حکومت ما بهنام حکومت وحدت ملی یاد میشود. این حکومت یک رییسجمهور دارد بهنام اشرفغنی. حالا این حکومت وحدت ملی و شخص محمد اشرفغنی، نهتنها بر ملت شریف و ستمخواه افغانستان حکومت میکند که بر دهها ادارهی مستقل و نامستقل هم خیمهی حکمرانی برافراشته است. در کنار دهها وزارت و ریاست، یکی هم ریاست شهرداری کابل است که مستقل است. رییسجمهور در تمام ادارات مستقل و غیرمستقل، مهرههایی را جابهجا کرده که از هر تحولی در این ادارات، برای ریاستجمهوری گزارش تهیه میکند و آقای غنی هم از روی همین گزارشها، مدیریت اوضاع را به دست میگیرد.
چندی قبل خبر دستگیری دو مقام ارشد شهرداری به اتهام سوءاستفاده از صلاحیتهای وظیفوی و فساد مالی به نشر رسید. داستان از این قرار بوده که حدود شصت نفر در زمان سرپرستی آقای محمد اسلم اکرمی به استخدام شهرداری کابل در میآیند که از مجموع این شصت نفر، سیوچند نفرش بهلحاظ قومی به قوم شریف پشتون، بیستوچند نفرش به قوم شریف تاجیک، هشت نفرش از قوم شریف هزاره و یک نفر هم از قوم شریف بلوچ بوده. آنهایی که مکلف بوده از تحولات درونی شهرداری کابل به ریاستجمهوری گزارش بدهند، این استخدامها را به شدت قومی ارزیابی کرده و به مقام شامخ اشرفغنی گزارش میدهند که اگر مقام معظم ریاستجمهوری فوراً چارهی کار را نکند، زود باشد که ریاست شهرداری به دست هزارهها سقوط کند. برای مهرههای آقای رییسجمهور در این اداره، هشت نفر هزاره در یک ترکیب شصت نفری، یک عمل شدیداً قومی و غیرقابل پذیرش بوده.
آقای رییسجمهور که مبارزه با فساد را سرلوحهی حکومتش قرار داده، با علاقهی فراوانی که به صادرات دارد، بدون هیچ تحقیق و تعللی، حکم بازداشت آقای محمد اسلم اکرمی و داکتر کمال قاسمیار را صادر میکند. نیروی وزارت داخله میآید این دو نفر را بر مبنای حکم رییسجمهور بازداشت میکند و آن را شروع مبارزه با فساد در شهرداری کابل قلمداد میکنند. بعد از چند روز تحقیق، حکومت هیچ مویی در ماست آقایان اکرمی و قاسمیار نیافتند و هیچ ریگی در کفش و دمپایی آنها ندیدند، همین شد که دیروز خبر رهایی آنها را نشر کردند و گفتند خدا را شکر که یک سوءتفاهم رفع شد.
من صدقهی این همه دقت در امر مبارزه با فساد اداری شوم که حیثیت و اعتبار اجتماعی مقامهای حکومتی را به همین سادگی حراج میکند. اگر آقایان اکرمی و قاسمیار فساد کرده، چرا رها شدند؟ اگر هم فساد نکرده، حکومت چه پاسخی برای برباد دادن حیثیت و آبروی این دو نفر دارد؟ چرا باید به همین سادگی حیثیت یک مقام حکومتی به باد برود؟ آیا برای غنی واقعاً مهم نیست که دیگران هم حیثیت دارند یا مهم است و غنی در سوءتفاهمهایی که برایش پیش میآید، ناچار است؟
پاسخ تا حدی روشن است. آنهایی که برای غنی گزارش تهیه میکنند، آدمهای باب و پاکی نیستند. آنها، گزارشها را ناقص و غلط به آخور ریاستجمهوری میریزند و ریاستجمهوری هم در نشخوارهای اصلاحاتیاش، اشتباه میکند. بیدقتی در امر مبارزه با فساد و مفسدین، نهتنها باعث کاهش و محدودیت فساد نمیشود که دامنهی فساد را گستردهتر و حیثیتها را به باد میدهد. داستان شهرداری کابل، اولین و آخرین موردی نیست که بر اساس اطلاعات ناقص و مغرضانه رقم میخورد. چندی قبل جنجالهای انتقال لین برق 500 کیلوولت ثابت کرد که شرکت برشنا و وزارت انرژی کشور، با آمارها و اطلاعات غلط و مغرضانه، ریاستجمهوری را دور زدهاند. برای کاری که باید میشد، عالمی از اعداد مربوط به بودجه و فاصله خلق کردند و این اعداد را در مغز مصروف آقای غنی ریختند و نتیجه آن شد که برق از مسیر بامیان به جنوب نرود. جنجال شهرداری هم همینگونه است. مهرههای گزارشده، گزارشها را با سم تفکرات فاشیستی خویش زهرآگین میسازد تا ذهن آقای غنی را مسموم کنند. ذهن مسموم، حکم درست صادر نمیکند. حکمی که درست صادر نشد، در نهایت به حیثیت و جایگاه اجتماعی افراد صدمه میزند. هرچند که معتقدم هیچ آبرویی از آقایان اکرمی و قاسمیار نرفته است و آن دو در این بازی فاشیزم، سربلند بیرون آمدهاند.
آقای غنی برای جلوگیری از تکرار این سناریوی مضر، برای مبارزه با فساد و مفسدین، اول نیاز دارد که آدمهای باب و پاکی را برای گزارشدادن انتخاب کند. اگر احیاناً آقای غنی به این فکر باشد که اعضای تیم گزارشدهی او در ادارات، حتماً و حتماً باید از لوگر یا لوی پکتیا باشند، گزارشها به احتمال 99 درصد، سیاه را سفید و سفید را سیاه به خورد رییسجمهور خواهند داد، ذهن رییسجمهور را مسموم خواهند کرد و حکمهای بیجا صادر خواهد شد.
گزارش مغرضانه، ذهن مسموم و حکم بیجا
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه