غم‌پاین انتحاراتی!

هادی دریابی

چند‌بار به این کرزی پیش‌نهاد کردم که در قانون اساسی حد‌اقل یک ماده را اضافه کند و آن‌هم راجع به شرایط نامزد شدن در پست ریاست جمهوری. ماده‌ی مذکور این بود: «هیچ‌کسی حق ندارد در افغانستان نامزد شود، مگر این‌که حد‌اقل 5 سال وقتش را صرف کمپاین‌های عملی بکند. کمپاین‌های عملی در جمهوری اسلامی افغانستان عبارت‌ اند از: الف- همه حق دارند نامزد شوند. همه مکلف‌ اند برای جلب حمایت مردمی، برای مردمش کار کنند! مثلاً چه دیو می‌زند تلاش کند و راه‌ بهتر شدن کشت کچالو را بیاموز‌د و عملاً به دهاقین افغانستان کمک کند؟ چند‌تار مویش ضایع خواهد شد، اگر در تجارت سهم بگیرد و به‌جای وارد کردن مواد مصرفی و تجملی، کالاهای سرمایه‌‌ای وارد کند؟ هیچ تار مویش حتا سفید نخواهد شد، اگر روی متخصص شدن نیروهای دور و برش سرمایه‌گذاری کند و عملاً برای مردم کار و امنیت ایجاد کند! به‌راستی ما چه‌قدر کار از نامزدان خویش داریم که ثمر کارشان، تأثیر مثبتی بر زندگی رای‌دهندگانی که این روزها خیلی شریف شده‌اند، داشته باشد؟ ب: خوب این دور که نشد! برای نامزدان دور بعدی، از همین حالا پیش‌نهاد می‌کنم که برای رییس جمهور شدن، کمپاین را شروع کنند. البته نه این‌که در هوتل آریانا-کابل برنامه بگیرند و بعد شاهد چند غم‌پاین انتحاراتی باشند، بل‌که بروند در متن جامعه، با مشکلات مردم مبارزه کنند. تا‌کنون که اخلاق پولی هر نامزد نشان داده که این‌ها چه‌قدر امکانات باالقوه برای کار کردن دارند و نمی‌کنند! به طور مثال، برنامه‌‌ای که دیروز از سوی یک اکبری مسلماً محمد در هوتل آریانا-کابل گرفته شده بود، به باور من، حد‌اقل پنج ‌صد هزار افغانی هزینه برداشته بوده. اصلاً گیریم که باور من غلط باشد و هزینه‌ی این برنامه با توجه به خساراتی که بعد از انفجار بر موتر‌های مربوطه وارد شدند،‌ به ‌‌صد هزار افغانی برسد؛ آیا نمی‌توان با ‌صد هزار افغانی، یک‌ چاه عمیق حفر نمود و با ‌‌صد هزار دیگر یک پایه‌‌ جنراتور فوق‌القوی خرید و زمین‌ها را سبز و مردمانی را به کار مشغول کرد؟ می‌شود. باز خیلی راحت می‌توانیم هر بعد‌از‌ظهر خویش را با چپس شلغم تجلیل کنیم. البته در کنار همان مردمان و همان مزرعه! قسم به خدایی که سویچ زندگی بنده در دست اوست، این‌گونه حتا یک رای هم به صندوق حریف نمی‌رود. ممکن است مثل من به این فکر افتاده باشید که افغانستان یک قریه نیست که خیلی راحت بتوان خیال‌پردازی و خوش‌باوری داشت. حق با شماست. من ذهن کوچکی دارم؛ خیلی چیزها به ذهنم نمی‌رسند. مثلاً من اصلاً نمی‌فهمم که چطور می‌توان از کابل در بدخشان مغازه‌ی جلب حمایت باز کرد؟ ولی می‌دانم اگر برای بدخشانی‌ها کار کنیم، بدخشانی‌ها را کنار‌مان حفظ خواهیم کرد. می‌دانم که می‌توان برای سیلاب‌زده‌های سرپل و فاریاب کمک کرد، هر کمکی در حد توان، در حد توان حامی بار می‌آورد. نه! مثلاً همین سیلاب‌های آخر را در نظر بگیرید؛ برای‌ این‌که واقعاً به سیلاب‌زده‌ها کمکی کرده باشیم، در کنار این‌که مواد غذایی و البسه برای‌شان فراهم می‌کنیم، باید خطرات بعد‌ سیلاب را مهار کنیم. بند سیل‌گردان بسازیم. شاید مردم واقعاً کمک کردند در امر ساخت این بندها…

از این‌ مثال‌ها اگر ضرورت داشتید، خر‌تان را بیاورید که برای‌تان بار کنم. کم که نیست! با اقدامات عملی در طول سال‌های انتظار تا رسیدن به انتخابات، ما خیلی از موانع را از سر راه برداشته‌ایم. یکی از این موانع، جلوگیری از غم‌پاین‌های انتحاراتی کشور دوست و برادر ما پاکستان است. عرف دیپلماتیک این است که پاکستان عاشق ما شده و به هیچ‌وجه‌ ایلاگر ما نیست. چندین رأس نقاب‌پوش فرستاده که طالبان عزیز ما را اعدام کنند. مگر این طالبان عزیز ما چه‌کار کرده؟ جرم‌شان این ‌است که انتخابات را نتوانسته منحل کند. اگر همین نقاب‌پوشان‌ نتوانند 24 جوزای ما را اخلال کنند، خدا می‌داند آی‌اس‌‌آی باز چه گروهی را به افغانستان اعزام کند که نقاب‌پوشان عزیز را اعدام کنند؟ نه تنها نقاب‌پوشان، در این اواخر آتش‌ زدن‌ تانکرها بسیار زیاد شده است. شنیده‌ می‌شود که بچه‌های طالبان همین‌ که از شیر مادر فارغ می‌شوند، می‌روند سر سرک یک تانک را متوقف کرده و به آتش می‌کشند. البته این آتش‌ زدن‌ تانکرها خیلی خالی از لطف نیست؛ چون راننده‌های لینی مجبورند با سرعت کم و به شکل مارپیچ سرک را طی کنند که خود باعث می‌شود راننده‌های چرسی و بنگی، کمتر خلق حادثه کنند و زندگی مردم را به‌باد دهند! روایت است که مردی اگر دست‌آوردش محسوس باشد، بمب‌های سر راه او فلج می‌شوند و از کار می‌افتند. آهای نامزدان دور بعدی! بشتابید برای خلق دست‌آورد، تا هیچ بمبی سر راه‌تان انفجار نکند! حتا باعث می‌شود که گروه گروه اسلم جوادی آرزو کنند که مباد آن ‌ساعت که یک تار موی‌تان کم شود!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه