عیسا قلندر
مردم افغانستان چه سیاستمدار چه سیاستنهمدار (گمانم علما اصطلاح دیگر به کار میبرند) یک خصوصیت برتر نسبت به مردمان سایر کشورها دارند. بگذارید قبل از اینکه این خصوصیت برترمان نسبت به مردمان سایر کشورها را بگویم، اول یک مقدمهی غرای قلندری برایتان بیاورم.
در قانون اساسی کشور ما آمده است که «انتخابات یک پروسهی ملی است»، سیاستمداران و اهل فضل جامعه هم همین حرف را میزنند. هرکسی هم خلاف این ادعا را مطرح کند، مقامات ما چنین نفرینش میکنند «خدایا این شخص را چنان اسهال کن که هرچه نخود بخورد، سخت نشود.» سابق (سالهاییکه علم رواج داشت و علما برای هم به میزان پیشرفتشان در علم احترام قایل بودند) دانشمندان زمانیکه ادعایی را مطرح میکردند، برای ثبوت آن همه رقم تلاش میکردند. ادعایی که ثبوت نمیشد، یا توهم نام میگرفت یا دروغ! اما حالا فرق دارد. اول اینکه حالا زمان سابق نیست. برای همین وقتی ما ادعا داریم که انتخابات یک پروسهی ملی است، نیاز نداریم آن را ثابت کنیم. میخواهید این مسأله را بیشتر شرح بدهم یا نه؟
آها! پس میخواهید. خیلی خوب. شما از کدام تیم حمایت میکنید؟ من از تیم اشرف غنی حمایت میکنم. برای همین توجه من روی این تیم است. در این تیم اولین چیزیکه باید توجه شما را جلب کند، ترکیب آن است. تیم محبوب من با چهار نفر وارد رقابت شده. این چهار نفر، از چهار قوم مختلف افغانستان است. نفر اول نمایندهی قومیست که فکر میکنند اکثریتاند. نفرهای دوم، سوم و چهارم هم هرکدام براساس نفوس مجموعی قومشان انتخاب شده. بحث تخصص و درایت مطرح نیست. مطمیینم تیم شما هم از این قاعده مستثنا نیست. یادمان باشد که به تمامی تیمها احترام بگذاریم. چرا که همه باهم علیه قانون اساسی بلند شدهاند. همین اشاره در خصوص نامزدان ریاستجمهوری و معاونینشان کافیست؟ آری. اگر کافی هم نباشد ما میتوانیم کافی فکر کنیم. ما هستیم دیگر.
بعد از نامزدان و معاونین بزرگوارشان، نوبت به دفاتر کمپین و اعضای کمپین میرسد. اینجا جزئیات ملیبودن پروسهی انتخابات بیشتر به نمایش گذاشته میشود. ما در تیم جلالتمآب اشرف غنی وقتی میخواهیم با هزارهها صحبت کنیم، به آنها میگوییم که «شما در چند انتخابات گذشته و مشخصا در انتخابات قبلی رای میلیونی خویش را به صندوق کسان دیگر واریز کردید، چه بهدست آوردید؟» از برادران و خواهران تاجیکمان میپرسیم که «شما در انتخابات قبلی حساب ویژه روی داکتر صاحب عبدالله باز کردید، اما دیدید که از آرای شما صیانت…» بقیهاش را نمیگوییم. چون یکدفعه یادمان میآید که این به ضرر ماست. چرا که تقلب و قُلدوری ما را در انتخابات گذشته نشان میدهد. اما سوال ما بیخ و بنیاد بعضی از برادران و خواهران هزارهی ما را میکَند. به خوبی و خوشی شرم میشوند و جوابی ندارند. درحالیکه ما (کمپینران اشرف غنی) به خوبی میدانیم که هیچ کسی در روز رایدهی نمیداند چه کسی برنده است و چه کسی بازنده. چرا نمیداند؟ برای اینکه مردم وقتی پای صندوق میروند و رای اعمال میکنند، یک انتظار دارند: رییسجمهور براساس آرای مردم انتخاب شوند. مردم از کجا بدانند که فلانی به هر قیمتی رییسجمهور خواهد شد تا رای خویش را به نفع او بیندازند و فردا روز که او رییسجمهور شد، به میزان آرای ریختهشده برای آسایش و پیشرفت همان قوم کار کند؟ مردم اینحرفها را نمیدانند. اما اگر راستش را بخواهید و قول بدهید که به اشرف غنی رای خواهید داد، من قسمتی از واقعیت را خواهم گفت.
از این به بعد هرکسی ادعا کرد که انتخابات یک پروسهی ملی است، باور کنید دروغ میگوید. در کشور عزیز ما یک داعیهی کثیف وجود دارد؛ چوکی ریاستجمهوری باید حتما بهدست نمایندهی قوم پشتون باشد. باور عمومی پشتونها این است که اگر غیرپشتون به ریاستجمهوری برسد، قوم پشتون نابود خواهد شد. شما میتوانید مرا متعصب، نوکر یا جاسوس کشورهای دیگر بخوانید، اما واقعیت تغییر نمیکند. این را همهی نامزدان و معاونینشان میفهمند. مجموع آرایی که به صندوقها ریخته خواهد شد، بستگی به محبوبیت نمایندهی اقوام در ستادهای انتخاباتی است. یعنی آرا براساس تعلقات قومی استعمال میشود. تنها چیزی که میتواند مانع استعمال قومی آرا شود، توزیع پول و خریدن رای است. کاری که در انتخابات پارلمانی شاهد بودیم.
این جزئیات نه چندان مهم را که با شما شریک کردم، از یک طرف به ما میگوید که «بیخیال تخصص و درایت، تعلقات قومی-اقتصادی را بچسب!» از طرف دیگر خودبخود ثابت میکند که انتخابات ما یک پروسهی ملی است. ظاهرا من هم دوست ندارم مجبور شوم برای سختکردن از نخود و سنجید استفاده کنم. ما قانون اساسی خویش را ظرف یک هفته و یک ماه بهدست نیاوردهایم که بخواهیم به همین راحتی زیرپا بیندازیمش. برای آن ساعتها انرژی و خون دل مصرف شده. البته یک تصور غلط دیگر در مورد ملیبودن پروسهی انتخابات وجود دارد و آن این است که «همهی اقوام افغانستان میتواند در انتخابات حضور داشته باشد، کاندیدا کند و رای بدهد.» این دیگر رسما زورگویی است. تفسیر این زورگویی با شما باشد. من باید آن خصوصیت مهمی را که مردم افغانستان نسبت به سایر کشورها دارد، اعلام کنم. آن خصوصیت این است:
«ما از دروغگفتن و دروغشنیدن و توهم لذت میبریم.»