«سوگ تاریخ»

«سوگ تاریخ»

مجموعه‌ی اعتراضی بر سیاه‌روزی میراث‌های فرهنگی افغانستان

پرکاری مینیاتوریستی که سه دهه عمرش را صرف رشد هنرهای مینیاتوری، تذهیب و نقاشی کرده، این روزها تنها یک دلیل دارد؛ اعتراض به نادیده‌گرفتن نام افغانستان به ثبت هنر مینیاتور در سازمان یونسکو و کارکرد ضعیف حکومت افغانستان در حفاظت از میراث‌های تاریخی- فرهنگی افغانستان.

«سوگ تاریخ» سوژه جدید عبدالناصر صوابی، مینیاتوریست، نقاش و استاد دانشگاه است که در قالب هنر مینیاتوری حال روز ناخوش دست‌کم شش بنای بزرگ تاریخی کشور را به تصویر کشیده است. آقای صوابی در گفت‌وگو با اطلاعات‌ روز می‌گوید مجموعه مینیاتور «سوگ تاریخ» اعتراض به زبان هنر است تا حکومت به مسئولیت‌هایش در بخش پاسداری از هنر و فرهنگ پی ‌ببرد. هنرمندی که از آینده‌ی هنر مینیاتور در افغانستان نگران است، در گوشه‌ی خلوتی نشسته و می‌خواهد با کار بیشتر به تنهایی به جنگ حجم وسیعی از بی‌توجهی به هنر و فرهنگ در افغانستان برود: «سوگ تاریخ، مقطعی از یک زمان را نشان می‌‎دهد که داغ بر دل‌مان می‌گذارد.»

روی میز کار آقای صوابی شلوغ و مملو از انواع رنگ‌ها و بورس‌های نقاشی است. اما رنگ سیاه بیشتر از هر رنگی دیگری به چشم می‌آید. تازه مجموعه‌ی اعتراضی «سوگ تاریخ» را تمام کرده است. پارچه‌های سیاه، نشان سیاه‌روزی، بوم نشان نابودی، کلاغ نشان مرگ و خورشید دم مرگ نشان کرختی زمان در این مجموعه‌ی اعتراضی یک معنا دارد؛ حال و روزِ در حال مرگِ بسیاری از میراث‌های ارزشمند تاریخی در افغانستان.

روایت وضعیت نابه‌سامان شش بنای مشهور تاریخی افغانستان به‌شمول بت‌های بامیان، دیوار بست هلمند، آرامگاه خواجه عبدالله انصاری و چندین بنای دیگر در مجموعه‌ی «سوگ تاریخ» در قالب هنر مینیاتوری تصویر شده است: «شش اثر سوگ‌ تاریخ متأثر از جفا در حوزه مینیاتور افغانستان را نشان می‌دهد و کم‌توجهی و سهل‌انگاری مسئولان حکومتی که در زمان مناسب پی‌گیری نکردند.»

کار روی مجموعه‌ی «سوگ تاریخ» پس از اقدام به ثبت هنر مینیاتوری به نام کشورهای ایران، ترکیه، آذربایجان و ازبیکستان، بدون ذکر نام افغانستان آغاز شد و حالا به پایان رسده است. از طرف دیگر، این اقدام با واکنش تند فرهنگیان و هنرمندان افغان مواجه شد و پس از آن وزارت اطلاعات و فرهنگ مستندات در مورد هنر مینیاتوری را به یونسکو فرستاده است.

در یکی از شش اثر «سوگ تاریخ» افرادی در حال گریه‌کردن هستند که گویا جلو چشم‌شان فرهنگ و هنرشان در حال نابودی است. عبدالناصر صوابی با اشاره به خورشید در این آثار می‌گوید: «خورشید به‌عنوان نماد زمان است که در آن‌جا غمگین است و ابر سیاه نشان می‌دهد که وضعیت شاید بگذرد، ولی بسیار تاریک است.»

