خبرنگار ناراضی

اطلاعات روز

هادی دریابی
امروز روز جهانی کارگر است. شنیده‌ام آدم‌ها در روزهای جهانی، خیلی احساس می‌کند. تعریف احساس: در دنیای امروزی احساس اصلاً وجود ندارد. قدیم‌قدیما بازار احساس بسیار گرم بود! مثلاً شیرین بانو، فرهاد را از کار و زندگی می‌کشاند به کندن کوه! احساس یعنی کندن کوه. یک لیلی ظهور می‌کرد، یک مجنون تولید می‌شد. کار مجنون رفتن به صحرا و دشت و ریگزار‌ بود تا در خلوت یک‌نفره، لیلی را استشمام کند. یعنی احساس همان استشمام کردن است. اگر شما یک فرد قانع باشید می‌فهمید که گذشته‌های ما، سراسر احساس بوده، اما حالا چه؟ در دنیای کنونی چه؟
حالا به کسی با احساس خطاب می‌شود که سر سرک بنشیند و با خود فکر کند که آیا مورچه را زیر پا کند یا نه؟ بعد از تفکرات زیاد، تصمیم بگیرد که زیر پا نکند. یا به کسی با احساس خطاب می‌شود که از تجاوز یک مولوی در بغلان باخبر شود، و بفهمد که والدین دختر 12 ساله، به پاس تجاوز مولوی، اول برای مولوی مهمانی ترتیب داده و در حوالی نصف شب که یا باید خر و پف کنند یا چیز…، گوش‌ها و بینی مولوی را بریده و او را با شدیدترین احساس محکوم کنند و این آدم آگاه شده، در فیس‌بوکش بنویسد که هزار آفرین بر والدینی که در برابر تجاوز سکوت نکردند، هزار آفرین بر والدینی که از شدت بی‌اعتمادی بر اجرای قانون، خود دست به‌کار شدند و عدالت را اجرا کردند. 999 آفرین بر پدر و مادری که نشان دادند قبول ندارند کسی بر دختر‌شان تجاوز کند! یا با احساس به کسی گفته می‌شود که امروز به دست حد اقل 12 کارگر، یک یک شاخه گل بدهد و از باقی مردم نیز خواهش کند که روز جهانی کارگر را گرامی بدارد. اصلاً این احساس خیلی تغییر کرده نه؟! کسانی که در جست‌وجوی کار در ادارات دولتی اند، با احساس به کسی می‌گوید که برای بچه‌های قومش، پا در میانی کرده و سفارش کند که جذب ادارات دولتی شوند. مثل همان وکیل کمال ناصر اصولی که بچه‌های ولایتش را به رییس جمهور سفارش کرده بود که باید جذب وزارت خارجه گردد. تنها احساسی که مثل احساسات گذشته وجود دارد؛ همان احساسات زکیه و محمد علی بامیانی هست که آن‌هم تحت تعقیب دولت قرار دارند. اگر هم‌چنان اعتماد مردم بالای نیروهای امنیتی استوار باشد، آن‌ها بزودی دستگیر و از احساس خالی خواهند شد!
خیلی بد است آدم حرف‌های بالا را قبول کند. من خودم قبول ندارم. از شما هم خواهش می‌کنم قبول نکنید! یک بار قربان خلو (به‌خدا این خلو را نمی‌توانم تعریف کنم) از من پرسید که احساس شما نسبت به کارگران افغانستان چگونه است؟ اصلاً اگر شما رییس جمهور این کشور شوید، برای کارگران چه کار می‌کنید؟ من خر که فکر می‌کردم شاید رییس جمهور شوم، گفتم: اگر من رییس جمهور شوم، برای تمام کارگران افغانستان، بلاک‌های رهایشی می‌سازم. پیش بلاک‌های شان، گل شقایق می‌کارم. بچه‌های شان را به تحصیل می‌رسانم. دختران شان را نمی‌گذارم که قربانی هوا و هوس یک مولوی شود (احتراماً تنها و تنها به همان مولوی بغلانی تقدیم است که…). به پولیس دستور می‌دهم که هرجا کارگر دیدند؛ یک سلام عسکری بدهند! به اردوی ملی دستور می‌دادم که هر هفته، یک‌بار به افتخار کارگران کشور، در سراسر کشور مراسم آتن برپا کنند! به وزیر صحت عامه دستور می‌دادم که کارگران را چنان واکسین کنند که عدم رعایت نظافت محیط کار، هیچ غلطی در حق کارگران نتواند. به غاصبین زمین دستور می‌دادم که اگر زمین غصب می‌کنید باید بدانید که بالای پنجاه درصدش مال کارگران است. در قسمت معادن، باید بگویم که فعلاً شرایط مساعد نیست که معادن را برای کارگران استخراج کنم. کارگران گرامی معذرت از این‌که نمی‌توانم فعلاً معادن را برای شما استخراج کنم. تریاک را نابود می‌کردم و بجایش، تمام زمین‌های مستعد را، حقوق کارگر می‌کاشتم. پرنده‌گان را تعلیم می‌دادم که از هوا مواظب کارگران باشند. فیل وارد می‌کردم و روزهای جمعه، کارگران را می‌بردم به فیل‌سواری. با هالیوود قرارداد می‌بستم که جدیدترین فلم و سریال‌های تولیدی خویش را در اختیار کارگران افغانستان قرار بدهد تا هم زبان انگلیسی شان تقویت شود و هم یک رقمی کیف کرده باشند. هر ماه از یکی از چند دختر رقاص هندی دعوت می‌کردم که در ملکیت‌های دولتی، برای کارگران کنسرت رقص برپا کنند…
قربان گفت، بس بس! خوبه که رییس جمهور نیستی! اگر تو رییس جمهور بودی، حالا کار آمریکا و آی اس آی، ترور کارگران افغانستان بود! نه اصلاً اگر تو رییس جمهور شوی، شرط می‌زنم انجلینا جولی یک بار دیگر مسلمان شود، بعد بیاید در افغانستان کارگری کند. فعلا که نیستی، کوشش کن یک کار خوب پیدا کنی که هر روز برگر را قرض نخوری!‌

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه