پنج شنبه ۶ سرطان ۱۳۹۸

نفوذ غیرمستقیم دولت‌ها؛ معرفی کتاب «جنگ نیابتی»

کتاب «جنگ نیابتی»، به این سوال مرکزی می‌پردازد که جنگ نیابتی چه سود و زیانی دارد و تحت چه شرایطی این سود و زیان متأثر خواهد شد. این سوال، در حقیقت، مبتنی بر زاویه‌ی دید صاحبان جنگ‌های نیابتی (دولت‌های حمایت‌گر) است که دارای گروه‌ها نیابتی در کشورهای دیگر می‌باشند.

عباس فراسو

اشاره: دوست عزیز من آقای عارف یعقوبی به چالش معرفی کتاب دعوت کرده است. با وجود مصروفیت‌های بسیار، این دعوت خیر را پذیرفتم و کتابی که تازه خوانده‌ام، معرفی می‌کنم. از آن‌جایی که حوزه‌ی تحقیق من مرتبط به امنیت بین‌المللی است، مسلما کتابی را که معرفی می‌کنم نیز در این حوزه است.

کتاب «جنگ نیابتی: گزینه‌ی کم‌ترین شر» اثر «تایرون گروه» است که به‌تازگی توسط انتشارات دانشگاه استانفورد به نشر رسیده است. آقای گروه به‌عنوان دانشیار در دانشگاه «ریدل» در بخش مطالعات امنیت و استخبارات مشغول به کار است و این کتاب در حقیقت متن تجدیدنظرشده‌ی رساله‌ی دکترای آقای گروه است که چند سال قبل نشر شده بود. گروه رساله‌ی دکترای خود را تحت نظر پروفیسور «دان بایمن» نوشته بود، کسی که در مطالعات جنگ‌های نیابتی و تروریسم آدم معروف است.

کتاب «جنگ نیابتی»، به این سوال مرکزی می‌پردازد که جنگ نیابتی چه سود و زیانی دارد و تحت چه شرایطی این سود و زیان متأثر خواهد شد. این سوال، در حقیقت، مبتنی بر زاویه‌ی دید صاحبان جنگ‌های نیابتی (دولت‌های حمایت‌گر) است که دارای گروه‌ها نیابتی در کشورهای دیگر می‌باشند. بنابراین، در خوانش این کتاب این نکته مهم است که مبدأی سوال نویسنده مدنظر واقع باشد. این کتاب در هشت فصل نوشته شده است: کتاب با یک مقدمه‌ی طولانی (فصل اول) آغاز می‌شود؛ فصل دوم این کتاب به بررسی ادبیات جنگ نیابتی اختصاص یافته است؛ فصل سوم کتاب بررسی‌ای از تاریخ جنگ‌های نیابتی، به خصوص در قرن بیست و رابطه‌ی آن‌ها با ساختار نظام بین‌المللی، ارایه می‌کند؛ در فصل چهارم چارچوب نظری برای تحقیق معرفی می‌شود؛ به همین ترتیب در فصل‌های بعدی، سه مورد جنگ نیابتی در لائوس، انگولا و سریلانکا بررسی می‌شود.

از نظر تیوریک، کتاب مثل اکثر تحقیقات دیگر در خصوص جنگ‌های نیابتی، مبتنی بر نظریه‌ی کارفرما-کارگزار (Principal-agent theory) است. نظریه‌ی کارفرما-کارگزار که اصلا متعلق به حوزه‌ی اقتصاد و مدیریت است، تقریبا مرکزی‌ترین تیوری در تحلیل جنگ‌های نیابتی است و چارچوب نظری این کتاب نیز در اساس مبتنی بر همین نظریه است. ادبیات جنگ نیابتی به‌عنوان زیرمجموعه‌ ادبیات روابط بین‌الملل، یک ادبیات در حال رشد است. برای همین، تنوع نظری در آن محدود است و یا کم‌تر وجود دارد. درحالی‌که جنگ نیابتی پدیده‌ای هم‌تراز با تاریخ جنگ در زندگی بشر است. مفکوره‌ی جنگ نیابتی بسیار کهن است که شاید برای اولین‌بار به‌صورت مکتوب در رساله‌ی هندی آرتاشاستره که بعضا آن را منصوب به چاناکیا می‌دانند، آمده باشد.  در آرتاشاستره ما به مفهوم «دشمنِ دشمن، دوست ما است» برمی‌خوریم؛ اما با وجود که این مفکوره در عمل همیشه مورد استفاده بوده، ولی کم‌تر به‌عنوان موضوع تحقیق مستقل ظهور کرده است. محدود پژوهش‌گران مثل اندریو ممفورد، گرایان هیوس، ایلی بیرمن و برخی دیگر بدان پرداخته‌اند. با توجه به این پس‌منظر، کتاب جنگ نیابتی آقای گروه چیزی جدید به لحاظ نظری عرضه نمی‌کند. اما یک تحقیق سیستماتیک از منفعت و هزینه‌ی جنگ نیابتی برای صاحبان جنگ نیابتی عرضه می‌کند و دقیقا به‌دلیل همین نکته این کتاب خواندنی است.

کتاب جنگ نیابتی استدلال می‌کند که جنگ نیابتی یک گزینه‌ی کم‌هزینه میان مداخله‌کردن و نکردن است. نوعی از مداخله است که از یک طرف زمینه‌ی یک جنگ متقارن میان دولت‌ها را از بین می‌برد و از طرف دیگر، به‌دلیل ماهیت پوشیده و قابل‌انکار آن، هزینه‌ی مالی و سیاسی کم دارد. گروه استدلال می‌کند که موفقیت و منفعت جنگ نیابتی منوط به «انسجام» فکتورها و شرایط زیادی است؛ از جمله فکتورهای مثل درجه‌ی کنترل بر گروه‌های نیابتی، ایجاد وابستگی مالی و سیاسی در گروه نیابتی و در عین زمان، توانمندی گروه نیابتی برای پیشبرد جنگ. از آن طرف، شرایط داخلی و بین‌المللی برای سازماندهی یک جنگ نیابتی مهم‌ است، چون این شرایط بر هزینه‌ی سیاسی جنگ نیابتی تاثیرگذار است. در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که یک سیاست منسجم در جنگ نیابتی در حقیقت می‌تواند به نگرانی‌های مثل بحران کنترل و ایجاد وابستگی لازم کمک کند تا جنگ نیابتی به مقصد برسد و سود سیاسی و نظامی به‌بار آورد. در نهایت چارچوب مفهومی که در این کتاب ارایه می‌شود، مفهوم انسجام در سیاست کارفرما (دولت حمایت‌گر) و توانمندی و تحت کنترول‌بودن کارگزار (گروه نیابتی) است که سود و زیاد جنگ نیابتی را تعیین می‌کند.

تنوع در انگیزه‌ها و اهداف دولت‌ها در جنگ‌های نیابتی یک پدیده‌ی شناخته‌شده در ادبیات جنگ‌های نیابتی است. با توجه به تنوع اهداف استراتیژیک دولت‌ها، نویسنده یک دسته‌بندی سودمندی از انواع جنگ‌های نیابتی براساس اهداف استراتیژیک دولت‌ها نیز ارایه می‌کند.  نویسنده‌، جنگ‌های نیابتی را به چهار دسته تقسیم می‌کند: یک، جنگ نیابتی برای بُرد: این جنگ زمانی راه‌اندازی می‌شود که منافع حیاتی در خطر است و دولت حمایت‌گر در سطح بالای از گروه نیابتی حمایت می‌کند تا در جنگ پیروز شود؛ دو، جنگ نیابتی به مثابه‌ی اقدامِ روی دست: این مداخله در شرایطی است که منافع حیاتی در خطر است، اما احتمال پیروزی در آن کم است یا کم‌اهمیت است. بنابراین، دولت‌ها برای جلوگیر از بزرگ‌ترشدن تهدیدات، اقداماتی را به مثابه‌ی جنگ نیابتی روی دست می‌گیرند؛ سه، جنگ نیابتی فضولانه: در این نوع مداخله نه منافع کلان در خطر است و نه انتظار برای یک دست‌آوردی مهم وجود دارد، بلکه یک حمایت حداقلی می‌تواند یک منافع کوچک را حفظ کند؛ چهار، جنگ نیابتی به مثابه‌ی تداوم بی‌ثباتی: این جنگ برای رفع خطر فوری نیست و یا کدام دست‌آورد مستقیم ندارد، اما از خطرات بالقوه‌ی بزرگ‌تر جلوگیری می‌کند. مثلا بی‌ثباتی در یک کشور ممکن برای دولت دیگر خطر مستقیم نداشته باشد، اما سودجویی دولت‌های دیگر از آن، ممکن سبب خطر بزرگ‌تر شود. بنابراین، این نوع جنگ برای منتفی‌سازی فرصت‌ها برای دیگران است. از نظر نویسنده، این چهار نوع استراتیژی تعیین می‌کنند که استفاده از جنگ نیابتی چقدر می‌تواند منفعت داشته باشد و از جانب دیگر، توانمندی دولت‌ها در مدیریت گروه‌های نیابتی در جنگ، عامل دیگری است که منفعت و ضرر جنگ نیابتی را تعیین می‌کند.

کتاب جنگ نیابتی اثر درخور توجه و مفید در خصوص استراتیژی دولت‌ها در جنگ‌های نیابتی است. اما به لحاظ نظری این کتاب از حد نظریه‌ی کارفرما-کارگزار فراتر نمی‌رود و این سبب می‌شود که درک موسع‌تری از جنگ نیابتی، به‌خصوص در باب فرایند پرورش گروه‌های نیابتی در منازعات داخلی، به‌دست نیاید. علاوه براین، از نظر مفهوم‌بندی بازی‌گران، این کتاب از چنبره‌ی نظریات سنتی جنگ‌های نیابتی که در آن همیشه رابطه‌ی نیابتی میان بازی‌گر دولتی و غیردولتی مفروض قرار داده می‌شود، فراتر نمی‌رود و حتا در این زمینه بحث مفصلی ندارد. این خود یک کمبود دیگر است که رابطه‌ی مشابه میان دولت‌ها و حتا گاهی میان دولت‌ها و کمپنی‌های نظامی خصوصی و گروه‌های مزدور (Mercenary)، از بحث‌ها به‌دور بمانند. با وجود این، کتاب جنگ نیابتی، اثر تایرون گروه، به خواندن‌اش می ارزد و به درک ما از جنگ‌های نیابتی می‌افزاید.

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of