در ابتدا باید روشن کنم که تابهحال در افغانستان دو نوع کمیسیون تشکیل شده. 1- کمیسیون حقیقتیاب: این نوع کمیسیون بارها تشکیل شده تا در مورد یک معما یا یک مسألهی ناواضح، تحقیق و تلاش کند و حقیقت را بیابد. بعضاً به حقیقت رسیده است و بعضاً پیش از رسیدن به حقیق مطلع شده است که دنبال نخود سیاه میگردد، بههمین خاطر هرگز نرسیده است. منتها صحیح و سالم به کابل برگشته است. آنهایی هم که حقیقت را یافتهاند، صرفاً حقیقت را یافتهاند. و حقیقتها در این ملک به کمک مردم و مدد حکومت برنمیآیند.
2- کمیسیون حقیقتباف: این کمیسیون در موارد خاصی شکل میگیرد. مثل محکمهی خاص که برای خیانتهای یک رییسجمهور در افغانستان باید شکل بگیرد و هرگز نمیگیرد. در مواردی که حکومت کار اشتباهی میکند و مردم بر اشتباه حکومت واقف میشوند و برای جلوگیری از تداوم اشتباه از یخن حکومت میگیرند، در اینگونه مسایل، حکومت از روی زیرکی یک کمیسیون شکل میدهد تا ظرف چند روزی کار کنند و برای این ملت که سالهاست تشنهی حقیقتاند، حقیقت ببافند.
حالا اگر سوال این باشد که حقیقت چهرقم بافته میشود؟ به سوال اصلی رسیدهایم. راستش این است که حقیقتبافی کار راحتی نیست. راحت از این جهت که کار درستی نیست. شما اگر بخواهید برای من حقیقت ببافید، اول باید مرا خدای سامری فرض کنید. بعد بر اساس این فرض عالمانهی خویش، هرچه دلتان خواست بهعنوان حقیقت کنارهم بگذارید و 15-16 صفحه که شد، برای من بیاورید و بگویید که بفرما این هم تمام حقایق.
کمیسیونهای حقیقتباف نیز چنین میکنند. چون این کمیسیونها از سوی حکومت شکل میگیرند، طبیعی است که برای آبروی حکومت کار میکنند. فرض میگیریم چهار سال بعد که دیگر آقای اشرفغنی رییسجمهور نیست و فرض میکنیم آقای گلبدین حکمتیار رییسجمهور مملکت شده، مردم متوجه میشوند که آن ده درصد مالیهیی که وزارت مخابرات بر مصرف کریدتکارت وضع کرده بود، اتومات به وزارت مالیه رفته و وزارت مالیه هم از آن در مقاصد ذیل استفاده کرده است:
1- کرایهی کانتینرها برای محافظت از رییسجمهور غنی
2- هزینهی سفرهای 400 هزار دالری داکتر صاحب عبداللهعبدالله به کشورهای منطقه
3- تامین هزینهی حیات حزب اسلامی در ولایت زیبای کاپیسا یا پنجشیر یا ننگرهار
4- خرید وسایط نقلیهی زرهی برای مشاوران ریاستجمهوری و ریاست اجرائیه
به این ترتیب آن ده درصد مالیهیی که مردم به حکومت پرداخته، در هیچ بخشی از خدمات اجتماعی دوباره به مردم برگردانده نشده. نه سرکی قیر شده، نه خدمات مخابراتی باکیفیت یا ارزان شده، نه انترنت سریع و مطمئن شده، نه کاری خلق شده، نه هیچ چیزی مفید دیگری انجام نشده. مردم بر حکومت اعتراض کرده از حکومت میخواهند که داراییهای عامه را غارت نکند. از حکومت خواهان لغو مالیه میشوند. اما چون این قانون در زمان ریاستجمهوری پیشین تصویب شده، حکومت فعلی با همین بهانه میخواهد این مالیه را همچنان از مردم بگیرد. بههمین خاطر باید کاری کند که اعتراض سست شود. اول میرود سراغ کسانی که میتوانند اعتراض را سست کنند. اول ممکن کسی برای سست کردن اعتراض قانع نشود، برای همین حکومت با چهار-پنج سفیر قدرتمند به خانههای آنها میرود تا متقاعدشان کند. بعد که آنها متقاعد شدند، کار راحت میشود. یک کمیسیون را شکل میدهد برای بررسی مسیر مصرف داراییهای مردم.
در این کمیسیون از تمام اقوام شریف افغانستان نماینده استخدام میکند تا اگر فردا کسی کار این کمیسیون را قبول نکرد، او را خیلی راحت به نفاق و توطئه متهم کند. بعد همین نمایندگان در جریان بررسی متوجه میشود که وزارت مالیهی کشور رسماً دزدی کرده اما چون حکومت نمیخواهد این حقیقت آشکار شود، به کمیسیون میگوید که حالا حقیقت را طوری ببافید که مردم فکر کنند شما راست میگویید. بعد خود رییسجمهور اعلامیه صادر خواهد کرد که سر از امروز 40 درصد این مالیه را برای 40 درصد مردم خدمت ارایه کنید. کمیسیون شروع میکند به حقیقتبافی و در اخیر گزارشش را چنین اعلام میکند:
مادهی اول: مالیه باید پرداخت شود
مادهی دوم: مالیه باید پرداخت شود
…..
مادهی نودونهم: مالیه باید پرداخت شود. هرکسی که دوست ندارد مالیه پرداخت کند، دیگر کریدت نخرد.
حالا شما نگویید که منظور تو پروژهی برق 500 کیلوولت ترکمنستان است. نه بابا! تا وقتی استاد محقق و استاد دانش باشد، حکومت پیاز بخورد که به حرف ما گوشی بسپارد یا حداقل به خواست ما توجهی بکند. همانگونه که برای آقای محقق آقای حاجی خلیل و عصمت خنجری کل مردم است، برای حکومت هم آقای محقق و دانش کل مردم است. ما کجای پیاز باشیم که به حرف ما گوش بدهند و به خواست ما توجهی بکنند؟
کمیسیون حقیقتباف
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه