امسال کپ قهرمانی در عرصهی فساد، به قوهی قضائیهی کشور، با مربیگری قاضیالقضات و کاپیتانی لوی سارنوال رسید. این موفقیت را به عنوان یک مفسد، به اعضای ارشد این قوه، به شخص مربی و کاپیتان و به تمام هوادارانشان در سراسر کشور، از ارگوی بدخشان گرفته تا آزادسازی طالبان، تبریک و تهنیت عرض نموده و از بارگاه قادر متعال، توفیقات بیشتر را در زمینه خواهانم. برای نیروهای پولیس که طبق گزارشها، مقام دوم، یعنی نایبقهرمانی را کسب کرده نیز تبریک عرض میدارم. ضمناً یادآور میشوم که نایبقهرمانی کمتر از قهرمانی نیست. انشاالله که در فصل بعد، خداوند به شما توفیق بدهد، تا همان طوری که طی این سالها در خدمت مردم بودید، باز هم در خدمت مردم باشید و از لیست خارج نشوید! درست است که هر چندماه مربی و کاپیتان بدل میکنید، اما بنده فکر میکنم، بعضی از عناصر خاین در درون تشکیلات پولیس ملی وجود دارند که نمیگذارند این تشکیلات به کپ قهرمانی برسند! شما بهجای اینکه گاهی آقای پتنگ را برای مربیگری و گاهی آقای عمر داوودزی را تکلیف بدهید، بهتر است این عناصر خاین را شناسایی کنید. یکبار دیگر از حضور شما در مسابقات فساد تشکری میکنم، آقایان قهرمان و نایبقهرمان! در ضمن، جا دارد عرض کنم که خیلی از مقامات بودند که از اینجا پیام تبریکیه و عرض ارادت فرمایند، اما به دلیل کمبودی میزان حسن نیتشان در عرض ارادت، منصرف شدم!
معارف کشور که جهان فکر میکند یک تیم از جنس نور است و سرعت بالا دارد، در این فصل، صرف به مقام سوم بسنده کرده در در سوپرکپ، فسادگر معرفی میکند! ما سالهاست که جزو ده تیم برتر سوپرکپ فساد جهانیم. گزارشهای فساد که هرازگاهی، شاخ از رسانهها درمیآورد، نشان میدهد که یا قهرمان این گوی ما میشویم یا کوریای شمالی! در فهرست ده بهترین که حتماً نام ما با خط زرین نوشته شده و نوشته خواهد بود. پس جا دارد از تیم سوم که همانا معارف باشد، یکایک تشکری کنیم. اگر جامعهی جهانی کمی غیرت داشت و دولت افغانستان خیلی بیوجدان نبود، باید یک کمیسیون تشکری ایجاد میکردند تا در همچو مواقع از سرمربیها و کاپیتانها به صورت ویژه تشکری صورت میگرفت! روایت است که در قدیم، هر قطره عرقِ عزیزانی که قهرمان میشدند، با صد بوتل شراب معاوضه میشد. حالا که ما شراب را قبول نداریم، حداقل یک کمیسیون تشکری که نیاز است. نباید بگذاریم عرقهای این عیاران فصل، بهمرور زمان، زیر پکههای بیغیرتی جامعهی جهانی خشک شود. اصلاً نباید بگذاریم که دولت در این زمینه خود را به کوچهی حسن چپ بزند! حتا اگر قانون چیزی در این زمینه پیشبینی نکرده باشد، اخلاقاً باید این کمیسیون شکل بگیرد! همانگونه که در قانون مبارزات انتخاباتی گفته نشده که نامزدان ریاست جمهوری حق دارند بههم تهمت ببندند، اما میبینیم که اخلاقاً این فریضه مراعات میشود! فراتر از دو نامزد، ما با یاران باوفایی سروکار داریم که هیچ کوتاهیای در زمینه نمیکنند. خب، پیش از آنکه کمیسیون تشکری شکل بگیرد، لازم است چهارمین تیم و تشکیلات برتر در این فصل را تقدیر نماییم. چهارمین کاپیتانی که در این زمینه افتخار آفریده، بانویی است به استواری کوه بابا (شنیدهام ایرانیها این کوه را کوه مامان نامیدهاند، راست است؟) خدا از هیچ چیزش کم نکند که شانه به شانهی مردان آهنینی چون قاضیالقضات، نیروهای پولیس و معارف کشور با سرتیم محبوبشان آقای فاروق وردک، به رقابت پرداخته و به کسب مقام چهارم نایل شده است. بهخدا اگر من زن بودم و جای او قرار داشتم، تا حالا به خانههای امن پناه برده بودم. همه میدانید که رقابت برای یک زن در برابر مردان، بهمراتب سختتر از یک مرد میباشد.
در اخیر، وزارتها و نهادهایی که سلسلتاً بعد از این چهار تیم برتر قرار دارند، نیز قابل تقدیر اند. حتا وکلایی که در این زمینه همت گماشتهاند و سرنوشت را از نو نوشتهاند، نیز درخور تشکری اند؛ اما حیف که دولت ما با تنبلی مواجه است و کمیسیون را ایجاد نمیکند! برای اینکه همت و روحیهی تیمهای ضعیف در این زمینه دچار بحران نشود، این شعر از شکریه متشکر را خدمتتان تقدیم میکنم:
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
مطابق این فرموده، تیمهای بعد از چهار تیم برتر، لابد کمتر از چهار تیم اول تشنه بوده که نتوانسته مقدار قابل توجهی را بچشند! برای آنها تشنگی در سرحد مرگ آرزو دارم! در اخیر، از گزارشگرانی که این گزارش را تهیه کردهاند، باید تشکری کنیم. آنها هم به قدر تشنگی چشیده، مطمئنم!