عیسا قلندر
همه ما احتمالا قصه لیلی و مجنون را شنیدهایم. آنقدر خوب شنیدهایم که همه میدانیم لیلی نر بوده یا ماده. من تا همین چند سال پیش فکر میکردم که عشق یعنی پسری از دختری یا دختری از پسری خوشش بیاید و برای رسیدن به او درد و رنج را تحمل کند و حتا پیر شود. هرچند برداشت من از عشق غلط نبود، اما حالا میدانم که عشق انواع مختلف دارد.
شما به رییسجمهور غنی نگاه کنید، عاشق چیغزدن در میان مردم است. او تا کنون صدها سفر ولایتی داشته و به قول مشاور ارشدش، در ۳۴ ولایت افغانستان چیغ زده که افغانستان را به کشور صادرکننده تبدیل میکند. هرجایی که یکی از اشتراککنندگان بلند شده و اعتراض کرده، پیپیاس فورا به دهانش زده و از مجلس بیرونش کرده است. برای همین، حالا رییسجمهور هرجا که جلسه میگیرد یا به هر ولایتی که سفر میرود، پیش از پیش مشخص میکند که چه کسانی باید در مجلس حضور داشته باشند و چه کسانی نه. رییسجمهور غنی عاشق کسانیاند که برایش در هنگام چیغزدن چک چک میکند.
حالا حتما میخواهید بدانید که داکتر عبدالله عاشق چیست. معلوم است دیگر، هر تکهی نو که در دنیا تولید شود، داکتر صاحب خود را به آب و آتش میزند که از آن یک جوره دریشی جور کرده، بپوشد و چندتا عکس بگیرد و در صفحهی فیسبوکش بگذارد. آقای عبدالله در تمامی جلساتش چنان قیافه میگیرد که انگار تازه آقای ضیاالحق امرخیل را بهدلیل تقلب دستگیر کرده باشد.
چون ذکر خیر آقای امرخیل شده، مجبور که در مورد عشق او هم اشارهای شود. خدمت شما عرض شود که او به هیچ نوعی از عشق مبتلا نیست، اما یک نابغهی تمامعیار است. شما به او صلاحیت بدهید، بعد یک لشکر متخصص را مأمور کنید تا جلو تقلبکردن او را بگیرد، به والله قسم که جلوش را گرفته نمیتوانند. او حتا از پشههای ننگرهار خون +ORH استخراج میکند.
بیایید از عشق دور نشویم. لطفا از من نپرسید که اعضای فضلیگروپ و شهردار عاشق چهاند، از آنها عشق نیست. هوس است. اما حکمتیار یک عاشق تمامعیار است. عشق او بههمزدن آرامش و ایجاد شورش است. خیلیها فکر میکردند که آقای حکمتیار همینکه صلح کرده دست از بغاوت و اخلال برخواهند داشت. اما او به بهانهی گرامیداشت از نجیب بار دیگر ثابت کرد که هنوز عشق در وجودش زنده است. کافیست شما بهانهای دست او بدهید، اتومات شورش خواهد کرد. او از سال اول دانشگاهش به این طرف مدام در حال عشقورزیدن است.
نوعی دیگر از عشق که در وطن ما فوران دارد، تخریب زیرساختها است. یکی از نهادهای بینالمللی برای اهالی چند ولایت وسایل مدرنی چون بلدوزر کمک کرده بود و گفته بود که این بلدوزرها قدرت زیادی دارند. اهالی هم برای اینکه معلوم کند بلدوزر چقدر قدرت دارد، صدها کیلومتر سرک را با آن خراب کردند و فهمیدند که بلدوزر به راستی زور دارد.
برای اینکه بحث ما کاملا مردانه نشود، بگذارید داستانی را خدمت شما ابلاغ کنم. یکی از زنان افغانستان که همین چند سال پیش تذکرهی تابعیت دریافت کرده و رییسجمهور غنی هم بارها گفته که رییسجمهور حقیقی افغانستان اوست، عاشق کمک به فقیران خاص است. برای او فقیر کسی نیست که نانی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و سرپناهی برای خوابیدن نداشته باشد، بلکه کسانی فقیرند که از لغمان، کنر و ننگرهار باشند و انرژی اطاعت از اوامر را داشته باشند.