در جهان خیلی چیزها میگذرد اما اجازه دهید از سخنان دو زن که هر دو همسر رییسجمهوراند، شروع کنم.
میشل اوباما که همسر رییسجمهور امریکا است گفته که «در امریکا نامزدی داریم که به آزار جنسی زنان میبالد». بعد از آنکه صحبتهای مردانهی ترامپ نشر شد و در آن گفته بود که زنان خوشگل را بیاختیار میبوسد و چون یک ستارهی مشهور است، هرکاری که دلش خواست میکند؛ اکنون همسر رییسجمهور امریکا از اینکه امریکا چنین یک نامزدی برای دور بعدی ریاستجمهوری امریکا دارد، متاسف است.
اما عایشه بوهاری همسر رییسجمهور نیجریه گفته که اگر همسرش (رییسجمهور نیجریه) دست به اصلاحات در کابینهاش نزند و افراد بهتری را منصوب نکند، در انتخابات بعدی به او رای نخواهد داد. همسر رییسجمهور نیجریه شاکی است که رییسجمهور آن کشور اعضای کابینهاش را به صورت شایسته انتخاب نکرده، فلهذا اگر تغییرات نیاورد و در انتخابات بعدی هم خود را کاندیدا کند، به او رای نخواهد داد و از زنان نیجریه هم نخواهد خواست که به شوهرش رای بدهند.
حالا بیایید کمی گردش جهان را مردانه کنیم.
بشارالاسد رییسجمهور سوریه گفته است که عربستان سعودی از سوریه خواسته تا روابطش با ایران را بهصورت کامل قطع کند. در عوض، عربستان امنیت سوریه را تضمین میکند. اما بشارالاسد زیر بار نرفته و میگوید که حضور ایران، روسیه به درخواست سوریه و به صورت قانونی است.
در سوی دیگر، پادشاه تایلند بعد از 70 سال سلطنت درگذشت و حکومت تایلند برای احترام به طویلترین پادشاه در جهان، یک سال عزای عمومی اعلام کرد تا متعاقباً طویلترین عزای عمومی در جهان را نیز به نام خود ثبت کنند. میدانم اصطلاح «طویلترین پادشاه در جهان» درست نیست. حالا شما بگویید کسی که 79 سال سلطنت کرده باشد، طویلترین پادشاه در جهان نیست، چیست؟
اما در کشور عزیز ما افغانستان، اوضاع طبق معمول پیچیده است. مردم کابل یکبار دیگر هدف حملهی مسلحانه قرار گرفتند. رییسجمهور و رییس اجرائیه طبق معمول قبل از آنکه خونهای ریختهشده را بشویند، این حمله را خیلی شدید تقبیح کردند. خُب دمشان گرم! آدمهای بسیاری کشته شدند، تعدادی از تیکهداران زیارت سخی آمدند و گفتند که اشکالی ندارد. راه امام حسین بدون خون فراموش میشود. باید خون داده شود تا همچنان زنده بماند. حتا کشتهشدن مردم در زیارت سخی را نیک و مبارک خواندند. کسی هم به آنها کاری ندارد. اصلاً انگار یکی از وظایف حکومت این است که کاری به شیوع افراطگرایی نداشته باشد.
حتماً خبر دارید که امنیت در افغانستان تبدیل شده به آن کالای لوکس و کمیابی که معمولاً چند نفر به آن دسترسی دارند و بقیه ملت در آرزوی رسیدن به آناند. بستر خونین از کابل تا فراه، از فراه تا هلمند، از هلمند تا قندوز و ارزگان پهن است. در حاشیهی اوضاع خونین مملکت، رییسجمهور اشرف غنی تعدادی از بزرگان مملکت را به ارگ ریاستجمهوری دعوت کرده بود تا بنشینند و باهم قصه کنند. آنها قصه کردند و قصهی ناتمامشان به پایان رسید. چه گفته باشند؟ چه شنیده باشند؟ من خبر ندارم. فقط میتوانم حدس بزنم که هر کدام به نوبت فراه را بوی کردهاند تا ببینند خون فراه چه بویی دارد و بعد شاید هلمند و قندوز و ارزگان را نیز استشمام کرده باشند. اگر در بقیهی کشورها اختلافنظر بهعنوان یک حق محترم شمرده شود، در افغانستان اختلاف عمل رهبران میراثی است که باید حفظ و به نسلهای بعد منتقل شود. کمتر اتفاق میافتد دو بزرگوار بدون معامله و بده-بستان باهم روی یک مسأله توافق داشته باشند.
حالا از تاسف همسر رییسجمهور امریکا و هشدار همسر رییسجمهور نیجریه که بگذریم و یک سال عزای عمومی در تایلند را هم نادیده بگیریم و کاری هم به جنگ عربستان و ایران در سوریه نداشته باشیم، همین اختلاف عمل در کشور عزیز ما هم آنقدر گسترده و عمیق است که اگر احیاناً روزی فرا برسد که این اختلافهای چندین صد ساله به پایان برسد، ما باید یک قرن خوشحالی عمومی اعلام کنیم. اما نمیشود، فعلاً هم گرفتار عزای مادامالعمر هستیم!
در جهان چه میگذرد؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه