حکومت نهتنها ظرفیت از قبل سنجیدهشده و محدود نیروی بشری خود را تکمیل نمیتواند، بلکه خود تبدیل به یک مانع جدی برای اشتغالزایی شده است. در کنار این، بخش زراعت نیز با مشکلات فراوان مواجه است که حل آن نیاز به زمان طولانی دارد. خشکسالی که یک مسألهی طبیعی است به این بخش آسیب زده است.
وعدههای سران حکومت در امر اشتغالزایی هم یک تبلیغات است که هیچگاه جامهی عمل نمیپوشد؛ بهطور نمونه: غنی وعدهی ایجاد یک میلیون شغل را به مردم داده بود که نهتنها این رقم عملی نشد و نخواهد شد بلکه 25 هزار بست خالی هم که در نهادهای دولتی وجود دارند از بیتدبیری مدیران حکومت هنوز پر نشدهاند.
بهرغم این، و بهدلیل مشکلات عدیده از جمله بیکاری در سال گذشته در حدود 250 هزار نفر مهاجر شدند. جالب اما این است که حکومت بهجای قبول اشتباهاتش بخشی از این بحران را که مهاجرت باشد و آنهم بهدلیل بیکاری، روی مردم منت میگذارد.