در برخی از آثار مجموعه‌ی «سوگ تاریخ» پرنده بوم (نشان ویرانی و نابودی) و همچنین کلاغ (نماد مرگ) دیده می‌شود.
در برخی از آثار مجموعه‌ی «سوگ تاریخ» پرنده بوم (نشان ویرانی و نابودی) و همچنین کلاغ (نماد مرگ) دیده می‌شود.

مینیاتوری نوعی نقاشی شرقی، مروج در کشورهای افغانستان، ترکیه، ایران، افغانستان، ازبیکستان، تاجیکستان و هند است. عبدالناصر صوابی، اما می‌گوید که این هنر در هرات به لطف کمال‌الدین بهزاد به کمال رسیده و یکی از میراث‌داران اصیل مینیاتوری هرات است.

همچنین مجموعه‌ی «سوگ تاریخ» بی‌پروایی در بخش مرمت و بازسازی بناهای مشهور افغانستان را بازتاب می‌دهد که از نمادهای اصلی فرهنگ این کشور است. عبدالناصر صوابی «سوگ‌تاریخ» را مجموعه‌ی ویژه در حوزه هنر مینیاتوری می‌داند؛ چرا که در این مجموعه از مینیاتوری دوره تیموری و هنر معاصر تلفیق شده ‌است: «مینیاتوری که من کار می‌کنم، خیلی خاص است در جهان‌بینی و نحوه‌ی اجرا فرق می‌کند. من فکر می‌کنم کسی چنین برخورد در هر مینیاتوری تا حالا نکرده است.»

این هنرمند مطرح مینیاتور از سال ۱۳۹۹ به‌عنوان یکی از پرکارترین سال‌های کاری‌اش یاد می‌کند که با استفاده از محدودیت ناشی از شیوع کرونا و قرنطین اقدام به خلق مجموعه‌های نقاشی خطی، خشت‌های طلایی (واقع‌گرایی کرونا)، «سوگ تاریخ» و حالا هم روی یک مجموعه تغزلی ترکیبی از مینیاتوری و خوش‌نویسی کار می‌کند.

مجموعه‌ی «سوگ تاریخ» اعتراض این هنرمند مطرح به ثبت هنر مینیاتوری به نام کشورهای ایران، ترکیه، آذربایجان و ازبیکستان، بدون ذکر نام افغانستان را بازتاب می‌دهد.
مجموعه‌ی «سوگ تاریخ» اعتراض این هنرمند مطرح به ثبت هنر مینیاتوری به نام کشورهای ایران، ترکیه، آذربایجان و ازبیکستان، بدون ذکر نام افغانستان را بازتاب می‌دهد.

صوابی کیست؟

عبدالناصر صوابی در نزد بسیاری‌ها در هرات، یکی از مشهورترین مینیاتوریست‌های افغانستان است و آثارش در خارج از افغانستان خریدار دارد. از مهم‌ترین آثار آقای صوابی، مینیاتوری بخشی از سالن مقام ولایت هرات و گچ‌بری مسجد جامع بزرگ این ولایت است. او کار حرفه‌ای مینیاتوری را نزد محمدسعید مشعل فرا گرفته است و در دانشکده هنرهای دانشگاه هرات تجربه‌های خود را به دانشجویان منتقل می‌کند.

عبدالناصر صوابی در دوران کودکی علاقه‌مندی زیادی برای کشیدن شکل گل و گیاه با مدادرنگی در حاشیه صفحه‌های کتابچه‌ها داشت و پدرش به استعدادش در هنر مینیاتوری پی برد و این‌گونه شد راهش به‌سوی هنر مینیاتوری کشیده شد «پدرم مرا تشویق کرد که هنر بخوانم، اما خانواده می‌گفتند که باید یک شغل دیگری پیدا کنم.»

به گفته آقای صوابی آشنایی با محمدسعید مشعل، یکی از مطرح‌ترین مینیاتوریست‌های افغانستان از مهم‌ترین اتفاق‌های زندگی‌اش بوده، چرا که توانست که در کوتاه‌ترین زمان ممکن هنر مینیاتوری و تذهیب را یاد بگیرد: «هر چه مینیاتوریست در هرات هست، مدیون استاد مشعل است و استاد با حمایت خالقیار والی وقت هرات شمار زیادی شاگرد جذب کرد و برای رشد هنر مینیاتوری تلاش‌ کرد. من به هر مقامی برسم، مدیون استاد مشعل هستم که باعث ساخت زیربنا مینیاتوری در هرات شد.»

«دشوارترین روزها»

سخت‌ترین دوران زندگی عبدالناصر صوابی به حاکمیت رژیم طالبان در هرات برمی‌گردد که اختناق هنر و دوران «سیاه» را در ذهن هنرمندان بازنمایی می‌کند.

عبدالناصر صوابی در آن دوران که بیشتر هنرمندان هرات را از ترس طالبان ترک کرده بودند، در این شهر ماند و دست از تلاش نکشید: «شاید در دوران طالبان دو یا سه نفر بودیم که هنر مینیاتوری کار می‌کردیم و من به دوستان خود می‌گفتم که امروز روزی است که باید کار کنیم و شاید فردا شرایط مهیا شود و همه هنرمند و مدعی می‌شوند.»

او در آن زمان انتقال هنر مینیاتوری را به دیگران رسالت خود می‌دانست و در آن زمان بی‌وقفه برای خلق آثار مینیاتوری و تذهیب کار کرد. او می‌گوید که در دوران طالبان تا ۱۶ ساعت در شبانه روز مینیاتوری و تذهیب کار می‌کرده و بارها مادرش به وی هشدار داده بود که از شدت کار یا «نابینا» و یا «دیوانه» خواهد شد: «در ماه رمضان می‌رفتم به نماز تروایح و بعد از نماز هشت ساعت تذهیب کار می‌کردم و بعد از سحری می‌خوابیدم و باز روز مینیاتوری و تذهیب کار می‌کردم. حالا که می‌بینم در جوانی خیلی پرانگیزه بودم.»

می‌گوید که در دوران طالبان به‌دلیل شدت کار دو بار از روی چوکی افتاده و سرش شکسته است. پس از سقوط رژیم طالبان، علاقه به هنر مینیاتوری و تهذیب و شوق به بلندبردن تحصیلات دانشگاهی، عبدالناصر صوابی را پس از ۱۲ سال کار در هنر وارد فضای دانشجوی در مقطع لیسانس در دانشگاه هرات کرد: «وقتی دانشگاه را شروع کردم، یک یا دو استاد یک سال سابقه کاری بیشتر از من داشتند.»

او پس از پایان دانشگاه به‌عنوان استاد برگزیده شد و ماستری را در رشته «هنر مدرن» در ایران خواند و حالا در حوزه پژوهش هنر دوره‌ی دکترا را در ایران می‌خواند.

عبدالناصر صوابی هرچند رشته تخصصی‌اش تذهیب و مینیاتوری بود، اما در نقاشی مدرن در ایران نیز در دوران ماستری خوش درخشید: «در کارگاه‌های نقاشی سراسر دانشگاه ایران شرکت کردم و مقام دوم گرفتم. این دوم‌شدن من طبیعی بود، باید دوم می‌شدم.» در یکی از نمایشگاه‌های دیگر در ایران نیز اثر آقای صوابی جزء ده اثر برتر برگزیده شد.

شش بنای مشهور تاریخی افغانستان به‌شمول بت‌های بامیان، دیوار بست هلمند، آرامگاه خواجه عبدالله انصاری و چندین بنای دیگر در مجموعه‌ی «سوگ تاریخ» با پارچه‌های سیاه کشیده شده.
شش بنای مشهور تاریخی افغانستان به‌شمول بت‌های بامیان، دیوار بست هلمند، آرامگاه خواجه عبدالله انصاری و چندین بنای دیگر در مجموعه‌ی «سوگ تاریخ» با پارچه‌های سیاه کشیده شده.

هر وقت بخواهد که عبدالناصر صوابی برای خود کار کند، طراحی تذهیب کار می‌کند و در زمانی‌که خواسته هنر را تدریس کند، مینیاتوری کار می‌کند. او معتقد است که هر قدر تجربه‌اش در بخش هنر بلند برود، به همان پیمانه دانش بیشتری به دانشجویان منتقل می‌کند.

در افغانستان و کشورهای خارجی، مینیاتوری و تذهیب بازار فروش مناسب ندارد و آقای صوابی برای تأمین مصارف زندگی‌اش نقاشی می‌کند و این نقاشی‌ها در بیرون از افغانستان بازار «خوبی» دارد.

عبدالناصر صوابی، تسلط در هنر مینیاتوری را به محمدسعید مشعل، یکی از مطرح‌ترین مینیاتوریست‌های افغانستان مدیون است.
عبدالناصر صوابی، تسلط در هنر مینیاتوری را به محمدسعید مشعل، یکی از مطرح‌ترین مینیاتوریست‌های افغانستان مدیون است.

برای هنرمندی که تنها از راه آموزگاری و گاهی هم نقاشی‌هایش چرخ زندگی را می‌چرخاند، فرصت‌های زیادی برای رفتن از افغانستان پیش آمده است، اما ترجیح داده است که در افغانستان بماند و برای هنر هر سختی را به جان بخرد: «وقتی در بورسیه کوتاه‌مدت در مورد مرمت آثار باستانی به جاپان رفته بودم. شب ترجمان آمد و گفت که دوست داری این‌جا بمانی. بدون دغدغه گفتم نه. در یک کارخانه بزرگ قالین‌بافی در پاکستان نیز از من خواستند که با آنان کار کنم و معاش بلندی هم می‌دادند، اما قبول نکردم.»

عبدالناصر صوابی هیچ‌گاهی به ترک هرات فکر نکرده و می‌خواهد که تا آخرین نفس‌هایش در زادگاهش به‌سر ببرد و شاگردان بیشتری در بخش هنر آموزش دهد.

ساخت کاغذ سنتی

به‌تازگی عبدالناصر صوابی روی تکنیک ساخت کاغذ سنتی کار می‌کند. این تکنیک بیشتر در مکتب مغولی هند استفاده می‌شود و آقای صوابی برای زنده‌ساختن این روش در هرات تلاش می‌‎کند و می‌گوید در گذشته‌ها هنرمندان هراتی در ساخت کاغذ سنتی پیشگام بودند.

کاغذهای سنتی به تناسب کاغذهای وارداتی خارجی، ارزان‌تر، ماندگارتر و هم نقاشی، مینیاتوری و تذهیب آسان‌تر است. عبدالناصر صوابی می‌گوید که به هیچ عنوان در موزه‌های جهانی تابلوهای هنرمندان افغان به‌دلیل استفاده از کاغذهای وارداتی به‌جای سنتی خریداری نمی‌شود: «تابلوهای که روی کاغذهای آماده‌شده کار می‌شود هم از لحاظ تخنیکی مشکل دارد و هم عمر آن کوتاه است. خوش‌بختانه مواد سازنده کاغذ سنتی در هرات پیدا می‌شود و باید این کاغذ در هرات به تولید انبوه برسد.»

عبدالناصر صوابی، ساخت کاغذ سنتی را دشوار نمی‌داند، اما می‌گوید که کمی زمان‌بر است: «مثلا تا مواد سازنده‌ی کاغذ سنتی آماده شود، دو تا سه ساعت وقت می‌گیرد و باز این مواد را حرارت می‌دهیم. دو یا سه روز این مواد را می‌گذاریم، تا خشک شود. باید تکنیک ساخت کاغذ سنتی را به دیگران نیز آموزش بدهم.»

آقای صوابی، مینیاتوری و تهذیب را به نقاشی ترجیح می‌دهد و در دانشگاه هرات بی‌وقفه تلاش می‌کند تا دانشجویانی را آموزش دهد که بعد از وی مشعل این دو هنر را به نسل‌های بعدی منتقل کنند. او می‌گوید که این کار شدنی است، اما بسیار دشوار.