تروریستان نابغه

هادی دریابی

من از مسایل امنیتی زیاد نمی‌فهمم. مثلاً وقتی انتحاری درست در همایشی انتحار می‌کند که وزارت داخله از آن بی‌خبر است، برای من یک موضوع مهم است؛ اما چون نمی‌فهمم، بی‌خیالش می‌شوم. یک ‌گوشه‌ را پیدا می‌کنم که از شر چتلی در امان مانده باشد و شهروندان شریف و بانظافت در آن‌جا رفع حاجت نکرده باشند. در گوشه‌ی خودم به کشته ‌شده‌ها و زخمیان حادثه‌ی روز جمعه فکر می‌کنم و به استاتوس استاد حکیم مظاهر که نوشته بود، «ده کشته و سی‌وهفت زخمی به‌خیر گذشت؟!»‌ فکر می‌کنم. هیچ‌گاهی در ذهنم نمی‌رسد که بی‌خبری وزارت داخله را تروریستان کشف بتوانند و با خیال راحت، خود را به جای‌ مورد نظر برسانند. هیچ‌گاهی در ذهنم خطور نمی‌کند. در عوض، ذهن من همیشه گرفتار محکوم کردن‌های شخصیت‌های کشورم است. میخاییل شورواتوف گفته بود که گرفتاری، در نوع خودش، گرفتاری خلق می‌کند. درست است که عبدالله عبدالله بعد از حمله، بی‌هیچ تأخیری به کمپاین‌های انتخاباتی ادامه داد و اشرف غنی، حمله بر عبدالله عبدالله را محکوم نمود؛ اما چون ذهن من گرفتار محکوم کردن جمیع سروران (علیهماالسلام) شده، گرفتاری از این نوع برای من خلق می‌کند. دیروز وقتی از پل سرخ عبور می‌کردم، یک دفعه چشمم به جماعتی افتاد که گردهم آمده بودند و صدای‌شان بلند بود. نزدیک رفتم و جویای احوال شدم. یک‌ تن از اهالی شریف کارته سه وقتی می‌خواسته کنار دریای کابل بشاشد، با مخالفت‌ یک نیم‌چه جوان روبه‌رو می‌شود. این مرد شریف که از خانه‌ سفارش شده بوده تا غیرت را زیر پا نکند، نیم‌چه جوان معترض را محکوم می‌کند که چرا او را محکوم کرده؟! (شما که کم و بیش‌ محکوم کردن‌های از این دست را می فهمید). نیم‌چه جوان به آن شریف عیار و مسلح به غرور، گفته بوده که چرا در این سن و سال کنار دریا می‌شاشی؟ مغرور شریف و معتبر که دیده غیرتش زیر سوال می‌رود، گفته مگر دریای کابل از بی‌بی تو است که من اجازه نداشته باشم؟! تا این‌که یک جمعی کنار آن‌ها جمع می‌شود و خواهان برقراری آتش بس و معاوضه‌ی اسرا می‌شود. در همین‌ لحظه، فهمیدم که هر‌دو طرف نیاز به محکوم کردن دارند. به آن نیم‌چه جوان گفتم که عزیزم! مگر سرت را مار کنده که به از خود‌‌بزرگ‌تران درس اخلاق می‌دهی؟ سپس برایش شرح دادم و گفتم که در این کشور، هرچه نیت خیر و فکر درست داشته باشی،‌ باید به از خود‌کوچک‌تران منتقل بکنی. کسانی که از تو بزرگ‌تر باشند، اصلاً حاضر نیستند قبول کنند که تو درست می‌فرمایی. سپس رو به طرف آن عیار وطن‌پرست نمودم و گفتم که من از طرف این بچه معذرت می‌خواهم. بد کرده که مزاحم شما شده. بفرمایید دریا و کناره‌اش به صورت کامل مال شما. به نظر شما، فرد بزرگ مستحق است یا فرد کوچک؟ به نظر من که افراد بزرگ‌ و بزرگ‌تر، همیشه حق به‌جانب اند. به طور مثال، اول خدا حمله‌ی انتحاری را دور کند. دوم، انتحاری‌ها معمولاً پروای‌ کسی را ندارند. خود را منفجر می‌کنند و هر کسی که کشته شد، کشته شد دیگر! در حمله‌ی روز جمعه‌ی گذشته، گفته می‌شود که ده نفر کشته شده، اما وزارت داخله شش نفر اعلام کرده، چون وزارت داخله بزرگ‌تر از سایرین است، حق با وزارت داخله است. بناءً همه یک‌صدا بگویید که «شش نفر کشته شده»، «شش نفر کشته شده»! «ما هیچ آماری را قبول نمی‌کنیم‌. زنده باد وزارت داخله». سوم، انتحاری به قصد کشتن داکتر عبدالله آمده بود. نظر به تصویرهای بعد از حمله، به اشرف غنی قسم می‌خورم که برای کشتن عبدالله عبدالله آمده بوده، اما چون عبدالله عبدالله و محمد محقق و  انجنیر محمدخان به سلامت اند، ما حق داریم بگوییم که حمله‌ی دیروز به‌خیر گذشت. همان‌طوری که در اول گفتم، من از مسایل امنیتی زیاد نمی‌فهمم. به نظر من، این تروریستان نابغه اند، وگرنه بی‌اطلاعی وزارت داخله چطور در ذهن من خطور نکرده؟ لحظه‌‌ای که انفجار شد، من داشتم غذا پهن می‌کردم و از مهمان‌ها پذیرایی می‌کردم. اولین چیزی که در ذهن من خطور کرد، این بود که حضور مهاجمان انتحاری در کابل، بدون شک با هم‌کاری مقام‌های امنیتی ما فراهم می‌شود. هرگز به ذهنم نمی‌رسید که ممکن است وزارت داخله از همایش محمد اکبری بی‌خبر باشد. طبق قانون، برگزار کنند‌‌گان همایش‌ها، مکلف اند 48 ساعت قبل از لحظه‌ی همایش، وزارت داخله را در جریان بگذارند. حالا که وزارت داخله اعلام بی‌خبری می‌نماید، باید برود سراغ آقای اکبری! باید از اکبری بپرسد که شما بار اول تحقیق همه‌جانبه کرده از گل‌آغا شیرزوی حمایت نمودید، سپس با یک تحقیق همه‌جانبه، زلمی رسول را کاندیدای اصلح یافتید. بار سوم این تحقیق شما به پای عبدالله نشست. چطور ممکن است با این همه تحقیق و بررسی، به ذهن‌تان نرسیده باشد که به وزارت داخله خبر بدهید؟!

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه