- علی فایض، پژوهشگر
شبکه متحد جوانان صلحساز (United Network of Young Peacebuilders) به همکاری موسسهی اندیشهوران در افغانستان، موسسهی Together We Built Itدر لیبیا، موسسهی Youth Participation in Peace and Development-Sierra Leone در سریلئون و موسسهی Fundación Escuelas de Paz در کلمبیا، از ماه جنوری تا دسامبر ۲۰۱۸ پژوهش حاضر را انجام داده است که در آن بهطور مقایسهای فعالیتهای مدنی جوانان در افغانستان، لیبیا، سریلئون و کلمبیا تحلیل شده است. این پژوهش درصدد است تا از طریق راهکار مبتنی بر شواهد[1] کمکی کرده باشد در پالیسیها و برنامههای مرتبط به صلح و امنیت. آنچه در ادامه میآید، یافتهها و پیشنهادات ۴۷ گفتوگو، سه بحث گروهی و پنج مصاحبهی کلیدی با جوانان، اعضای دولت و نهادهای دونر در کابل، هرات، مزار، بدخشان و همچنان جوانان مهاجر در ایران(تهران، مشهد و قم) میباشد.
معرفی
پس از ۲۰۰۱، حضور جوانان در افغانستان در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک روند رو به رشد بوده است. در کنار این واقعیت که به لحاظ جمعیتی بخش عمدهی نفوس افغانستان را (۶۳.۷٪) جوانان تشکیل میدهد[2]. چهار دهه جنگ و خشونت بیوقفه بهطور عمیقی زندگی جوانان در این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. بهرغم نقش مهم آنها در صلح و دولتسازی، سیستم پدرسالاری حاکم در افغانستان مانع از مشارکت معنادار مدنی و سیاسی جوانان شده است.
با آنهم، تعداد زیادی از جوانان در افغانستان از طریق دادخواهی، تعلیم، رسانههای اجتماعی و همچنان ابتکارات هنری، راههای بدیلی برای مشارکت اجتماعی ایجاد کردهاند. این اقدامات برخاسته از انگیرههای درونی آنها بوده است برای تغییر وضعیتی که هم بهطور شخصی به آنها صدمه میزند و هم به اجتماعی که در آن زندگی میکنند. تقلا برای معیشت و نگاه منفی یا عدم اعتماد جامعه نسبت به جوانان عواملی هستند که باعث کاستن از انگیزههای آنها، زمان و کاستن از سطح تعلیمی و دسترسی آنها به مشارکت میشود.
هدف اصلی این شرح پالیسی ارایهی پیشنهادات مشخص به گروهّهای ذینفع در افغانستان است، به منظور سهمگیری جوانان در صلحسازی توسط افزایش انگیزههای آنها و برداشتن موانع صد راه فعالیتهای مدنی جوانان.
زمینه
افغانستان خانهی ۳۶ میلیون انسان متشکل از اقوام پشتون، تاجیک، هزاره، ازبیک، ایماق، ترکمن، بلوچ و سایر اقوام است.[3] جوانان از این میان بیشترین بخش نفوس آن را تشکیل میدهد که تخمین زده میشود ۶۳.۷ درصد مردم آن زیر ۲۵ سال سن دارد.
در سال ۲۰۰۱ ایالات متحده و همپیمانانش طالبان را از قدرت کنار زد. بعد از آن حکومت جدید و قانون اساسی جدید تاسیس شد. هنوزهم چالشهای عمده فراروی این کشور باقی مانده است که باعث گردیده حکومت نتواند ثبات پایدار و مشارکت همگانی و همهشمول در تصمیمگیریها را تامین کند.
افغانستان از اوایل سال ۲۰۱۸ موج جدیدی از حملات توسط طالبان و سایر گروههای شورشی را شاهد بوده است که در آن بیشترین تعداد غیرنظامیان توسط حملات انتحاری و سایر عملیاتها کشته شدهاند.
در کنار این چالشها، پیشرفتهای مثبتی هم صورت گرفته است. از جمله چهرههای جوانی که در ادارات دولتی استخدام شدهاند. در اگست ۲۰۱۸، رییسجمهور افغانستان و رییس اجرایی از برگزاری پارلمان جوانان افغانستان در راستای ارزشهای دموکراتیک استقبال کردند.
فعالیتهای مدنی جوانان افغانستان
انواع فعالیتهای مدنی به رهبری جوانان
بسیاری ازجوانان افغانستانی در فعالیتهای مدنی دخیل هستند، بهخصوص جوانانی که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند و تحصیل کرده هستند. فعالیتهای مدنی جوانان افغانستان را میتوان به کتگوریهای فعالیتّهای دادخواهی، فعالیتهای آموزشی، صلحسازی از طریق هنر و همچنان کارهای مرتبط به انکشاف اجتماعی تقسیمبندی کرد.
با آنکه فعالیتهای دادخواهی بیشتر در گفتوگوها با پاسخدهندگان این پژوهش تکرار شده است، قابل یادآوری است که این فعالیتها توسط جوانان در قالب نهادهای جامعه مدنی و سایر گروهای غیررسمی دنبال شده است نه در قالب احزاب سنتی. فکرکردن ورای افتراقات قومی و در نظرگرفتن منافع کلان اجتماعی از نظر پاسخدهندگان این پژوهش اهمیت اساسی دارد برای فایق آمدن بر سیاستها مبتنی بر هویتهای قومی و نژادی نسلهای رهبران گذشته کشور.
بعد از انتخابات سال ۲۰۱۴، جنبشهای اجتماعی نیز در پاسخ به عدم اعتنای جکومت به جوانان و همچنان بدترشدن اوضاع امنیتی در کشور شکل گرفت. از جمله میتوان از جنبش تبسم، جنبش روشنایی و یا هم جنبش رستاخیز تغییر نام برد که بیشتر توسط جوانان رهبری میشدند/ میشوند. در جون ۲۰۱۸، گروهی از جوانان و مردم به رهبری محمداقبال خیبر ۲۴ ساله که خود دانشجو است، صدها کیلومتر راه را از هلمند به کابل قدم زدند تا درخواستشان را برای پایان جنگ ۴۰ سالهی افغانستان به گوش همه برسانند.
با اینکه این حرکتها جوانان افغان را توانایی میدهد تا اعتراضات و خواستههایشان را بهطور مسالمتآمیز از حکومت مطالبه کنند، اما به دلیل طبیعت ارگانیکی چنین اعتراضهایی و همچنان فقدان سازماندهی موثر آنها از تاثیرات این حرکتها کاسته شده و پایایی چنین حرکتهای مسالمتآمیز را کمتر میکند.

فعالیتهای مدنی جوانان افغانستان در قالب آموزش نیز انجام میپذیرد. مثل باشگاههای مناظره برای شکلدادن به تحلیل انتقادی و یا فنون سخنوری و بحث روی موضوعاتی چون حقوق زنان، اهداف انکشافی پایدار و غیره. همچنان جوانان افغانستان نقش فعال در برگزاری حلقههای کتابخوانی، میزگردها، سمپوزیم جوانان و یا برنامههایی که گفتوگوهای میاننسلی را تسهیل میکند، دارند. از جمله میتوان برنامهی شبیهسازی سازمان ملل متحد را نام برد که در این اواخر جوانان افغانستان آن را در شهرهای بزرگ برگزار میکنند. بسیاری از این برنامهها توسط انجمنهای دانشجویی در سطح مکاتب و دانشگاهّها راهاندازی میشود و معمولا مستفیدشوندگان این برنامهّها جوانانی هستند که به آموزش رسمی دسترسی دارند.
برعلاوه، جوانان دیدگاهّهای سیاسی و نقد و نظراتشان را از روش صلحسازی از طریق فعالیتهای هنری نیز ابراز میکنند، مثل نقاشیهای خیابانی یا موسیقی همراه با اشعار انتقادی.
عوامل انگیزهدهنده
روند روبه رشد فضا برای فعالیتهای مدنی بعد از سقوط طالبان و تشکیل چارچوب قانون اساسی در ۲۰۰۴ زمینه را برای فعالیتهای مدنی جوانان در افغانستان فراهم کرده است، اما خشونت و ناامنی همچنان ادامه یافته است. عامل اصلی از نظر پاسخدهندگان این پژوهش که به جوانان انگیزه میدهد برای فعالیتهای مدنی، تحرک درونی آنان است برای سهمگیری در تامین صلح و امنیت و همچنان موضوعات مرتبط به عدالت اجتماعی که بهطور شخصی و جمعی آنان را متاثر ساخته است.
جوانان افغانستان تمایل برای کار با اجتماع و همفکرانشان در یک محیط امن را دارند. آنان در جستوجوی حس تعلق و به رسمیت شناختنشان توسط اجتماع هستند تا بتوانند همبستگی و همدلی را تمرین کنند. در این پژوهش جوانان افغانستان نیاز به برقراری ارتباط بیشتر با مردم و شبکههای بزرگتر اجتماعی را ابراز کردهاند.
عامل انگیزهدهندهی بعدی که بیشتر پاسخدهندگان تکرار کردهاند، فرصتها و حمایتهای تخنیکی توسط نهادهای مدنی است تا چشمانداز آنها را در بارهی رشد شخصی و اشتغال آنان افزایش دهد. جوانان پاسخدهنده در این پژوهش، فرصتهای آموزشی، بورسیهها، فرصتهای میانفرهنگی، تبادل مواد آموزشی قابل دسترس و بهطور عمومی حمایت جامعه بینالمللی از طریق موسسات غیردولتی را بهعنوان عواملی که زمینه را برای فعالیتهای مدنی آنان فراهم ساختهاند، ذکر کردهاند.
افزایش دسترسی به تعلیم و تربیهی با کیفیت، رسانههای جمعی و رسانههای بینالمللی محرکهای دیگری هستند که منجر به فعالیتهای مدنی جوان در افغانستان میشود.
موانع
پاسخدهندگان این پژوهش فقر و بیکاری را بهعنوان عامل اصلی بازدارندهی فعالیتهای مدنی جوانان بهطور مکرر ذکر کردهاند. تقلا برای زندهماندن از انگیزهها، زمان، سطح آموزش و تحرک برای دخیلشدن در فعالیتهای مدنی جوانان کاسته است. رشد نرخ بیکاری و وخامت اوضاع امنیتی همچنان باعث گردیده تا جوانان کشورشان را برای دنبال کردن فرصتّهای بهتر ترک کنند.
عامل بازدارندهی بعدی، نگاه منفی اجتماع به جوانان است. جوانان گفتهاند از سوی بزرگان جدی گرفته نمیشوند، نه تنها بزرگان به آنها اعتماد نمیکنند، بلکه در برخی موارد مانع از ابراز نظر آنان میشوند. بخشی از این مسأله از ارزشهای سنتی جامعه افغانستان ناشی میشود. فعالیتها و عقاید آنان که خلاف این نرمّها باشند نادیده گرفتهشده و رد میشوند.
از نظر پاسخدهندگان این پژوهش، تبعیض علیه اقلیتها و گروههای اجتماعی خاص عامل دیگر هستند که از فعالیتهای مدنی جوانان افغانستان میکاهد. بهعنوان مثال، جوانان از تبعیض سیستماتیک دولت علیه گروهّهای خاص قومی یاد کردهاند که توسط سیستم سهمیهبندی قومی تشدید شده است. علاوه براین، زنان جوان به دلیل چیرگی هنجارهای اجتماعی، فقدان استقلالیت مالی و همچنان تهدیدهای گروههای شورشی که بهطور خاص زنان را هدف قرار میدهند با محدودیتّهای بیشتری مواجه هستند تا در فعالیتهای مدنی سهیم شوند.

با وجود افزایش حضور جوانان در پستهای دولتی، پاسخدهندگان به این باور هستند که این نقشها سمبولیک هستند. فساد و فقدان پالیسیهای دولتی برای رسیدگی به جوانانی که به حاشیه رانده شدهاند، همچنان موانعی هستند صد راه مشارکت مدنی آنان.
نهایتاً، امنیت جوانان بهطور فزایندهای توسط حملات انتحاری، هدف قراردادن تجمعات مدنی و حملات شورشیان به شهرهای بزرگ تهدید میشود. بسیاری از جوانان از آیندهی مبهم، تروما و زخمهای التیام نیافته و نبود خدمات روانی در کشور رنج میبرند.
پیشنهادات پالیسی
1. بازیگران دولتی، نهادهای مدنی و گروههای جوانان باید برای گذار از افتراقات قومی و موانع جنسیتی در سطح حکومت محلی و ملی تلاش کنند.
2. دولت و نهادهای مدنی باید برای تداوم روند مثبت حضور روز افزون جوانان در دولت باهم همکاری کنند. برای این مهم، ضروریست تا نقش جوانان از تطبیقکنندهی پالیسیهای اداری به توانمندسازی آنها برای تاثیرگذاری در پروسههای دموکراتیک گسترش یابد.
3. بازیگران حکومتی و نهادهای دونر باید از مشارکت اقتصادی جوانان توسط توسعهی برنامههای اقتصادی همهشمول و جوانمحور حمایت کنند.
4. دولت باید در راستای آوردن اصلاحات در نظام آموزشی تلاش کرده و دسترسی جوانان به آموزشهای عالی با کیفیت را بهبود ببخشد. اصلاح برنامهی آموزشی باید مبتنی بر بهبود حقوق شهروندی، ترویج ارزشهای همزیستی مسالمتآمیز، مدارا و باز بودن باشد.
5. جامعه جهانی و نهادهای مدنی باید توسط حمایت مالی و مشورهی تخنیکی از تاثیرگذاری و پایایی ابتکارات جوانان حمایت کند. هماهنگی بیشتر میان گروهای جوانان برای شکل دادن موثر پالیسیها و برنامهّهای ملی ضروی است.
6. دولت، نهادهای جامعه مدنی و جوانان در ساختن استراتیژی ملی برای تطبیق قطعنامهی ۲۲۵۰ سازمان ملل متحد دربارهی جوانان، صلح و امنیت باید باهم همکاری کنند. با الهام از قطعنامهی ۲۴۱۹ شورای امنیت سازمان ملل متحد، شرکت جوانان در گفتوگوهای صلح با طالبان باید در نظرگرفته شود.
7. دولت و نهادهای جامعه مدنی باید میکانیزمها و برنامهّهای آموزشی را برای مشارکت فعالیتهای جوانان مهاجر افغانستان در کشور میزبان تاسیس کنند. دولت، نهادهای جامعه مدنی و جوانان باید برای صلح پایدار باهم کار کنند تا زمینهی بازگشت این جوانان به کشور شان فراهم شود.