خارجی‌ها از همان ابتدا در پی شکست‌دادن القاعده بودند و نه در هم‌ کوبیدن طالبان. دلیل این رفتار هم روشن بود: آنان می‌خواستند نیرویی را شکست بدهند که می‌توانست منافع آنان را در سراسر دنیا تهدید کند. آن نیرو القاعده بود. به محضی که القاعده در افغانستان ناتوان شد -و خیلی زود ناتوان شد- خارجی‌ها با طالبان از باب نرمش درآمدند.

وقتی که امارت اسلامی طالبان (قریب به دو دهه پیش) سقوط کرد، در حال صلح سقوط کرد. به این معنا که جنگ تقریبا در سراسر کشور خاتمه یافته بود و طالبان بر تمام افغانستان حکومت می‌کردند. وقتی که امارت اسلامی زیر فشار نیروهای امریکایی و بین‌المللی از پا افتاد و حامد کرزی به حکومت رسید، جنگ علیه طالبان نیز متوقف شد.

خارجی‌ها از همان ابتدا در پی شکست‌دادن القاعده بودند و نه در هم‌ کوبیدن طالبان. دلیل این رفتار هم روشن بود: آنان می‌خواستند نیرویی را شکست بدهند که می‌توانست منافع آنان را در سراسر دنیا تهدید کند. آن نیرو القاعده بود. به محضی که القاعده در افغانستان ناتوان شد -و خیلی زود ناتوان شد- خارجی‌ها با طالبان از باب نرمش درآمدند. گزارش این چرخش و این نرمش در کتاب‌ها و روایت‌های رسانه‌های غربی ثبت است. باری، وقتی گلبدین حکمتیار در گفت‌وگو با یک تلویزیون داخلی می‌خواست بر صداقت خود در جهاد با خارجی‌ها تأکید کند، گفت که رهبران طالبان به سربازان خود دستور داده بودند که از حمله بر نیروهای امریکایی پرهیز کنند و تنها سربازان اردوی ملی افغانستان را هدف بگیرند. اما او، حکمتیار، به افراد خود فرمان داده بود که خارجی‌ها را هدف بگیرند و از حمله بر نیروهای افغان اجتناب کنند.

آیا حکومت افغانستان، به رهبری حامد کرزی، با طالبان جنگید؟ پاسخ این سوال را امروز همه می‌دانند. کرزی از همان آغاز طالبان را “برادر”خود خطاب کرد و هیچ وقت اجازه نداد که اردوی ملی افغانستان چنان که باید (یعنی به قصد سرکوب موثر مخالفان مسلح حکومت مرکزی) با این گروه بجنگد. یعنی در زمان کرزی جنگ با طالبان اصلا شروع نشده بود تا روزی خاتمه پیدا کند. ارتش افغانستان توان آن را داشت که گلیم طالبان را از افغانستان جمع کند، اما حکومت نگذاشت چنان سرنوشتی برای طالبان رقم بخورد. در تمام دوره‌ی طولانی حکومت حامد کرزی اگر جنگی جریان داشت جنگ‌ِ طالبان علیه مردم و علیه اردوی ملی افغانستان بود نه جنگ حکومت مرکزی علیه طالبان.

وقتی که اشرف غنی بر تخت حکومت نشست، همان نگرش حکومت پیشین ادامه یافت. به این معنا که اشرف غنی نیز از جنگیدن با طالبان اجتناب کرد و گذاشت که این گروه تسلط خود بر مناطق مختلف کشور را گسترش بدهد. طالبان حتا یک بار هم به صلای صلح حکومت اشرف غنی پاسخ مثبت ندادند. هزاران شهروند غیرنظامی و هزاران سرباز اردوی ملی در حمله‌های مداوم طالبان جان خود را از دست دادند. طالبان هر زمان و در هرجا و تا آن‌جا که توانستند درد و داغ آفریدند و جنایت کردند. اما حکومت اشرف غنی دهل‌ِ نم‌گرفته و بدصدای صلح با این گروه را از دست ننهاد. رسانه‌ها بارها گزارش دادند که طالبان پس از تصرف موقت فلان شهر و غارت آن به فلان جا عقب‌نشینی کرده‌اند. اما حکومت غنی یک بار نپرسید که آن«جا» که طالبان با توپ و تانک و لشکر خون‌آشام خود عقب‌نشینی می‌کنند، کدام «جا» است. حکومت غنی هرگز با طالبان نجنگید. این طالبان بودند که برای نابودی کشور و لغزاندن آن به قرون ظلمت جنگیدند و هر روز بر قدرت و هیبت‌شان افزوده شد.

پس باید دید که وقتی می‌گوییم «جنگ بس است» واقعا چه می‌گوییم. اگر مخاطب ما حکومت افغانستان است، حکومت افغانستان هیچ وقت با طالبان نجنگیده که حالا این جنگ را متوقف کند. اگر مخاطب ما طالبان است، طالبان تا رسیدن به قدرت و تبدیل نظام به امارت اسلامی دست از جنگ نخواهند کشید.

جنگی شروع نشده تا بگوییم جنگ دیگر بس است.

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of