در جلسه‌ فوق‌العاده‌ی امنیتی چه گذشت؟ | طنز

اطلاعات روز

عیسا قلندر

پس از آن‌که معاون اول ریاست‌جمهوری مورد حمله قرار گرفت، اشرف غنی نگران شده و جلسه‌ فوق‌العاده‌ی امنیتی برگزار کرد. در این جلسه تمام نوابغ امنیتی حکومت وحدت ملی احضار شده بودند تا افکارشان را روی هم بگذارند بلکه چاره‌ای برای بیچارگی مفرط و مزمن وطن پیدا کنند.

ابتدا رییس امنیت ملی طرحش را ارایه کرد. آقای رییس امنیت ملی به رییس‌‌جمهور پیشنهاد کرد که برای حفاظت از رجال برجسته‌ی کشور، باید یک لایه دیگر از دیوارهای کانکریتی اطراف خانه و دفتر مقامات چیده شود. حتا می‌شود تعداد از رستوران‌های شهر را نیز با دیوارهای کانکریتی دولایه محافظت کنیم و به رجال برجسته‌ی کشور هدایت داده شود که صرفا در همین رستوران‌ها وقت‌شان را بگذرانند.

به تعقیب رییس امنیت ملی، رییس شورای امنیت ملی کشور به رییس‌‌جمهور پیشنهاد داد که در کنار اضافه‌کردن لایه‌ی دوم دیوارهای کانکریتی، خوب است برای تعدادی از بزرگان رییس‌‌جمهور دو کاروان از موترهای زرهی در نظر گرفته شود و هردو کاروان باید همه روزه از دو مسیر متفاوت حرکت کند و برای هر کاروان هم باید خط سیر گرفته شود. این‌گونه دشمن گیج می‌شود.

سپس وزیر داخله‌ی کشور زبان گشود و کسب اجازت کرد که طرحش را ارایه کند، اما بدبختانه رییس صاحب جمهور اعصابش خراب شده بود و به او اجازه نداد. بیچاره رنگش پرید و یک رقم زود زود آب می‌نوشید، فقط که طرحش در گلویش خشک شده باشد.

هنوز وزیر صاحب داخله جرأت نکرده بود سرش را بالا کند و به اعضای جلسه نگاه کند که رییس‌‌جمهور از وزیر دفاع خواست طرحش را ارایه کند. وزیر دفاع گفت که برای جلوگیری از حملات انتحاری باید بیش‌تر از نصف از رجال برجسته‌ی کشور را گرفتار و سخت مورد بازپرس قرار بدهیم.  تا این خرمستی رجال برجسته جریان دارد، من ضمانت می‌کنم که اوضاع همچنان چیز در چیز باشد.

رییس‌‌جمهور در چُرت چقری فرو رفت. نزدیک بود یک بار دیگر لاف بزند که اگر جلو حمله‌ی انتحاری را نگرفتم بچه آدم نباشم که خوش‌بختانه لاف اولش یادش آمد و از حوصله کار گرفت. در همین موقع یکی از خانه‌سامان‌های ارگ که از رییس‌‌جمهور اجازه خواست که چند کلمه حرف بزند. به او اجازه داد و او گفت که تنها چاره‌ی این معضل، تقویت دستگاه امنیتی و خصوصا دستگاه کشفی و استخباراتی است. فعلا این دستگاه به‌دلیل مصلحت‌های قومی و سیاسی فلج است. شما به‌جای پنهان‌شدن پشت دیوارهای کانکریتی و کاروان موترهای زرهی و لشکر از محافظان مسلح، باید دستگاه کشفی را و اوپراتیفی را تقویت می‌کردید که پلان حملات تروریستی را در نطفه خفه می‌کردند. حالا هم تنها چاره‌ی کار همین است.

رییس‌‌جمهور یک‌بار دیگر در چُرت عمیق فرو رفت و رو به‌طرف نوابغ امنیتی کرد و گفت: رخصت هستید. همی‌رقم پیش می‌رویم بخیر. مقصد فکرتان باشد که پچاقای‌تانه باد نکنند. بیچاره خانه‌سامان یک ساعت بعد از کار منفک شد. رییس اداره امور در منفکی‌نامه‌ی او نوشته است: زبان سبز سر سرخ می‌دهد برباد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه